دوره و شماره: دوره 8، شماره 2 - شماره پیاپی 14، اسفند 1395، صفحه 1-243 
تعداد مقالات: 13

استقرارهای پیش از تاریخ دشت لوت، جنوب شرق ایران

صفحه 1-15

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61722

نصیر اسکندری، حکمت الله ملاصالحی، حسن فاضلی نشلی

چکیده دوازده فصل کاوش­های باستان­شناختی­ در محوطۀ شهداد، اهمیت حاشیۀ غربی بیابان لوت واقع در جنوب شرق ایران را به لحاظ باستان­شناختی افزون‌تر کرده است. در سال 1390 دشت لوت بررسی باستان‌شناختی شد، حاصل آن شناسایی 87 محوطۀ باستانی از هزارۀ پنجم پ.م تا دورۀ اسلامی بوده است. مقالۀ پیش­رو به زیستگاه­های پیش از تاریخ دشت لوت می­پردازد که متعلق به هزاره­های پنجم تا دوم پ.م هستند. به علت قرار گرفتن منطقۀ مورد مطالعه در مجاورت بیابان لوت، الگوی استقراری       پیش­از­تاریخ دشت لوت تحت­تأثیر منظرگاه بیابانی (Desert Landscape) پیرامونش بوده است. برهم­کنش­های انسان با محیط در منظرگاه بیابانی دشت لوت، شگل­گیری یک منظرگاه فرهنگی متمایز منطقه­ای را به­دنبال داشته است. واقعیتی که در الگوی پراکنش استقرارها، الگوی توسعۀ آنها و  نوع محوطه­ها دیده می­شود. نوشتار حاضر، به روندهای استقراری دشت لوت و همچنین برهم­کنش­های منظرگاه­های طبیعی و فرهنگی منطقه در دورۀ مس­سنگی و عصر مفرغ می­پردازد.

پژوهشی در آئین‌های تدفین دورۀ ساسانی در سواحل خلیج‌فارس

صفحه 17-34

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61723

حسن توفیقیان، محرم باستانی

چکیده اغلب محققین بر این باورند که در دورۀ ساسانی، جسد مردگان در هوای آزاد رها می‌شد تا حیوانات و پرندگان آن را تجزیه کنند. پس از متلاشی­‌شدن جسد، استخوان‌های باقی‌مانده را در فرورفتگی‌ها و طاقچه‌های ایجاد شده در صخره‌ها قرار می‌دانند. این فضاهای ایجاد شده در سنگ سخت کوه را استودان (استخوان­دان) می‌نامند. شمار زیادی از این استودان‌ها در کوه‌های فارس مانند نقش رجب در دامنه کوه رحمت در حوالی زنگی‌آباد، در کوه رحمت حوالی استخر، روی سکویی در دامنه کوه گونداشلو، روی قطعه‌سنگی جداافتاده در نزدیکی نقش رستم، در سطح بریده سنگی بزرگ در تنگ حشک نزدیک سیوند، در اقلید نزدیک آباده و در بالای دژی مشرف‌ به بیشاپور شناسایی‌ شده است. این استودان‌ها به دو صورت قبور دائمی و قبور موقت (دخمک­ها­) در بدنۀ سنگی کوه‌ها و یا لایه‌های کنگلومرا ایجاد شده‌اند. در این پژوهش ضمن مطالعۀ نمونه‌های یادشده، تعدادی از استودان‌های شناسایی ‌شده در سواحل خلیج‌فارس که  قابل‌مقایسه با نمونه‌های فارس می‌باشد، معرفی‌شده و کاربری واقعی آنها مورد بحث قرار می‌گیرد. این استودان‌ها در سیراف، گورستان شغاب، بندر ریگ (گناوه)، گورستان تیس در چابهار و گورستان حصیرآباد در شهر اهواز واقع ‌شده‌اند. 

ساخت و سازمان فضایی شهرهای ایران در گذار از دورۀ ساسانی به دوران اسلامی

صفحه 35-51

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61724

ستار خالدیان، حسن کریمیان، احمد پور احمد، حامد مظاهریان

چکیده شهرهای کهن ایران، در کنار نقش ارزشمند فرهنگی، نشان­دهندۀ جریان زندگی مردمان هستند و هر یک از قسمت­ها و فضاهای آن، بخشی از ویژگی‌های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی، اداری و مذهبی جامعه را نشان می­دهند. پس با واکاوی و پژوهش آنها می‌توان به گوشه­ها و جنبه­های غیر مدون و ناشناخته‌ای از سیر تحول زندگی بشر پی برد. ساخت و سازمان فضاهای شهری ایران در دوران گذار از دورۀ ساسانی به دوران اسلامی، نقشی انکارناشدنی در شناخت فرهنگ و تاریخ کشورمان دارد و چه‌بسا درک درست از این شرایط می‌تواند برای آینده و سنگ­بنای شهرهای ایران امروز نیز مفید واقع شود. نگارندگان در این پژوهش که از نظر هدف، کاربردی و روش انجام آن توصیفی و تحلیلی است، سعی دارند روند ساخت و سازمان فضایی شهرهای ایران در گذار از دورۀ ساسانی به دوران اسلامی را بر اساس داده‌های حاصل از بررسی‌های میدانی - کاوش‌های باستان­شناختی و منابع تاریخی مورد پژوهش قرار دهند تا بتوانند نقش و جایگاه اجتماعی و کارکردی هر بخش از شهر را مشخص نمایند و کیفیت و میزان تأثیرگذاری ساختار و نظام شهرسازی دورۀ ساسانی بر ساختار کالبدی شهرهای دوران اسلامی را روشن کنند و همچنین تحولات پیش‌آمده در این دوران را در ساخت و سازمان فضاهای شهری ایران مشخص کنند.

سفال‌های غیردالمایی در بستر دالمایی: تشخیص باستان‌شناختی و توضیح آزمایشگاهی نمونۀ موردی: سها چای تپه زنجان

صفحه 53-70

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61726

رقیه رحیمی سرخنی، کمال الدین نیکنامی، معین اسلامی

چکیده سنت فرهنگی دالما مربوط به هزارۀ پنجم ق.م. در غرب ایران است. یکی از مهم­ترین ویژگی­های این سنت پراکنش وسیع سفال­های آن است. در مراکز اصلی سنت فرهنگی دالما، به­خصوص حوضۀ جنوبی دریاچۀ ارومیه چهار گونۀ اصلی سفال دالما شناخته شده است. هرچه از مرکز اصلی دالما دورتر می­شویم به­ویژه در مناطقی که سنت دالمایی در تماس با سنت­های همزمان و همجوار خود قرارمی­گیرد، بستر­های دالمایی گونه­های متنوع­تری از مواد فرهنگی را تجربه می­کند. در برخی موارد سفال­های غیردالمایی در بستر کاملا دالمایی و گاهی سفال­های نوع دالمایی در بستر کاملاً غیردالمایی مشاهده می­شود. در این مقاله، ابتدا سنت­های سفالی محوطۀ سها چای تپه زنجان بر اساس سبک ظاهری و تکنولوژیکی طبقه­بندی شده و سپس هفده نمونه از گونه­های متنوع با استفاده از روش تجزیۀ عنصریXRF  مورد آزمایش قرار گرفته است. هدف از این نوشتار تعیین سبک­های سفالی اصلی و فرعی در بستری دالمایی در منطقه­ای دورتر از مرکز اصلی دالما در درۀ سجاسرود زنجان است. بر اساس نتایج به­دست­آمده فرضیۀ مبتنی بر وجود سبک­های سفالی اصلی و فرعی ارزیابی و پیشنهاد می­شود.

از کوه سیلخَزو تا کوه بیکنی: جغرافیای تاریخی سرزمین ماد ‌در دورۀ آشور نو

صفحه 71-89

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61728

سعدی سعیدیان، بهمن فیروزمندی شیره جینی

چکیده مسئلۀ جغرافیای تاریخی سرزمین مادها در زمان ذکر نخستین آنها، یعنی در دورۀ آشور نو همواره بحث‌برانگیز بوده است. مادشناسان و آشورشناسان متقدم با توجه به حدود جغرافیایی این سرزمین در دوره‌های هخامنشی، اشکانی و ساسانی، قلمرو مادها در دورۀ آشور نو را از کوهستان‌های زاگرس مرکزی تا مرکز فلات ایران ‌دانسته‌اند اما از دهۀ هفتاد میلادی، رویکردی جدید و کمینه‌گرا نسبت به جغرافیای تاریخی زاگرس در دورۀ آشور نو ظهور یافت که قلمرو سرزمین‌های زاگرسیِ مذکور در متون آشوری را بسیار محدود تصور کرده و رشته‌کوه الوند را آخرین نقطۀ نفوذ آشوریان در شرق و فلات ایران می‌دانست و درنتیجه سرزمین ماد را نیز محدود به غرب الوند می‎نمود. در مقالۀ حاضر به بررسی صحت‌ و سقم این دو عقیدۀ متضاد خواهیم پرداخت و همچنین سعی خواهیم نمود مرزهای کشور ماد در دورۀ آشور نو را مشخص نموده و شهرها و سرزمین‌های اصلی آن را مکان‌یابی نماییم.

تعیین عملکرد و طرح معماری واحدهای نجومی مکشوفه در رصدخانه مراغه

صفحه 91-109

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61771

جواد شکاری نیری

چکیده پس از کاوش در سایت ویران رصدخانۀ مراغه، غیر از شالوده­هایی با پلان­های مدور، چیز دیگری از ساختارمعماری آن یافت نشد. با گذشت حدود 40 سال، طرح و شکل برخی از واحدهای نجومی رصدخانه، مشخص نبود. حفار رصدخانه در بارۀ شکل و عملکرد آنها به حدس و گمان پرداخت و امیدوار بود که پژوهشگران در آینده بتوانند گره­گشای معمای آنها باشند. این موضوع که کاربری یا عملکرد واحدهای معماری نجومی رصدخانه­ چگونه بوده است و این واحدها سرپوشیده بوده­اند یا خیر، پرسش­های اساسی در پژوهش حاضر  بود که حتی کاوشگران رصدخانه هم پاسخی به آنها نداده بودند. فرضیۀ ما این بود که با مطالعه در معماری رصدخانه­های قدیمی سایر نقاط جهان، می­توان طرح، شکل و حتی احتمالاً عملکرد واحدهای معماری این رصدخانه را پیدا کرد. فرضیۀ دوم دربارۀ عملکرد یکسان یا مشابه یا مرتبط دو واحد مدوری بود که نزدیک به­هم و هم­شکل بود. دستآورد اصلی مقاله، یافتن طرح اصلی و عملکرد تعدادی از واحدهای نجومی این رصدخانه بر اساس انجام بررسی­ها و مقایسه‌های دقیق با رصدخانۀ جیپور هند است. بررسی میدانی و متنی منابع و مقایسه و تطبیق مدارک و منابع برای نتیجه­گیری، روش اصلی تحقیق را شامل می­شود. احیای عملکرد اصلی واحدهای معماری رصدخانه، همراه با رونق گردشگری علمی و تلاش برای ثبت جهانی این اثر از اهداف پژوهش حاضر است.

سیر تحول منظر فرهنگی میمند کرمان با تکیه ‌بر مطالعات تاریخی و یافته‌های باستان‌شناختی

صفحه 111-130

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61772

میثم لباف خانیکی

چکیده در تعیین و تعریف یک منظر فرهنگی، سه رکن جغرافیا (عرصۀ طبیعی فعالیت انسان)، تاریخ و مواد فرهنگی نقش اساسی ایفا می‌کنند. عرصۀ طبیعی میمند در شمال غرب استان کرمان به‌روشنی تعامل این سه عنصر را نشان می‌دهد. در  تلاش برای پاسخ به این پرسش که منظر فرهنگی میمند، از چه عناصری تشکیل‌ شده و تحول آن از چه کیفیتی برخوردار بوده، نگارنده بخش شمالی شهرستان شهربابک شامل منطقۀ میمند و روستاهای مجاور آن را در سال‌های 1392 و 1393 مورد بررسی میدانی قرار داد. یافته‌های حاصل از این بررسی در کنار گزارش‌های مندرج در متون تاریخی، بیانگر تغییر و تطور شیوه‌های معیشت در این منطقه در طول تاریخ است. بر پایۀ نتایج پژوهش حاضر، شرایط جغرافیایی و تاریخی، تعیین‌ کنندۀ رفتارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردمان منطقه بوده است و با وجود روابط پیچیده و تحولات چندخطی در منظر فرهنگی میمند، می‌توان روستای  دست­کند میمند را کانون و منشأ این تحولات  دانست.

بررسی شواهد باستان‌شناختی دورۀ ایلام میانه در حوضۀ کارون علیا

صفحه 131-150

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61773

یعقوب محمدی فر، کاظم ملازاده، علی اصغر نوروزی

چکیده شواهد باستان‌شناختی، جایگاه ساکنین کوهپایه‌های زاگرس را در تحولات دوران ایلام تأیید کرده است. اما اطلاعات منسجمی از کمیّت و کیفیت آثار این دوره در بخش­های داخلی ارتفاعات زاگرس و به­خصوص در سرشاخه‌های رود کارون در دست نیست. جدیدترین بررسی­ها و کاوش‌های باستان‌شناختی حاکی از وجود شواهد قابل‌توجهی از دوران ایلام میانه یا یکی از شکوفاترین مقاطع تاریخ ایلام در این مناطق است. بررسی­های میدانی، بازنگری و جمع‌بندی نتایج مطالعات جدید جایگاه منطقۀ کارون علیا را در قلمرو امپراطوری ایلام به‌طور مستندی آشکار می‌نماید. کشف تپه‌ها ومحوطه‌های باستانی، آثارمعماری، تدفین­ها،کتیبه­های میخی و اشیاء سفالین ایلامی در این منطقۀ مرتفع و صعب‌العبور، دریچه­های تازه­ای بر روی ایلام­شناسان گشوده است. بررسی این مدارک نشان می‌دهد که این مناطق برخلاف نتیجه‌گیری‌های پیشین، نه در حاشیۀ قلمرو ایلام، بلکه در بطن معادلات سیاسی و اجتماعی جنوب غرب ایران در هزارۀ دوم قبل از میلاد قرار داشته‌اند.

شواهد باستان‌شناسی در سن‌سنجی زمین‌لغزش سیمره

صفحه 151-165

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61774

خداکرم مظاهری

چکیده زمین­لغزش سیمره از بلایای طبیعی مهمی است که در جنوب شرق درۀ سیمره در حوزۀ شهرستان دره­شهر رخ ‌داده است. این زمین­لغزش به­دلیل وسعت ابعاد و ویژگی­های خاص خود، تاکنون موردتوجه دانشمندان متعددی قرار گرفته است. درگذشته مطالعات متعددی در زمینۀ سن­سنجی آن انجام‌ شده، ولی هنوز از دید باستان­شناسی محدودۀ زمان وقوع این رخداد معلوم نیست. هدف از پژوهش حاضر، سن­سنجی زمان وقوع این زمین­لغزش بر اساس شواهد باستان­شناسی است. در این راستا، شواهد مکشوفه از سه‌ نقطۀ مرتبط با زمین­لغزش شامل محل لغزش، دهانۀ سد آواری و بستر دریاچۀ سیمره مورد مطالعه قرار گرفت. داده­هایپژوهش در بررسی­های باستان­شناسی گردآوری ‌شد. نتایج نشانداد که زمین­لغزش سیمره درآغازدورۀ هولوسن، هم­زمان با اوایل دورۀ نوسنگی رخ ‌داده و موجب شکل­گیری یک دورۀ فترت در روند سکونت در درۀ سیمره شده که تا اواخر دورۀ نوسنگی تداوم یافته است.

مطالعۀ گونه‌شناختی و گاهنگاری مقایسه‌ای ظروف سفالین تپه گیان نهاوند: مجموعه موزۀ مقدم دانشگاه تهران

صفحه 167-188

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61775

نیلوفر مقیمی

چکیده تپه گیان نهاوند یکی از نخستین و مهم‌ترین محوطه­های کاوش­شده واقع در حوزۀ فرهنگی - جغرافیایی زاگرس مرکزی است. کاوش در این محوطه در سال­های 32-1931م. با روش‌های غیر علمی و با دیدگاه­های عتیقه­جویی و کشف اشیاء نفیس انجام گرفت. با وجود چنین کاوشی، آثار و یافته­های فرهنگی به­دست­آمده از دوره­های مختلفِ پیش از تاریخ در گیان به­ قدری مهم و حائز اهمیت بوده­اند که مبنای گاهنگاری منطقه قرار گرفتند و همچنان نیز در مطالعات باستان­شناسی مورد توجه پژوهشگران هستند. مجموعه قابل­توجهی از آثار تپه گیان در موزه مقدم دانشگاه تهران نگهداری می­شوند. بیست ظرف سفالین سالمِ موجود در این مجموعه به هدف معرفی، گونه­شناسی و ارائۀ گاهنگاری مقایسه­ای برای این نوشتار انتخاب شده‌اند. همچنین، مطالعۀ این مجموعه فرصت مناسبی برای وارسی گاهنگاری دوره­های فرهنگی تپه گیان فراهم می‌کند. روش کار به این صورت بوده است که تمامی ظروف، مستندنگاری و گونه­شناسی شده و سپس با توجه به ویژگی‌های مختلف نظیر شکل ظرف و ساختار نقوش با محوطه­های همزمان در منطقه مورد ­مقایسه قرار گرفته و در نهایت گاهنگاری نسبی آنها ارائه شده است. در نتیجه، همۀ ظروف مجموعۀ موزه مقدم به عصر مفرغ (میانی و متأخر) و دورۀ گذار از عصر مفرغ به آهن تعلق دارند.

بررسی باستان‌شناسی قلعه ایرج ورامین؛ تاریخ‌گذاری و کاربری

صفحه 189-208

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61778

سید مهدی موسوی نیا، محمدرضا نعمتی

چکیده قلعه ایرج، با حدود 190 هکتار وسعت، یکی از محوطه­های تاریخی مهم ایران در دشت تهران است. تاکنون مطالعات پراکنده­ای راجع­به این محوطه انجام‌ پذیرفته که هیچ‌گاه نتوانسته است آن‌چنان‌که باید، ابعاد تاریخی و باستان­شناسی قلعه ایرج را شناسایی کند. تمامی مطالعات پیشین، تنها بر مشاهدۀ داده­های سطحی محوطه و بقایای معماری حصار مبتنی بوده است؛ از این‌رو،    نمی­توان با اطمینان درخصوص برخی از ابعاد باستان­شناسی قلعه ایرج، اظهارنظر دقیقی ارائه داد؛ ازجمله این­که، قلعه ایرج در چه برهه­ای از تاریخ ایران ساخته‌ شده و به‌واقع چه کاربری­ای داشته است؟ در نوشتار حاضر تلاش می­شود با تحلیل داده­های  باستان­شناسی یافت­شده از بررسی­ها و کاوش محوطه به همراه متون تاریخی منطقه، ضمن فهم بهتر قلعه ایرج در بافت تاریخ دشت تهران، به دو پرسش کلیدی محوطه، «تاریخ» و «کاربری» قلعه ایرج، پاسخ داده شود.

بررسی تغییرات فرهنگی دامنه‌های غربی الوند از دورۀ مس‌‌‌و‌سنگ تا پایان عصر آهن بر اساس نتایج بررسی‌ باستان‌شناختی دشت‌ میان‌کوهی تویسرکان

صفحه 209-227

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61779

ﺭﺿﺎ ﻧﻆﺮﻱ اﺭﺷﺪ، خلیل الله بیک محمدی

چکیده بررسی و شناسایی باستان‌شناختی به روش‌های گسترده یا فشرده، از رایج­ترین روش‌های کاربردی برای شناخت آثار، تغییرات فرهنگی و زیست‌بوم فرهنگی است؛ بررسی و شناسایی دشت‌ها، دره‌ها و مناطق مختلف، قطعاً نتایجی را دربر دارند که در کنار یکدیگر می‌تواند اطلاعات جامع و کاملی از چگونگی حضور و برهمکنش جوامع باستانی ارائه دهد. دشت‌های دامنه‌‌های مختلف رشته­کوه الوند و به‌طور اخص، دشت مرتفع میان‌کوهی تویسرکان از جمله مهم­ترین مناطق شرق زاگرس‌ مرکزی است که همواره موردتوجه جوامع مختلف انسانی بوده و از پتانسیل بالایی جهت مکان‌گزینی زیستگاه‌ها و استقرارگاه‌های جوامع اولیه برخوردار بوده است. در زمستان 1391، در راستای اجرای طرح پژوهشی «بررسی، شناسایی، مستندسازی تکمیلی و ثبت آثار باستانی شهرستان تویسرکان»، با هدف شناسایی و ثبت محوطه‌های باستانی و آثار تاریخی واجد شرایط، این منطقه به­صورت فشرده (پیمایشی) مورد بررسی باستان­شناختی قرار گرفت. برآیند عملیات بررسی، شناسایی 44 محوطه از دوران مس‌وسنگ تا ادوار متأخر اسلامی بود. در این میان، از 3 محوطه آثار دورۀ مس‌وسنگ، در 4 محوطه آثار دورۀ مفرغ و تنها از 2 محوطه آثار عصر آهن شناسایی شد. دورۀ مس‌وسنگ این منطقه با سفال‌های شاخص نوع دالما، ظروف پایه‌دار منقوش موسوم به BOB؛ عصر مفرغ با سفال یانیقی و عصر آهن نیز با سفال‌های نوع نخودی و خاکستری مورد مطالعه قرار می‌گیرند. پژوهش پیش‌ِرو به مطالعه و تحلیل الگوی پراکنش و توزیع مکانی استقرارهای انسانی در دوره‌های مس‌سنگی تا آهن، برآورد سلسله­مراتب مکان‌های باستانی و ارتباط فضایی آنها در کرانۀ غربی رشته­کوه الوند با یکدیگر و مناطق فرهنگی همجوار می‌پردازد.

برآورد جمعیت در سیستان بر پایۀ مطالعات باستان‌قوم‌شناسی

صفحه 229-243

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.61780

زهیر واثق عباسی، رحمت عباس نژاد سرستی، حمیدرضا قربانی، محمدصادق روستایی

چکیده امروزه، موضوع برآورد جمعیت جوامع باستانی یکی از موضوعات مهم در باستان‌شناسی است. یکی از راه­های جمعیت­نگاری باستانی، تحلیل­ آماری داده­های معماریِ حاصل از بررسی روستاهای امروزی است. منطقۀ سیستان ایران از نظر پژوهش­های باستان­قوم­شناسی به­دلیل دارا­بودن ظرفیت­های باستان‌شناسی و قوم­نگاری، دارای اهمیت زیادی است. به‌منظور دست­یافتن به اهداف این پژوهش، روستاهای سیستان از منظر قوم­نگاری، عوامل محیطی، مسائل آبی و درجۀ  زندگی اصیل  روستایی مطالعه و از میان آنها، سه روستای واصلان، عباس­آباد پیری و کرکو برای تحقیق انتخاب شدند. با استناد به این مطالعات، جمعیت منطقۀ سیستان ۳۸ نفر در هکتار برآورد شده است. عدد ۵ ± ۵۷ نفر در هکتار، برآوردی است برای جمعیت شهر سوخته که نگارندگان مقاله با لحاظ­نمودن متغیرهایی نظیر اندازه و الگوی استقرار، نوع معیشت و تخصص­گرایی در این محوطه به آن دست ‌یافته‌اند. بنابراین، شهر سوخته در زمان اوج شکوفایی (دورۀ II) بین ۴۲۰۰ تا­۵۰۰۰ نفر جمعیت داشته است. این برآورد، نظر­انسان­شناسان را مورد تأیید قرارداده است.