دوره و شماره: دوره 12، شماره 1 - شماره پیاپی 21، بهار 1399، صفحه 1-283 
تعداد مقالات: 14

پژوهشی در آیین دخمه گذاری زرتشتیان با تکیه بر مطالعه ساختار معماری دخمه های زرتشتی

صفحه 1-17

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.264448.142609

رسول احمدی، رضا مهرآفرین

چکیده بنابر آموزه ­های دین زرتشت و به‌منظور جلوگیری از آلودگی چهار عنصر مقدس آب، خاک، باد و آتش، می­ بایست اجساد درگذشتگان در فضای باز و بر بلندی کوه­ ها توسط جانوران گوشت‌خوار دریده شده و استخوان ­های آن­ ها پس از جمع ­آوری درون اَستُودان (استخوان­ دان)، دفن گردد. این روش که معمول­ ترین سنت تدفین زرتشتیان در دوران اسلامی بوده است درون سازه های مدور روبازی که بر بلندی کوه ­ها ایجاد شده بودند صورت می­ پذیرفت. در منابع مکتوب، این سازه ­ها دخمه و آیین مزبور نیز دخمه گذاری نامیده شده است. علی رغم تحقیقات پراکنده ای که در خصوص آیین دخمه­ گذاری و دخمه­ های زرتشتی صورت گرفته است، همچنان پرسش های مهمی در خصوص پیشینه تاریخی این سنت و قدمت سازه­ های تدفینی مرتبط با آن و همچنین سیر تحول ویژگی­ های معماری دخمه ­های زرتشتی در طول ادوار مختلف تاریخی پابرجاست. ازاین‌روی، پژوهش پیش‌رو کوشیده ‌است با بهره ­گیری از مطالعات اسنادی و میدانی و تفسیر و تحلیل یافته‌های این مطالعات با «رهیافت تاریخی» به‌ ابهامات موجود در این زمینه پاسخ مناسبی دهد. بر اساس نتایج، با استناد بر منابع تاریخی و شواهد باستان­ شناختی، سنت عرضه اجساد درگذشتگان به جانوران گوشت‌خوار که از دوران هخامنشی در میان مغان رسمی معمول برای تدفین درگذشتگان بوده است، در طول دوران اشکانی- ساسانی و با استفاده از دخمه­ های مدور، میان زرتشتیان ایران عمومیت یافته است. در ادامه­ ی روند مذکور و طی دوران اسلامی، آیین دخمه­ گذاری و استفاده از دخمه ­های مدور، با ایجاد تغییر و تحولاتی در نحوه اجرای مراسم و اجزای معماری سازه ­های تدفینی مرتبط با آن، تا عصر حاضر نیز استمرار داشته است.

تحلیل نقش عوامل طبیعی در توزیع فضایی سکونتگاه های قلعه ای استان اردبیل با استفاده از GIS و AHP

صفحه 19-40

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.261578.142594

پرویز پورکریمی، کریم حاجی زاده، رضا رضالو، بهروز افخمی

چکیده سکونتگاه ­های قلعه ­ای یکی از مراکز استقراری است که مکان­ گزینی، شکل­ گیری و توزیع فضایی آن‌ها به‌شدت متأثر از عوامل طبیعی است. پژوهش حاضر با استفاده از داده­ های میدانی و اسنادی و با بهره ­گیری از سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) و فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) درصدد بررسی همبستگی میان عوامل طبیعی و سکونتگاه­ های قلعه ای استان اردبیل و رتبه ­بندی عوامل طبیعی مؤثر در توزیع فضایی این سکونتگاه ­ها است. بر پایه داده­ های به‌دست‌آمده از بررسی­ های میدانی و اسنادی، 100 قلعه از دوره­ های مختلف پیش‌ازتاریخی، تاریخی و اسلامی در گستره جغرافیایی استان اردبیل شناسایی و بررسی شد، که مواد و جامعه آماری این پژوهش را تشکیل می­ دهند. برای تجزیه‌وتحلیل داده­ ها، پس از تشکیل پایگاه داده­ای، توزیع سکونتگاه ­های قلعه ­ای شناسایی شده نسبت به متغیرهای فاصله از رودخانه، شکل زمین، ارتفاع، درصد شیب، جهت شیب، اقلیم، پوشش گیاهی و نوع خاک مورد بررسی و سنجش قرار گرفت. نتایج تحقیق مبین این است که عوامل طبیعی نقش بارزی در توزیع فضایی، تعیین نوع کارکرد و میزان اهمیت سکونتگاه ­های قلعه­ ای استان اردبیل داشته است. تحلیل همبستگی میان عوامل طبیعی و توزیع فضایی سکونتگاه های قلعه­ ای این استان نشان می­ دهد، که شکل زمین (دشتی و کوهستانی)، فاصله از رودخانه و ارتفاع در میزان و الگوی توزیع قلعه­ ها بیش­ترین تأثیر را داشته است. سایر متغیرها یعنی درصد شیب، جهت شیب، اقلیم، کاربری اراضی و نوع خاک نیز به ترتیب اهمیت و تأثیرگذاری در توزیع فضایی این قلعه ­ها مؤثر بوده­اند.

پژوهشی در آثار یافت شده از بررسی باستان شناسی زیر آب بندر بوشهر

صفحه 41-58

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.250382.142528

حسین توفیقیان

چکیده پیرو گزارش مرکز مطالعات پزشکی دریایی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر مبنی بر کشف قطعات سفال از بستر دریا در محدوده آب‌های ساحلی بندر بوشهر، گروه باستان‌شناسی زیر آب پژوهشکده باستان‌شناسی با هدف مطالعه و شناسایی این بقایای فرهنگی، طی یک ماه در مردادماه سال 1395 و با مشارکت غواصان حرفه‌ای وابسته به دانشگاه علوم پزشکی بوشهر اقدام به غواصی علمی در خلیج‌فارس نمود. در عملیات بررسی باستان‌شناسی در زیر آب، محوطه‌ای  شامل پراکندگی قطعات سفال در بستر دریا شناسایی گردید. این محوطه در فاصله پانصد متری از سواحل بندر بوشهر و در عمق سه تا شش متری دریا واقع شده است. در مطالعات باستان‌شناسی زیر آب سواحل بندر بوشهر در خلیج‌فارس، مواد فرهنگی شامل خمره‌های اژدری شکل، خمره‌های کوچک و بزرگ لعاب‌دار و پراکندگی قطعات سفال در بستر دریا شناسایی گردید. در میان یافته‌های فرهنگی، تعداد اندکی خمره‌های اژدری شکل و تعداد بیشتری قطعات شکسته این سفال و چند سفال لعاب‌دار جمع‌آوری شد. سفال‌های اژدری و لعاب‌دار فیروزه‌ای از شاخص‌ترین سفال‌های دوره ساسانی در خلیج‌فارس است که در تجارت دریایی  از بنادر ایرانی به بنادر مقصد حمل می‌گردید. تعیین ماهیت واقعی این محوطه تاریخی و تاریخ‌گذاری آن از مهم‌ترین انگیزه‌های عملیات غواصی باستان‌شناسی زیر آب در این سواحل بود که منجر به کشف محموله یک کشتی تاریخی از دوره ساسانی گردید. در این مقاله ضمن توضیح برنامه پژوهشی بررسی و شناسایی باستان‌شناسی زیرآب سواحل بندر بوشهر، سفال‌های مکشوفه در این پژوهش شامل سفال‌های اژدری و سفال‌های لعاب‌دار فیروزه‌ای به‌عنوان شاخص‌ترین سفال‌های دوره ساسانی و صدر اسلام در تجارت دریایی خلیج‌فارس موردبحث قرار خواهد گرفت. همچنین جایگاه ساسانیان در تجارت دریایی خلیج‌فارس و اهمیت تجارت در این دوره تاریخی از بنادر ایرانی به بنادر مقصد در شبه‌قاره هند، سواحل جنوبی خلیج‌فارس و شرق آفریقا مورد دقت نظر قرار می‌گیرد.

گاه نگاری نسبی بر اساس تشخیص فن‌آوری تولید دست‌ساخته‌های سنگی: مطالعه موردی تکنیک تولید تیغه‌ها و ریزتیغه‌ها در مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی غار کمیشان مازندران

صفحه 59-80

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.257826.142566

مژگان جایز، حامد وحدتی نسب

چکیده صنایع سنگی به دلیل سیر تطوری که در تکنیک تولید در طول پیش‌ازتاریخ طی کرده‌اند، ویژگی‌هایی قابل‌تشخیص و مناسب برای تاریخ‌گذاری دارند. یکی از این ویژگی‌ها تشخیص فن‌آوری تولید به‌ویژه در تیغه‌ها و ریزتیغه‌هاست که با انواع تکنیک‌ها شامل ضربه مستقیم با چکش سخت و ارگانیک، ضربه غیرمستقیم و تکنیک فشاری تولید می‌شوند و هر یک از این تکنیک‌ها علائم متمایزی را ایجاد می‌کنند. پژوهش حاضر مبتنی بر مطالعه تکنیک‌های تولید تیغه‌ها و ریزتیغه‌ها در مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی غار کمیشان مازندران است که چندین دوره از میان‌سنگی تا عصر آهن را دربرمی‌گیرد. بر اساس این پژوهش در مجموعه مربوط به دوران میان‌سنگی در کمیشان، تکنیک ضربه غیرمستقیم همراه با تکنیک ضربه مستقیم با چکش ارگانیک در برداشت تیغه‌ها و ریزتیغه‌ها مورد استفاده قرار می‌گرفت. پس از آن در دوران نوسنگی تکنیک جدیدی در منطقه مورد استفاده قرار گرفت که در مراحل اولیه به‌صورت برداشت فشاری ریزتیغه‌ها از سنگ مادرهای مخروطی و قایقی بوده و در دوره‌های بعد، احتمالاً در مس‌سنگی و عصر مفرغ تغییر دیگری در تکنیک‌های برداشت حاصل شد که استفاده از نوک فلزی در ابزار فشار و در پانچ برای ضربه غیرمستقیم بود که قبل از کشف فلز استفاده از آن ممکن نبود.

بررسی ساختار و قدمت دروازه اصلی/ ورودی اول در مجموعه‌ی ارگ بم

صفحه 81-96

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.260241.142589

افشین ابراهیمی، اسدالله جودکی عزیزی

چکیده مجموعه‌ ارگ که در شمال شرق شهر بم قرار دارد، یکی از معدود مجموعه‌های تاریخی است که سیمایی از یک شهر سنتی ایرانی را به‌ خوبی نمایش می‌دهد. علی‌رغم انجام پژوهش‌هایی در ارتباط با ساختار شهرسازی آن، درباره‌ی برخی از عناصر معماری به‌ویژه ساختار، زمان شکل‌گیری و روند تکوین ورودی اول پرسش‌هایی وجود دارند که بی‌پاسخ‌مانده‌اند. در پژوهش پیش‌رو که از نوع تحقیقات تحلیلی- تاریخی است، تلاش شده به‌ آن‌ها پاسخ درخور داده‌ شود. برآیند پژوهش نشان‌ می‌دهد که ساختار ورودی دارای سه پوسته است؛ لایه‌ی نخست شامل دو برج مکعب است و در دوره‌ی سلوکی یا اوایل دوره‌ی اشکانی ساخته شد. در دوره‌ی سلجوقی/ اتابکان کرمان و احتمالاً در دوره‌ی کوتوالی «سابق‌الدین علی» (580-563 هجری) ضمن الحاق لایه‌ای به‌ بدنة مکعب برج‌ها، پوسته‌ای دیگر با دو برج استوانه‌ای در کنار آن‌ها برپا شد. آخرین مرحلة الحاقات در دوره‌ی ایلخانی/آل مظفر و به‌احتمال‌زیاد در زمان عامل سلطان ابوسعید بهادر در بم، «اخی شجاع‌الدین» (744-716 هجری)، به‌ انجام رسیدند؛ در این مرحله غیر از برج‌های استوانه‌ای، بارویی با محور شمالی- جنوبی ایجاد و یک «هشتی» نیز به‌ورودی الحاق شد. هم‌زمان و در کنار درگاه ورودی جدید دو برج استوانه‌ای با اندازه‌ای نسبتاً کوچک نیز ساخته‌ شدند. پوسته‌ی جدید در دوره‌ی تیموری دست‌کم دو مرحله مرمت شد.

فرامرز (بان مخمل): محوطه اواخر دوره مس و سنگ جدید در دره‌های شمالی زاگرس مرکزی، شهرستان سنقر و کلیایی، استان کرمانشاه

صفحه 97-116

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.245563.142497

محسن حیدری دستنایی، روح الله شیرازی

چکیده باوجود انجام فعالیت‌های باستان‌شناختی متعدد طی سده‌ی اخیر در استان کرمانشاه، توجه چندانی به بخش‌های شمالی این استان، ازجمله شهرستان سنقر و کلیایی نشده است. شرایط جغرافیایی و زیست‌محیطی مناسب، ازجمله رودخانه‌های دائمی، دشت‌های میان کوهی کوچک و حاصلخیز و موقعیت ارتباطی و تجاری این شهرستان و در مقابل فقر اطلاعات باستان‌شناختی جامع از کاوش‌های هدف‌دار از ادوار مختلف فرهنگی در این منطقه از زاگرس، انجام یک سلسله مطالعات روشمند بر اساس کاوش‌های منظم و هدف‌دار را ضروری می‌نماید.بر این اساس، مطالعات نجات بخشی محوطه‌های باستانی در پروژه سد جامیشان می‌تواند بهترین موقعیت برای این مطالعات باشد. در این میان محوطه فرامرز که محوطه‌ای مربوط به اواخر دوره مس­و­سنگ است، انتخاب گردید و باهدف مطالعات نجات­بخشی مورد کاوش قرار گرفت. با توجه به نتایج اولیه از کاوش در محوطۀ بان­مخمل و مقایسه نسبی سفال‌های آن با محوطه‌های هم‌زمان، آشکار گردید که این محوطه به­صورت تک دوره­ای و در دوره گودین VI3 مورد استفاده قرار گرفته است. بر اساس داده‌های حاصل از کاوش محوطه فرامرز مانند سردوک­ ها، سنگ‌ساب‌ها و صدف‌ها می‌توان استنباط کرد که ساکنان این محوطه، علاوه بر شیوه معیشتی دامداری و کشاورزی؟ از شکار و صید آبزیان نیز استفاده کرده‌اند.

توصیف، طبقه بندی و گونه شناسی سفال های اشکانی به دست آمده از دور دوم کاوش های قلعه یزدگرد

صفحه 117-137

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.266797.142620

علیرضا خسروزاده، ناصر نوروززاده چگینی، سامر نظری

چکیده سفال به‌عنوان شاخص ­ترین یافته­ ی باستان‌شناسی، نقش به سزایی در بازسازی برهم­کنش ­های منطقه ای و فرا منطقه ­ای دارد؛ بنابراین شناخت سفال­ های هر دوره­ ی فرهنگی بسیار حائز اهمیت است. محوطه­ های باستان­ شناختی اندکی مربوط به دوره ­ی اشکانی در غرب ایران کاوش شده است. ازاین­ رو به دلیل فقدان مجموعه­­ های سفالی کافی، جهت شناخت و تمایز سفال­ های این دوره، شناسایی محوطه ­های اشکانی غرب ایران با مشکلاتی رو­ب­رو می­ باشد. بدین ترتیب معرفی و ارائه ­ی مجموعه سفال­ های تاریخ­ گذاری شده­ ی دقیق از دوره­ ی اشکانی، برای درک بهتر تحولات منطقه در این بازه ­ی زمانی مؤثر و لازم است. یکی از مهم­ترین محوطه ­های اشکانی غرب ایران که اخیراً مورد کاوش قرار گرفته است، قلعه یزدگرد می­ باشد. ارائه گونه­ ها و شکل ­های سفالی به­ دست ­آمده از این محوطه، جهت مطالعات سفالی منطقه­ ای و گاه­ نگارهای نسبی در قلمرو اشکانی سودمند خواهد بود. طبق مطالعات صورت­ گرفته بر روی سفال­ های حاصل از کاوش، درمجموع سه گونه­ ی سفالی شامل کلینکی، لعاب‌دار و معمولی شناسایی شد. مقایسات تطبیقی این سفال­ ها با مناطق پیرامونی، حاکی از آن است که بیشتر سفال ­ها ساخت محل هستند، اگرچه در میان آن‌ها قطعاتی دیده می­ شود که در اثر ارتباطات فرهنگی، از مناطق هم­جوار به این محوطه وارد شده ­اند. بر اساس مطالعات انجام­ شده بر روی شکل ­ها و ویژگی­ های فنی سفال­ ها، می­ توان این­گونه ارزیابی نمود که سفال ­ها متعلق به اواخر دوره اشکانی هستند. علاوه بر سفال، یافته­ های دیگری مانند واحدهای ساختمانی و سکه نیز به‌دست‌آمده است که این تاریخ پیشنهادی را قوت می بخشند.

مطالعه تاریخی و باستان‌شناسی محوطة اسلامی اَنداجین همدان

صفحه 139-159

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.261673.142595

مصطفی رضائی، مریم محمدی

چکیده محوطه اَنداجین یکی از محوطه‌های شاخص و وسیع دوره اسلامی دشت همدان ـ بهار است که در 8 کیلومتری شمال شهر همدان در دشت حاصلخیز قُرُق قرار گرفته است. این پژوهش باهدف مطالعه جغرافیای تاریخی، پیشینه فرهنگی و یافته‌های باستان‌شناسی برجای‌مانده از محوطه به‌صورت مطالعات میدانی (بازدید و بررسی از سطح محوطه توسط نگارندگان) و مطالعات کتابخانه‌ای انجام پذیرفت. مطالعه و تحلیل یافته‌های باستان‌شناسی برجای‌مانده از محوطه و انطباق آن با منابع مکتوب، مهم‌ترین مسئله‌ای است که در جریان این پژوهش باید به آن پاسخ داده شود. با توجه به فراوانی یافته‌های سفالی، بقایای کاشی و معماری قرن ششم تا هشتم ه.ق. در سطح وسیعی از محوطه و همچنین با توجه به اشاره مورخان و جغرافی‌نویسان دوره اسلامی (با اسامی مختلف از قبیل مرج قراتکین، دای مَرج، قُرُق، چمن اَندایی و...) به تحولات منطقه در این برهه زمانی، احتمالاً این مکان در دوره ایلخانی به‌عنوان یک محوطه وسیع استقراری (شهرک) و شاید هم اردوگاه نظامی در بخش‌های غربی کشور با نام «همدان نو» و «ایسین قتلغ» مطرح بوده است.

واژگان کلیدی: محوطه اسلامی اَنداجین، شهرستان بهار، همدان نو، سلجوقی و ایلخانی، مطالعات تاریخی و باستان‌شناسی

بررسی نقش مایه ها و کتیبه های تعدادی از مهرهای ساسانی موزه بوعلی سینا همدان

صفحه 161-178

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.260783.142591

فریبا شریفیان، کتایون فکری پور، آزاده حیدرپور

چکیده مهرها یکی از یافته‌های مهم باستانی هستند که اطلاعات بسیار وسیع و موثقی را در خصوص نام ­جای­ های جغرافیایی و اسامی خاص و مناصب شغلی در اختیار پژوهشگران قرار می‌دهند. استفاده از مهر در دوره ساسانی تنها مختص طبقه خاصی نبود بلکه از افراد عادی گرفته تا مقامات دولتی از آن استفاده می­کردند.  کاربرد مهر با رونق اقتصادی جامعه ساسانی  بیشتر نیز شد. در مخزن موزه بوعلی همدان 23 مهر ساسانی موجود است که به صورت توقیفی از منطقه‌ی اسدآباد به دست آمده­اند. از این تعداد 11 مهر نقش انسان، 6 مهر نقش حیوان، 3 مهر نشان، یک مهر نقش دست و دو مهر نقش مایه حیوانات اساطیری را دارند که در حال حاضر خوانش کتیبه‌های ده مهر به وسیله مولفین انجام شده است. از این ده مهر پنج مهر با نقش انسان (4 مهر منقوش به نقش مرد و یک مهر با نقش زن) چهار مهر با نقش حیوان( سه مهر با نقش گاو کوهان دار و یک مهر با نقش قوچ) و یک مهر نشان است. هدف این پژوهش معرفی مستندسازی، خوانش کتیبه‌ها و بررسی نقش‌مایه‌های این مهرها است. شیوه‌ی گردآوری اطلاعات، میدانی- کتابخانه‌ای است و خوانش کتیبه ها توسط نویسندگان این مقاله انجام شده است. لازم به ذکر است مهرهای این مجموعه از دست قاچاقچیان بدست آمده و فاقد شناسنامة محل کشف است، از این رو نمی‌توان تاریخ گذاری دقیقی بر روی آن‌ها انجام داد.

بررسی سه ظرف سیمین نویافته ساسانی در مازندران

صفحه 179-198

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.266204.142618

مهدی عابدینی عراقی، عبدالرضا مهاجری نژاد، محمد مرتضایی

چکیده ظروف نقره‌ای به‌جامانده از دوره ساسانی در تاریخ هنر خاور نزدیک از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است. این آثار در نقاط مختلفی از داخل و خارج از قلمرو ساسانیان به‌دست‌آمده است. این آثار در فرم‌های مختلف و نقوش منحصربه‌فردی ساخته‌شده‌اند که بیشتر شامل تصاویر شکار شاهانه، ضیافت، چهره و نیم‌تنه صاحب‌منصبان، نقوش حیوانی و اسطوره‌ای می‌باشد. مازندران یکی از مناطق مهم ساخت ظروف نقره در این دوره و حتی سال‌های پس از فروپاشی ساسانیان بوده است. ظروف معرفی‌شده در این مقاله از جدیدترین ظروف نقره به‌دست‌آمده از مازندران است که دو عدد از ظروف معرفی‌شده در این مقاله بخش کوچکی از یک گنجینه با ارزش شامل انواع ظروف نقره، زیورآلات طلا و نقره، کلاه‌خود و غیره مربوط به دوره ساسانی می‌باشد که از شرقی‌ترین محدوده تبرستان باستان و استان گلستان امروزی نزدیک مرز کشور ترکمنستان به دست آمده است. سومین بشقاب معرفی‌شده که در منطقه سوادکوه مازندران به دست آمده است و ازنظر نقوش و مضامین به‌کاررفته در آن‌ها منحصربه‌فرد می‌باشد و نگارندگان این ظروف را با توجه به نقوش و سبک ساخت و مقایسه با نمونه‌های مشابه،بررسی و تاریخ‌گذاری نسبی نموده‌اند.

مرزهای جغرافیائی و فرهنگی زاگرس مرکزی و فلاتِ مرکزی ایران در پیش‌ازتاریخ

صفحه 199-220

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.264896.142611

عباس مترجم، روح الله یوسفی زشک، مجید ضیغمی

چکیده یافته‌های باستان‌شناختی اخیر دالمایی در دشت‌های کردستان و همدان و اهمیتی که عوارضِ طبیعی در تعیینِ مرزها و سرحداتِ حوزه‌های فرهنگی و تحلیل تحولات بین منطقه‌ای دارند، ضرورت‌هایی را در بازبینیِ منطقه بندی باستان‌شناختی در محدودة روابطِ مرکزِ فلاتِ ایران و زاگرسِ مرکزی ایجاب کرده‌اند. محدودة فلاتِ مرکزی عمدتاً مشتمل بر دشت‌هایِ کاشان، قم و ساوه، قزوین، تهران، و حاشیة دشتِ کویر دانسته‌ شده که البته نامی از مناطقِ کردستان، همدان و مرکزی در آن به میان نمی‌آید. در صحبت از منطقة زاگرسِ مرکزی نیز محوطه‌هایی فراتر‌ از اسدآباد و نهاوند موردتوجه قرار نگرفته است. بازبینیِ تحولات فرهنگی پیش‌ازتاریخ منطقه در تعامل با عواملی چون عوارضِ جغرافیائی، مرزبندیِ حوضه‌هایِ آبریز، کیفیتِ مسیرهایِ ارتباطی و انسجامِ پراکندگیِ برخی از موادِ فرهنگیِ چون سفال نشان می‌دهد که باستان‌شناسان برایِ بخش‌های عمده‌ای از این منطقه هرگز نقشی در تعیینِ محدودة حوزه‌هایِ فرهنگی قائل نبوده‌اند. مطالعه ویژگی‌های جغرافیائی و مستنداتِ فرهنگی، بر تعریفِ هویتِ متمایز و الگومندی در ”غربِ‌نزدیکِ“ مرکزِ ایران، منطبق با پهنة زمین‌شناختی ارومیه‌ـ‌همدان، تأکید دارد. شفافیت چنین تعریفی، می‌تواند تحلیلِ بروز و تحول پدیده‌هایی چون نفوذِ فرهنگ‌هایِ دالما و کور‌ا‌‌ـ‌ارس در حاشیه‌هایِ غربیِ مرکزِ فلات و نوارِ شرقیِ زاگرسِ مرکزی را، در چهارچوبِ تعاملاتِ سرحدیِ حوزه‌هایِ فرهنگی، تسهیل کند.

شواهدی از فن مدیریت اداری طی هزارة چهارم پ.م. در دشت قزوین

صفحه 221-241

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.255851.142552

نیلوفر مقیمی، حسین داودی

چکیده بررسی روند گذار جوامع انسانی پیش‌ازتاریخ از جامعه ساده به طبقاتی و حکومتی از موضوعات مهم در باستان­شناسی است. فن مدیریت اداری یکی از ویژگی‌های گونه­نمای جوامع انسانی پیش‌ازتاریخ با ساختار پیچیده محسوب می‌شود که نشان‌دهندۀ نظارت گروهی از افراد جامعه بر امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی است. طی کاوش‌های باستان­شناسی سال 1395 در محوطه آلو در روستای رادکان واقع در دشت قزوین که مربوط به دوره مس­سنگی جدید است، یک زباله­دانی بزرگ کشف شد که مواد فرهنگی گوناگونی در آنجا انباشت شده بودند. ازجمله یافته­های مهم می­توان به اثر مهرهای گلی و انواع اشیاء شمارشی اشاره کرد. اثر مهرهای گلی یکی از کارابزارهای اصلی فن مدیریت اداری هستند. اهمیت این یافته‌ها در این است که در محوطه­های کاوش شده فلات مرکزی، تا پیش از پدیده آغاز ایلامی، این­گونه مواد فرهنگی به‌ندرت به‌دست آمده‌اند. هدف از نوشتار پیش­رو، معرفی و تفسیر شواهد مربوط به فن مدیریت در محوطه آلو و بررسی ریشه­های تحولات اجتماعی و اقتصادی در فلات مرکزی است. روش مطالعه بدین­سان بوده است که ابتدا پیشینه تحولات فرهنگی با تأکید بر فن مدیریت و پردازش اطلاعات در فلات مرکزی وارسی شده و سپس مواد فرهنگی مربوطه در محوطه آلو معرفی و تفسیر شده‌اند. درنتیجه، جوامع انسانیِ فلات مرکزی در نیمه هزاره چهارم پ.م. و پیش از پدیده آغاز ایلامی، به آن سطح از پیچیدگی­های اجتماعی و سیاسی رسیده بوده­اند که ساختاری طبقاتی - و شاید خان‌سالاری - داشته باشند. این تحولات در کنار برهم­کنش‌ها و تأثیر و تأثرات فرهنگی با مناطق هم‌جوار، ریشه در فلات مرکزی داشته‌اند.

بررسی فنی، تاریخی و دسته‌بندی تزئینات زرآراسته در کاشی‌های دوران اسلامی ایران

صفحه 243-261

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.264467.142608

مسلم میش مست نهی، محمد مرتضوی

چکیده مقاله حاضر با هدف بررسی فنی و تاریخی گروه ویژه‌ای از آرایه‌های کاشی‌کاری دوران اسلامی با نام "تزئینات زرآراسته" در محدوده جغرافیایی ایران امروزی تدوین شده است. کاشی‌های زرآراسته (که گاهی با عنوان طلاچسبان نیز شناخته می‌شوند) دارای لایه‌ی نازکی از طلا هستند که به‌عنوان تزئین و به شیوه‌های مختلف روی لعاب اجرا شده‌اند. کمبود طبقه‌بندی فنی و تاریخی در این حوزه مشکلاتی را در بررسی‌های باستان‌شناسی، تاریخ هنر و حفاظت آثار پدید می‌آورد. این تحقیق دستاورد چندین سال مشاهده و بررسی میدانی و کتابخانه‌ای است که به‌صورت توصیفی و تحلیلی ارائه می‌شود. با توجه به متن کتاب "عرایس الجواهر و نفایس الاطایب" و هم­چنین مطالعات فنی می‌توان گفت که لایه طلا در کاشی‌های زرآراسته با استفاده از ورق یا پودر طلا اجرا شده است. علاوه بر این پژوهش‌های مختلف نشان می‌دهند که کاشی‌های زرآراسته از نگاه فنی ریشه در سفالینه‌های مینایی دوره سلجوقی دارند. از نگاه تاریخی زرآرایی روی کاشی پس از فراموشی تکنیک ساخت کاشی‌های مینایی به‌صورت تزئین روی کاشی‌ها و ظروف لاجوردینه ایلخانی و سپس روی کاشی‌های هفت‌رنگ، تک‌رنگ یا معرق از دوره تیموری تا قاجار در نقاط مختلف ایران ادامه یافت. کاشی‌های زرآراسته از نگاه تکنیکی در چهار گروه مختلف طلایی-قرمز، زراندود، شبه لایه چینی و نقاشی با پودر طلا طبقه‌بندی می‌شوند.

بررسی و تحلیل دوره مس و سنگ دشت ملایر با استناد بر کاوش لایه‌نگاری تپه-گوراب

صفحه 263-283

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.268866.142636

اسماعیل همتی ازندریانی، علی خاکسار، پروانه احمدطجری

چکیده تپه گوراب در روستای جوراب (گوراب) از توابع شهرستان ملایر در استان همدان واقع است، این تپه در 12 کیلومتری جنوب شهر ملایر و در مجاورت جاده ارتباطی ملایر ـ اراک قرار دارد. پژوهش­ های باستان­ شناسی در تپه گوراب در سال 1385 به سرپرستی علی خاکسار منجر به شناسایی ادوار فرهنگی مختلف شامل؛ مس و سنگ میانی و جدید، آهن­III؟ هخامنشی؟، اشکانی، ساسانی، اوایل دوره اسلامی، سلجوقی، ایلخانی. از ادوار فرهنگی مهم تپه گوراب می­ توان به آثار و یافته­ های مس و سنگی اشاره نمود که در میان یافته­ های فرهنگی این دوره، شواهد معماری خاصی یافت نشد. در تاریخ‌گذاری مطلق انجام‌گرفته در تپه گوراب براساس نمونه­ های کربن 14، 3 نمونه مربوط به دوره مس و سنگ می­ باشد که می­ توان دوره مس و سنگ میانی و جدید را در این تپه تائید نمود. در این نوشتار با استناد به داده ­های فرهنگی حاصل از کاوش (سفال و داده ­های کربن 14) و همچنین استفاده از منابع کتابخانه ­ای و گزارش ­ها به بررسی و تحلیل فرهنگ ­های دوره مس و سنگ  تپه گوراب پرداخته می شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که آثار و یافته ­های فرهنگی دوره مس و سنگ تپه گوراب قابل‌مقایسه با سایر محوطه­ های مس و سنگی غرب ایران ازجمله گودین VI، VII، سیاه بید قدیم و ماران است.