دوره و شماره: دوره 9، شماره 2 - شماره پیاپی 16، دی 1396، صفحه 1-245 
تعداد مقالات: 14

ترجمه در خلافت اسلامی و تأثیر آن در انتقال علوم به سرزمین‌های غربی

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.208566.142296

مهرناز بهروزی

چکیده یکی از مهارت‌های قابل‌توجه نزد مسلمانان، ترجمه بود. نیاز جامعه‌ی اسلامی به فراگیری علوم و فنون، توجه خلفا و خاندان‌های علاقه‌مند به فرهنگ و دانش، وجود کتابخانه‌های بسیار، ارزانی کاغذ و... از دلایل توجه مسلمانان به فنّ ترجمه بود. این توجه موجب انتقال میراث ملل به جهان اسلام و سپس غرب شد. بدین‌گونه هدف این پژوهش، بررسی ترجمه در خلافت اسلامی (عصر اموی و عباسی) و انتقال آن به سرزمین‌های غربی است. مسلمانان پس از سال‌ها پیشرفت‌ علمی – به‌ویژه در زمان هارون‌الرشید و مأمون عباسی- به‌تدریج مبانی علمی خود را به سرزمین‌های غربی منتقل کردند. اما خود، کم‌کم دچار رکود و رخوت علمی شدند. حال به‌نظر می‌رسد باتوجه به نیاز مسلمانان به بیداری و رشد علمی، این پژوهش با پاسخگویی به این پرسش که چگونه ترجمه در خلافت اسلامی، موجب انتقال علوم به سرزمین‌های غربی شد، قصد تبیین توانایی علمی مسلمانان در گذشته را دارد. نگارنده مسئله‌ی مزبور را با روش پژوهش توصیفی- تحلیلی و شیوه‌ی مطالعه‌ی کتابخانه‌ای مورد بررسی قرار داد و به این نتیجه دست یافت: در رویارویی میان مسلمانان و مردم سرزمین‌های مفتوحه، نهضت ترجمه پا گرفت و بسیاری از کتب سرزمین‌های مختلف به عربی ترجمه شد. از سوی دیگر غرب نیز از موهبت ترجمه مسلمانان بهره برد و بدین‌گونه راه را برای رنسانس فرهنگی خود گشود.

بررسی تعدادی از اثرمهرهای حیوانی دوره‌ی آغازایلامی محوطه‌ی سفالین پیشوا، استان تهران

صفحه 13-28

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.204847.142281

مرتضی حصاری

چکیده یافته‌های فرهنگی به‌دست آمده از کاوش محوطه سفالین باعث افزایش بانک اطلاعاتی باستان‌شناسی دوران آغاز‌تاریخی با تمرکز بر بعد نظارت اقتصادی، هنری، فرهنگی و آیینی این دوره به‌ویژه آغازایلامی شده است؛ دوره‌ای که ما شاهد پیشرفت در فنّاوری در بسیاری از صنایع و هنر آن به‌ویژه در مُهرسازی هستیم. مهم‌ترین هدف این پژوهش مستندسازی نقش‌مایه‌های حجمی‌حیوانی اثرمهرهای به‌دست‌آمده از این محوطه به‌عنوان بخشی از هنر مهرسازی و در پی آن شناسایی سبک و روش خلق نقش‌مایه‌ها برروی مهرهای موردمطالعه است. مهم‌ترین پرسش‌ها در این پژوهش به این ‌ترتیب می‌باشند: گونه‌های نقش‌مایه‌های با صحنة حیوانی چیست؟ انواع کاربرد اثرمهرها چیست؟ در قالب کدام‌یک از سبک‌های هنری این دوره قرار می‌گیرند؟ نقش‌مایه‌ها در بازخوانی اجتماع این محوطه در دوره‌ی زمانی موردمطالعه به‌صورت یک مرکز مستقل چه کمکی می‌کنند؟ اثرمهرها، وارادتی و یا بومی این مرکز هستند ‌؟ روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق به ‌شیوه‌ی میدانی، شاملِ مشاهده، ثبت‌و‌ضبط، طبقه‌بندی و در مرحلة اسنادی، شاملِ مطالعة تطبیقی و مقایسه‌ای نمونه‌های مختلف است. اثرمهرهای مورد مطالعه با‌ توجه‌ به گونه‌های مختلف سبک کار و خلق نقش‌مایه‌ها باعث تمایز در جنبه‌های فرهنگی با سایر فرهنگ‌های هم‌افق خود شده است. این تمایزات در عین‌ تشابهات هنری به‌ویژه با بین‌النهرین، خود سبب سبک خاص مهرسازی شده است. دوره فرهنگی-تاریخی اثرمهرهای مجموعه، نخستین پایه‌های هنری و آغازنگارشی جامعه‌ی شهری با سطح بالا و پیشرفته در ایران باستان است. بخشی از نقش‌مایه‌ها و نیز کاربردشان نشان از ساخت و استفاده‌ی مهر در این محوطه می‌باشد.

مطالعه‌ی تطبیقی نگارههای باستانی کوه خواجه زابل و شهر گور فیروزآباد

صفحه 43-56

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.240138.142467

غلامرضا رحمانی، احمد چایچی امیر خیز، محمد مکاری

چکیده نمونه­های اندکی از هنر نقاشی دیواری از دوره‌های اشکانی و ساسانی برجای ‌مانده است و در این میان تعداد نمونه‌های موجود در ایران امروزی بسیار کمتر است اما همین نمونه­های انگشت‌شمار، نقشی مهم و اساسی را در بازنگری و تحلیل تاریخ تکوین هنر نقاشی دوران پیش از اسلام ایران ایفا می­کند. این دیوارنگاره‌ها در دو دوره و دو منطقه‌ی متفاوت در ایران و در یک نوع سبک و شیوه‌ی نقاشی نزدیک به یکدیگر دیده می‌شوند. تنوع موضوعات نقاشی در مجموعه کوه خواجه زابل و شهر گور فیروزآباد و توانایی به ‌انجام ‌رسانیدن کاری با این وسعت، یقینا نشان‌دهنده‌ی بهره‌گیری از هنرمندان سطح بالایی می‌باشد که در این مناطق کار کرده‌اند. مطالعه‌ی این آثار محدود نشان می­دهد گرچه فنون و شیوه­های متفاوتی در خلق آن‌ها به‌کار رفته، این نمونه­ها در عین هماهنگی کامل با قالب یا شکل و مفهوم کاربردی معماری، متناسب با شرایط اقلیمی و فرهنگ متنوع ایران‌زمین شکل ‌گرفته است. این مقاله به مقایسه‌ی دو نمونه از دیوارنگاره­های اشکانی کوه خواجه سیستان با نمونه‌ی منحصربه‌فردی از دوران ساسانی در فیروزآباد فارس اختصاص دارد. تحلیل این دیوارنگاره­ها از نظر موضوعی، ساختار هنری و شیوه‌ی اجرا نشان می­دهد که هنر نقاشی دوران ساسانی به‌رغم نفوذ هنر هلنی به‌عنوان هنری مستقل و ایرانی از نظر شکل و محتوا از هنر نقاشی اشکانی در شرق ایران تأثیر پذیرفته است.

بررسی زمین باستان‌شناسی برای منشأیابی سنگ‌های استفاده‌شده در ساخت بناهای ساسانی شهر بیشاپور

صفحه 57-72

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.202556.142271

محمد حسین رضایی، کوروش احمدی

چکیده سلسله ساسانی که نامشان را از ساسان بزرگ پارس و موبد موبدان معبد آناهیتا در استخر گرفته­اند، از سده سوم تا سده هفتم میلادی در ایران حکومت کردند. ﻣﻬـﻢ‌ﺗـﺮﻳﻦ ﺍﺑﻨﻴـﻪ ﺍﻳﻦ ﺩﻭﺭﻩ ﺭﺍ ﻛﺎﺥ‌ﻫﺎﻱ ﻋﻈﻴم و باشکوه شاهان ﺗﺸﻜﻴﻞ می‌ﺩﻫﺪ. شهر بیشاپور ازجمله مهم‌ترین شهرهای دوره‌ی ساسانی محسوب می‌شود که در شهرستان کازرون واقع است. در طی یک بررسی باستانشناسی در اطراف جاده باستانی و سنگفرش مربوط به عصر ساسانی واقع در منطقه کوهستانی موسوم به کتل دختر در شرق شهرستان کازرون، آثار و بقایای چند توده‌ی سنگی از عصر ساسانی به‌دست آمده که بر اساس بررسی و تحقیقاتِ باستان شناسان اداره میراث فرهنگی شهرستان کازرون، مشخص شد که این دو مکان به‌عنوان معدن سنگ مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند. سنگ از جمله مصالحی است که برای ساخت بناهای بیشاپور استفاده ‌شده است. ﺑﺎ ﺗﻮﺟﻪ ﺑﻪ ﺍﻳﻨﻜﻪ ﺩﺭ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﻮﺍﺭﺩ بررسی‌های ﺑﺎﺳﺘﺎﻥﺷﻨﺎختی ﺑﺮ ﺷﻮﺍﻫﺪ ﻣﺎﺩﻱ ﺍﺳﺘﻮﺍﺭ ﺍﺳﺖ، ﺑﻨﺎﺑﺮﺍﻳﻦ ﺷﻨﺎﺧﺖ ﻫﺮﭼﻪ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﻳﻦ داده‌ها ﻭ ﺗﻔﺴﻴﺮ آن‌ها ﺑﺎ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﻋﻠﻮﻡ ﻣﻴﺎﻥ‌رشته‌ای ﺿﺮﻭﺭﺕ ﻣﻲ‌ﻳﺎﺑﺪ. بر همین اساس، در ﺍﻳﻦ ﭘﮋﻭﻫﺶ ابتدا بررسی میدانی و نمونه ‌برداری از سنگ‌های مورد استفاده در ساخت بناهای بیشاپور صورت گرفته است و پس از نمونه برداری از بناهای بیشاپور، به مقایسه نمونه‌های اخذ شده از سایر معادن سنگ شناسایی‌شده (بر‌ پایه‌ی روش‌های آزمایشگاهی) برای پی بردن به منبع احتمالی استخراج سنگ‌ها پرداخته شده است. برای دست‌یابی به این امر، روش‌های آزمایشگاهی مطالعه مقاطع نازک سنگ‌ها، و همینطور آنالیز XRD و XRF به‌کار گرفته شد و با انجام آزمایش‌ها مشخص شد که سنگ‌های معادن و بناهای دوره‌ی ساسانی بیشاپور (کاخ والرین، معبد آناهیتا و برج و باروها) جنس، ترکیبات و ساختار مشابهی دارند.

تعیین توالی DNA میتوکندری (mtDNA) بقایای اسکلتی دوره‌ی ایلام میانی محوطه‌ی باستانی هفت‌تپه

صفحه 73-86

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.222521.142360

مریم رمضانی، محمدتقی اکبری، مصطفی منتظر ظهوری، شهره زارع، مهدی نیکنامی، نغمه لسانی

چکیده علم نوپای ژنتیک باستان‌شناسی (Archaeogenetics) که بر پایه‌ی آمیزه‌ی علوم ژنتیک و باستان‌شناسی است، پتانسیل بسیار بالایی در کشف حقایق و ناگفته­های فرهنگی و معیشتی دوران باستان از قبیل منشأ انسان مدرن و سیر تکاملی آن، چگونگی مهاجرت و توزیع جغرافیایی آن در پنج قاره جهان و همچنین بررسی تنوع ژنتیکی نمونه­های DNA باستانی در نقاط مختلف جهان و مقایسه‌ی تحلیلی آن با جمعیت انسان امروزی دارد. مناطق بسیار پلی‌مورفیک DNA هسته­ای مانند مارکرهای STR کروموزوم Y و مناطق بسیار متغیر DNA میتوکندریایی (mtDNA) برای بررسی تنوع ژنتیکی نمونه­های باستانی استفاده  می­شود. در پژوهش حاضر DNA باستانی از تعدادی از نمونه‌های استخوانی و دندان انسانی استخراج شد. نمونه­ها از حفاری منطقه هفت‌تپه متعلق به دوره‌ی ایلام میانی به‌دست آمد. سپس مناطق HVI و HVII مولکول mtDNA، با استفاده از روش PCR تکثیر و در ادامه تعیین توالی شد. توالی­ها با توالی مرجع مقایسه و هاپلوگروپ این اقوام R2 و R5 تعیین شد. با ردیابی این هاپلوگروپ‌ها از مناطق آریانشین مشخص شد که منشأ هاپلوگروپ R2جنوب غربی ایلام و تمدن ایلام است. 

بازشناسی طراحی فضای مسجد کهنه دستگردان طبس

صفحه 87-102

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.222947.142367

محمد ابراهیم زارعی، خدیجه شریف کاظمی

چکیده معماران همواره مساجد را به‌عنوان یکی از عناصر مهم معماری بناهای شهری با طرح‌ها و شیوه‌های مختلف و درنظرگرفتن اقلیم، بنا می‌کردند. ناحیه‌ی طبس واقع در جنوب استان خراسان جنوبی همواره نقش مهمی در تاریخ، هنر و فرهنگ ایران به‌ویژه در دوران اسلامی داشته است. این مهم را می‌توان از وجود آثار فراوان و ارزشمند به‌جای‌مانده از معماری این ناحیه دریافت. در طی بررسی باستان‌شناسی که در 1394 در بخش دستگردان طبس صورت گرفت، دو مسجد دستگردان و هودر در این منطقه شناسایی شد که از لحاظ ساختار و کارکرد، تاکنون مورد واکاوی و پژوهش قرار نگرفته‌اند. بنای مسجد کهنه ‌دستگردان دارای طرح و نقشه هندسی منحصربه‌فردی است که با مساجد دو ایوانی خراسان در دوران میانی اسلامی قابل‌مقایسه است. ازآنجایی‌که این مسجد موردمطالعه و واکاوی باستان‌شناسانه قرار نگرفته، پژوهش کنونی اهمیت ویژه‌ای می‌یابد. روش به‌کاررفته در این پژوهش، از نوع بنیادین و روش، توصیفی- تحلیلی است. جمع‌آوری یافته‌ها مبتنی بر بررسی‌های میدانی و مطالعه‌ی منابع کتابخانه‌ای از طریق مشاهده و با استفاده از کروکی و تهیه نقشه است. در راستای انجام این پژوهش سعی شده است، با تعیین ماهیت بنای مذکور و مقایسه از طریق دیگر مساجد، موقعیت بافت فرهنگی و تاریخی بنای موردنظر بررسی شود. نتایج بیانگر این مطلب است که با توجه به ساختار بنای مسجد کهنه دستگردان و بافتی که در آن شکل ‌گرفته است، تاریخ ساخت آن به دوران میانی اسلامی، به‌ویژه دوره‌ی ایلخانی بازمی‌گردد. 

گاهنگاری و روند تداوم استقرار شهر جندی‌شاپور با تکیه بر شواهد باستان‌شناختی

صفحه 103-121

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.211719.142309

محمد سعیدپور، کریم حاجی زاده، رضا رضالو، حسن کریمیان

چکیده تلاش پادشاهان ساسانی در احداث شهرها به‌ اندازه‌ای درخشان بود که به‌‌نام هر یک از آن‌ها یک یا چند شهر به ثبت رسیده است. چنان‌که از منابع تاریخی برمی‌آید، جندی­شاپور یکی از شهرهای مشهور شاپور اول در خوزستان است که همانند بیشاپور با پلان مستطیلی‌شکل ساخته شده بود و همانند بیشاپور، از یک‌طرف به رودخانه‌ی سیاه منصور محدود بود. لیکن در اینجا قلعه و دژی وجود نداشته تا از شهر حفاظت کند. باوجود کثرت مکتوبات تاریخی درخصوص این شهر عصر ساسانیان اطلاعات اندکی درباره‌ی تاریخ دقیق احداث و روند تداوم استقرار آن در دست است. همچنین سازمان اجتماعی ساکنان شهر و عملکرد محله‌های آن در هاله­ای از ابهام قرار دارد. به‌منظور رفع ابهاماتی از‌ این‌دست، مطالعات باستان­شناسانه نگارندگان با نقشه‌برداری و تهیه عکس هوایی از این شهر و سپس بررسی سامانمند باستان­شناختی در آن به انجام رسید و درمجموع چهل و یک تپه باستانی شناسایی و ثبت شد. هدف پژوهش حاضر شناخت دوره­های استقراری و چگونگی روند تداوم شهر تا دوره­های اسلامی بود. نتایج گونه­شناختی، مطالعه‌ی تطبیقی یافته­های سطحی، گاهنگاری و شناخت دوره­های استقراری این شهر را در پی داشت و روشن ساخت که استقرار در آن تا قرون متأخر اسلامی تداوم داشته است.

نظام حسابداری اولیه در دورۀ پیش‌ازتاریخ: یافته‌هایی از کاوش تل مش‌کریم، شهرستان سمیرم

صفحه 123-136

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.203598.142276

محمد حسین طاهری، علیرضا سرداری زارچی

چکیده بررسی نظام حسابداری و فرایند رشد و تکامل آن در دورۀ پیش‌ازتاریخ از موضوعات دارای اهمیت برای شناخت جوامع انسانی، ارتباطات آن­ها، شکل‌گیری نظام­های تجاری برون و درون‌منطقه‌ای و همچنین روند شکل‌گیری و تکامل خط و نگارش است. کالاشمارها و گوی­های شمارشی از جمله شواهدی هستند که می­توانند بر نقش نظارتی و جمع­آوری و طبقه­بندی تولیدات دلالت کنند. این مواد توانستند زبان­ها وگویش­های مختلف را که مشکلی در روند تجارت به حساب می­آمدند، به زبانی دیداری و قابل فهم یعنی یک زبان تجاری واحد تبدیل کنند. این زبان تجاری، تسهیل و دقت در روند تجارت بین مناطق مختلف را سبب شد. هدف این پژوهش بررسی، گونه‌شناسی و طبقه‌بندی اشیای شمارشیِ (کالاشمار) یافت شده از تل مش­کریم است. محوطه     مش­کریم در بخش جنوب­شرقی شهرستان سمیرم در نزدیکی مرز استان فارس با اصفهان قرار دارد و دارای مساحتی درحدود ۱۴۰۰ مترمربع با ارتفاع ۲ متر از سطح دشت است؛ گاهنگاری تل مش­کریم به دورۀ باکون میانی، (4500‌) پ.م برمی­گردد. مواد فرهنگی به‌دست‌آمده شامل 32 قطعه ژتون شمارشی و یک قطعه گل‌خط است که در این مقاله ژتون‌های شمارشی به سه گونه و هفت زیرگونه طبقه‌بندی شده‌اند. همچنین وجود یک چوب‌خط، نشان‌دهندۀ وجود نظام حسابداری اولیه در این محوطه است.

الگوهای زیستگاهی عصر مفرغ دشت سیلاخور

صفحه 137-155

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.211247.142308

عباس مقدم، عباس نوری

چکیده دشت سیلاخور در استان لرستان یکی از پهنه‌های زیستی مهم در ناحیه شرق زاگرس مرکزی است که با توجه به توانمندی‌های زیست‌‌محیطی مناسب، زمینه‌ی اسکان گروه‌های انسانی از پیش‌‌از‌تاریخ تاکنون را فراهم نموده است. این دشت که در امتداد شرقی دره نهاوند و کنگاور واقع شده، با طول بیش از 70 کیلومتر و عرض متوسط 12 کیلومتر در حاشیه شمالی و شرقی رشته کوه‌های اشترانکوه و گَرین (کوه) و مابین شهرهای بروجرد و دورود در استان لرستان واقع شده است. در بررسی باستان شناختی این دشت در دهه گذشته، کمابیش 700 اثر تاریخی فرهنگی از دوره نوسنگی تا قرون متاخر اسلامی شناسایی شد، اما تاکنون در راستای تحلیل الگوهای زیستگاهی سکونتگاه‌های باستانی آن، مطالعات زیادی صورت نگرفته است. در این پژوهش با هدف دستیابی به الگوهای زیستگاهی عصر مفرغ این ناحیه، 51 زیستگاه از میان آثار شناسایی‌‌شده‌ در محدوده شهرستان دورود انتخاب و سپس با استفاده از محیط GIS به پردازش و تحلیل عوامل مؤثر در مکان­گزینی سکونتگاه‌ها، شیوه‌ی پراکنش و توزیع آن‌ها در دشت و نوع الگوهای زیستگاهی آن‌ها پرداخته شد. نتایج این پژوهش نشان داد که از میان عوامل جغرافیایی موردبحث، منابع آب، زمین‌های حاصلخیز، درجه و دامنه شیب زمین، راه‌های باستانی و گسل زلزله، بیشترین تأثیر را بر شیوه‌ی پراکنش و مکان‌گزینی زیستگاه‌ها داشته‌اند. همچنین شش نوع الگوی زیستگاهی برای سکونتگاه‌ها به‌‌دست آمد که در ادامه به آن‌ها پرداخته خواهد شد.

چه کسانی در راه شاهی به مسافران خدمات ارائه می کردند؟

صفحه 157-175

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.216513.142336

لیلا مکوندی

چکیده متون تاریخی اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی اهمیت راه شاهی هخامنشی از نظر وسعت، چگونگی کنترل و برقراری امنیت در آن، ایستگاه‌های بین‌راهی و خدماتی که به مسافران ارائه می‌شد در اختیار می‌گذارند، اما درباره نوع مشاغل و کارکنان شاغل در حوزه‌ی خدمات سفر سکوت کرده‌اند. در این زمینه، 719 متن مربوط به جیره‌های سفر (متن‌های Q) موجود در بایگانی باروی تخت‌جمشید اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره‌ی مشاغل مختلف مرتبط با خدمات سفر دارند. در پژوهش حاضر متن‌های مربوط به هر شغل خاص تفکیک و تلاش شده است که با تحلیل و مقایسه‌ی آن‌ها بر مبنای نام شخص شاغل، مهر و دیگر اطلاعات موجود به شناختی نسبی از این مشاغل و حیطه‌ی فعالیت آن‌ها دست یابیم. مطالعه متن‌ها نشان می‌دهد که عناوین شغلی مختصّ خدمات سفر ریشه‌ی ایرانی دارند و برخی از آن‌ها مانند راهنماهای سفر، تخصصی و سلسله‌مراتبی بوده است. 

توضیح سبک‌شناسی و تاریخ‌گذاری کمربند مفرغی و منقوش گرگول (آذربایجان غربی ـ ایران)

صفحه 177-191

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.208971.142297

کاظم ملازاده، علی بیننده

چکیده حوضه‌ی جنوبی دریاچه‌ی ارومیه به‌جهت شرایط مناسب زیست‌محیطی و ارتباطات سهل و گسترده، از دوره پیش‌ازتاریخ   به‌بعد پذیرای گروه‌های مختلف انسانی و محل شکل‌گیری فرهنگ‌های غنی بوده و این زمینه را برای پیشرفت هنرهای مختلف از جمله فلزگری فراهم آورده است. کمربند مفرغی گرگول در 1387 و در جریان کاوش غیرمجاز قبری در مجاورت روستای گرگول، واقع در 35 کیلومتری محوطه حسنلو به‌دست آمد. بعد از رسوب‌زدایی و عکاسی، نقوش و تکنیک به‌کاررفته مورد سبک‌شناسی و تاریخ‌گذاری قرار گرفت. این کمربند منحصربه‌فرد، به‌طور کامل با نقوش متنوعی مزین شده است. تصویر اصلی در میانه سگک دیسکی‌شکل آن نقش شده و شامل صحنه­ی نیایش با مرکزیت درخت مقدس است. با توجه به سبک‌شناسی هنری، کمربند توسط هنرمندان محلی و به تأثیر از نقش‌مایه‌های آشوری ساخته‌ شده و بیشترین قرابت را با کمربند مشابه مؤسسه‌ی هنرهای دیترویت و کمربندهای مفرغی مکشوفه از حسنلوی IVB دارد. همچنین با مطالعه­ی نقوش کمربند و نیز مقایسه‌ی آن با نمونه‌های حسنلو، تاریخ نیمه­ی دوم قرن 9 ق.م برای این کمربند پیشنهاد شده است.

ارزیابی استفاده از آنالیز میکروپروب اشعه ایکس (XPMA) به‌عنوان روش غیرتخریبی در شناسایی ترکیب شیمیایی لعاب‌های تاریخی

صفحه 193-210

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.203938.142279

سمیه نوغانی، فهیمه شیرانی، محمد مهدی کریم‌نژاد

چکیده بررسی و ارزیابی ویژگی­های آثار تاریخی و اجزای تشکیل‌دهنده­ی آن‌ها با توجه به زمینه­های ساختارشناسی، فن­شناسی و  آسیب­شناسی به کمک آنالیزهای غیرمخرب (NDT)، ازجمله حوزه­های موردتوجه و حائز اهمیت در باستان­سنجی به­شمار    می­رود. در این پژوهش، نتایج بررسی ترکیب شیمیایی لعاب کاشی هفت‌رنگ به‌احتمال متعلق به دوره‌ی صفوی، با استفاده از روش آنالیز میکروپروب پراش اشعه ایکس (XPMA) به­صورت کیفی و کمّی و بدون نمونه­برداری از اثر، ارائه شده است. داده­های حاصل از این روش آنالیزی، امکان شناسایی نوع عناصر اصلی، فرعی و کمیاب تشکیل‌دهنده‌ی لعاب و درصد آن‌ها، همچنین مقدار ترکیب اکسیدی اتم­های موجود را بدون هیچ‌گونه عارضه‌ی تخریبی، با دقت، سهولت و سرعت بالا فراهم می­آورد. با توجه به  داده­های حاصل از این آنالیز، می­توان اظهار داشت که این لعاب­ها از دسته­ی لعاب­های سربی بوده و اکسید کلسیم به­عنوان  کمک­ذوب در ترکیب آن‌ها استفاده شده است. همچنین براساس اکسیدهای رنگ­ساز شناسایی شده در رنگ­هایی چون آبی فیروزه­ای (با حضور اکسید مس)، زرد (با حضور اکسید آهن در مجاورت اکسید کلسیم) و سبز روشن (اکسید کروم) که در محیط اکسیداسیون رنگ­های مذکور را ایجاد می­کنند، محیط پخت لعاب نیز در اتمسفر اکسیداسیون بوده است. شناسایی مواد تشکیل‌دهنده‌ی ساختار نمونه‌ی موردمطالعه از طریق آنالیزهای عنصری، فازی، حرارتی (XRF، XRD، STA) و پتروگرافی انجام گرفت که حاکی از محیط پخت اکسیداسیون و محدوده­ی دمای پخت 800 – 850 درجه سانتی­گراد بدنه است. 

بررسی و مقایسه‌ی تناسب‌های انسانی در هنر مصر و ایرانِ دوره‌ی هخامنشیان

صفحه 211-227

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.225885.142384

رحبم ولایتی

چکیده هنر هخامنشی، هنری درباری و تحت تأثیر هنر ملل تابعه مانند بین­النهرین، مصر و آسیای صغیر بوده است. این مقاله به بررسی، مطالعه و مقایسه­ی تناسب­های انسانی، مجسمه‌ها و نقوش برجسته­ی دوره­ی هخامنشی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار هنری این دوره می­پردازد. تناسب در طبیعت نیز قابل‌مشاهده و مفهوم آن مفهومی در دانش ریاضی است که در هنرهای بصری اهمّیت به‌سزایی دارد؛ چنانچه فرمول نسبتِ تقسیمِ طلایی در تناسب که در طبیعت و ساخته‌های انسانی مانند مجسمه‌ها و بناها مشاهده می­شود. در این پژوهش به بررسی تأثیرپذیری آثار هنریِ دوره­ی هخامنشی از هنر ملل تابعه به‌عنوان مرجع و منبع تناسب­ها در هنر این دوره پرداخته می­شود. نتایج این بررسی نشان می­دهد که تناسب­های انسانی موجود در هنر هخامنشی تحت‌تأثیر هنر و قواعد تناسب­های هنری بین­النهرین و یونان و از همه بیشتر، مصر بوده و قابل ذکر است که بین اوج هنر هخامنشی ـ از نظر کاربرد قواعد تناسب در معماری و مجسمه‌سازی ـ و هنر مصر شباهت‌های زیادی مشاهده می­شود.