دوره و شماره: دوره 8، شماره 1 - شماره پیاپی 13، اردیبهشت 1395، صفحه 1-246 
تعداد مقالات: 12

گونه‌شناسی نقش‌مایة «خدای ایستاده بر حیوان» در تمدن‌های آسیای صغیر (هیتی) و باستانی بین‌النهرین (سومر، بابل و آشور)

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59486

سعید احمدی علیایی، محمد اعظم زاده

چکیده این مقاله به گونه­شناسی تطبیقی نقش­مایة «خدای ایستاده بر حیوان» در هنرهای باستانی بین­النهرین و آسیای صغیر می­پردازد و توجه ویژة خود را به تمدن­ هیتی از آسیای صغیر و تمدن­های سومر، بابل و آشور از بین­النهرین معطوف کرده است. تحلیلیافته­ها نشان می­دهد که وجوه اشتراک صورت­بندی این نقش در تمدن­های مذکور عبارت­اند از: 1- والامقام بودن خدایانی که این­گونه تصویر شده­اند؛ 2- استفاده از این نقش برای تسری دادن اعتبار خدایان به همسر و فرزندان؛ 3- نشان دادن ارتباط نمادین بین خدا و حیوانی که روی آن ایستاده است. وجوه افتراق نیز شامل این موارد می­شود: 1- تکامل این نقش در آناتولی تحت­تأثیر تمدن­های همسایه بود، اما در نقوش بین­النهرین تا حدود بسیار زیادی متکی بر دستاوردهای فرهنگی ـ هنری آن منطقه بوده است؛ 2- با اینکه در هر دو تمدن خدایان طوفان، خورشید و ایزدبانوها این­گونه تصویر شده­اند، در بین­النهرین خدای کتابت و در تمدن هیتی خدای محافظ به صورت ایستاده روی حیوان مجسم شده­اند؛ 3- تنوع بیشتری از حیوانات انتخاب­شده برای این نقش در بین­النهرین وجود دارد؛ 4- در آسیای صغیر از حیوانات به­صورت واقع­گرایانه و در بین­النهرین از حیوانات ترکیبی استفاده شده است.

اخلاق در باستان‌شناسی؛ تبیین، بررسی و نقد اخلاق در تئوری و عمل باستان‌شناسی ایران

صفحه 21-36

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59488

بهروز افخمی، نعمت حریری، سمانه فرخی عیسوند

چکیده انسان، اساساً موجودی اخلاقی است که در فرآیند زمان، جنبه­های اخلاقی آن نمود پیدا کرده است. امروزه با جمع­گرایی و فعالیت‌های جمعی، خواست فطری آدمی به شکل دیگری در امور و فعالیت‌های شغلی و حرفه­ای جلوه­گر شده است که تحت عنوان «اخلاق حرفه­ای» از آن نام ‌برده می­شود؛ اخلاق حرفه­ای در تمامی دانش­ها، ضرورتی انکارناپذیر است که اصول مدون آن برای هر رشتة دانشگاهی تدوین‌ شده است؛ به ­طوری­ که فقدان آن در هر رشته­ای، به آن آسیب می­زند. در مجامع باستان‌شناسی جهان، نزدیک به سه دهه است که پژوهشگران حوزۀ باستان­شناسی کارهای خود را مبتنی بر اخلاق حاکم در این حرفه پیش می­برند. با وجود این، دانش باستان­شناسی ایران که عمری هفتادساله دارد، اخلاق حرفه­ای را در آموزش و عمل تجربه نکرده­است! هدف این مقاله، علاوه بر تبیین جایگاه اخلاق در باستان­شناسی جهان، نشان دادن فقدان جایگاه اخلاق حرفه­ای در آموزش و عمل باستان­شناسی ایران است. این پژوهش با رویکردی انتقادی، موضوعاتی همچون اهمیت اخلاق، پیشینه و چارچوب اخلاق در باستان­شناسی، اخلاق در تئوری و عمل باستان‌شناسی ایران را نقد و بررسی کرده است.  

قلعه نهبندان: شواهدی از دورۀ اشکانی در شرق ایران

صفحه 37-56

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59491

محسن دانا، علیرضا نصرآبادی، هادی شریفان

چکیده شرق ایران در این مقاله بین دو منطقة شمال شرق (تقریباً معادل با استان خراسان رضوی) و جنوب شرق (تقریباً برابر با    استان­های سیستان و بلوچستان، کرمان و هرمزگان) تعریف می­شود که تقریباً با استان خراسان جنوبی هم­خوانی دارد. با وجود آنکه دو سنگ­نگارة دارای کتیبة پهلوی در لاخ­مزار و کال جنگال در این منطقه قراردارد که اهمیت این منطقه را در دوران تاریخی اشکانی و ساسانی نشان می­دهد، منابع تاریخی آن دوران، دادة چندانی از این منطقه پیش­روی نمی­گذارد. بررسی­های باستان­شناسی در منطقه نشان می­دهد که فراوانی تعداد محوطه­های دوران اشکانی از دوره­های دیگر چشمگیرتر است. با وجود این، هیچ محوطه­­ای از این دوره در منطقه کاوش و اطلاعات آن منتشر نشده است تا بتوان براساس آن، ویژگی­های مادی این دوره را در شرق ایران برشمرد. در این مقاله قلعة نهبندان در حاشیة شهر نهبندان که تا سده­های پیش نیز مسکونی بوده است، باتوجه به داده­های کشف شده از آن، به عنوان یکی از مهم­ترین محوطه­های دورة اشکانی در شرق ایران معرفی می­شود. از این منطقه به صورت «نِه» در متن­های دوران تاریخی نام برده شده است. هرچند پیش از این، دیگران دربارة اهمیت شهر باستانی نهبندان سخن گفته­اند، ولی محوطه باستانی دیگری را درمنطقه نِه باستانیمی­دانند.اینمقالهباتکیهبرکاوش­هایباستان­شناختی و فعالیت­های مرمتی انجام­شده که به شناسایی مواد فرهنگی گوناگونی منجر شده است، بر این باور است که قلعة نهبندان را باید به عنوان نِه باستانی درنظرگرفت. براساس پژوهش پیش­روی، نِه در دورة اشکانی پایه­گذاری شده است.

طبقه‌بندی گونة سفالینه‌های لعاب‌دار قرن 2 تا 4 هـ.ق کشف‌شده از شهر تاریخی بلقیس (اسفراین کهن)

صفحه 57-76

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59495

محمدابراهیم زارعی، حمید عامریان، احمد نیک‌گفتار

چکیده شهر باستانی اسفراین که در منابع نوشتاری به شهر «بلقیس» موسوم است، از شهرهای مهم و باشکوه ایران دوران اسلامی در ناحیۀ فرهنگی شمال شرقی ایران است که آثار قرون اولیۀ اسلامی در آن جای دارد. این مقاله با معرفی یکی از مهم­ترین  شاخصه­های مواد فرهنگی در باستان‌شناسی، یعنی سفال با تکیه بر نقش، پس از تبیین و طبقه­بندی سفال‌های این محوطۀ فرهنگی و مقایسۀ آن با سایر سفال‌های کشف ­شده در فاصلۀ زمانی قرن دوم تا چهارم هجری، وجود کورۀ سفال­پزی، سه­پایه­های سفالی و توپی­های کوره را دال بر مرکزیت شهر بلقیس در میان صدها رشته آبادی منطبق بر متون کهن می­داند که مجموعۀ این دلایل، وارداتی نبودن سفال‌ها را در هر یک از این مناطق ثابت می­کند. نتیجۀ مهم دیگری که از وحدت مشهود در نقوش سفالینه­های محوطه­های مذکور استنباط می­شود، باور هنرمندان و اعتقاد خالقان هنر به تفکرات یکتاپرستی است، لذا این وحدت عمل در حقیقت تبیین­گر وحدت فکر و باور توحید است که از دل و جان هنرمندان برمی­آید و در نقوش تجلی می­یابد.  

چرایی و چگونگی تعیین تفاوت‌های جنسیتی در رژیم‌های غذایی باستانی با استفاده از آنالیزهای ایزوتوپی

صفحه 77-89

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59496

فهیمه شیخ شعاعی، کمال الدین نیکنامی

چکیده امروزه آنالیزهای ایزوتوپی، راه­گشای بسیاری از مسائل مهم باستان­شناسی و انسان­شناسی است؛ ازجمله بازسازی رژیم­های غذایی گذشته، ترسیم ردّپای مهاجرت­های باستانی، بررسی و شناسایی تغییرات آب و هوایی مناطق باستانی و... . مبحث مهم بررسی و بازسازی رژیم­ها و عادات غذایی اقوام گذشته جنبه­های گوناگونی دارد؛ برای مثال، تعیین تغییرات در رژیم غذایی که نقش مهمی در تحول زیستی بشر ایفا می­کند یا آگاهی از نوع رژیم غذایی که اطلاعات بسیار مفیدی دربارة سازوکارهای بقاء، سازمان­های اجتماعی و اقتصادی و وضعیت سلامتی گروه­های انسانی­ای که در گذشته زندگی می­کردند، فراهم می­کند. تعیین تفاوت­های موجود در منابع غذایی مورد استفادة مردان و زنان مدفون در محوطه­های باستانی نیز، یکی از جنبه­های گوناگونی است که این دسته از آنالیزها، سعی بر روشن­سازی آن داشته­اند تا با بررسی آن، به مسائل جزئی­تری از مناسبات اجتماعی بین مردان و زنان باستان و روابط خانوادگی آنها راه یابند. هدف از این مقاله، بررسی چرایی و چگونگی تعیین تفاوت­های جنسیتی در رژیم­های غذایی با استفاده از آنالیزهای ایزوتوپی است. در همین زمینه، پژوهش حاضر به­طور خاص نتایج ایزوتوپ پایدار نیتروژن 15 (N15δ) نمونه­های دندانی اشخاص مدفون در یک قبرستان عصر آهن را تجزیه و تحلیل کرده است.

گزارش مقدماتی دومین فصل کاوش باستان‌شناختی محوطة کول‌تپة هادیشهر، شمال‌ غرب ایران

صفحه 91-111

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59497

اکبر عابدی

چکیده محوطة کول‌تپه با ارتفاع 967 متر از سطح دریا تپه‌ای است به وسعت تقریبی 6 هکتار و به ارتفاع 19 متر از سطح زمین‌های اطراف که در میان باغ­ها و مزارع کشاورزی هادیشهر واقع شده است. دومین فصل کاوش در این محوطه نیز در راستای اهداف فصل نخست و به منظور روشن ساختن ابهامات جدول گاهنگاری شمال غرب ایران، مشخص ساختن نحوة سکونت در بخش‌های مختلف محوطه و البته پاسخ به برخی از پرسش­های اساسی؛ ازجمله فرآیند گذار از دورة مس­و­سنگ جدید به مفرغ قدیم و چگونگی شکل­گیری مراحل اولیه و بسط و توسعة فرهنگ کورا ـ ارس در بخش‌های شمالی حوضة دریاچۀ ارومیه صورت گرفت. در این نوشتار، عمدتاً سعی بر این است تا با ارائة یک لایه‌نگاری دقیق از معماری و مواد فرهنگی به ‌دست ‌آمده از دوره‌های مختلف و انطباق آنها با داده‌های تاریخ‌گذاری مطلق بتوان به برخی از پرسش­های اساسی این حوزة فرهنگی پاسخ گفت. بر مبنای نتایج به ­دست ­آمده از فصل­های اول و دوم کاوش‌ کول­تپه، مشخص شد که این محوطه دارای آثار فرهنگی از دوره‌های مس و سنگ قدیم (فرهنگ دالما)، مس­و­سنگ میانی و جدید 1– 3، مراحل شکل­گیری و کورا ـ ارس ­I، مفرغ میانی و جدید، عصر آهن III، اورارتویی و هخامنشی است.

در جستجوی اورگت‌ها (نگرشی بر هویت واقعی استقرارهای هخامنشی کشف ‌شده در سیستان)

صفحه 113-132

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59498

جواد علایی مقدم، سید رسول موسوی حاجی، رضا مهرآفرین

چکیده براساس متون تاریخی، در دوران هخامنشی در سیستان که آن زمان «درنگیانا» یا «زرنکه» نامیده می­شد، اقوامی توانمند و ثروتمند می­زیستند که­ در زمان لشکرکشی کوروش هخامنشی به شرق، با فرستادن مقدار زیادی آذوقه، به وی یاری رساندند و از آن پس به قوم «اورگانا» (اورگت) به معنی نیکوکار و یاری­رسان شهرت یافتند. با شروع مطالعات باستان­شناسی در سیستان و کشف چند محل هخامنشی (دهانة غلامان و سرخ داغ)، یکی از مهم­ترین پرسش­های باستان­شناسی مطرح در منطقه، محل زندگی قوم اورگت بود؛ به­طوری­که هر یک از پژوهشگران، دهانه غلامان و یا سرخ داغ نادعلی را به عنوان مأمن آنها معرفی کردند، البته در حد نظریه و فاقد ادله کافی. با بررسی باستان­شناختی سیستان و شناسایی محوطه­های جدید هخامنشی زوایای تازه­ای دربارة باستان­شناسی و تاریخ منطقه گشوده شد و امکان پژوهش علمی­تر در زمینۀ مکان­های تاریخی همانند محل استقرار اورگت­ها فراهم آمد. در این پژوهش که بر مطالعات میدانی باستان­شناسی و همچنین رهیافت تاریخی استوار است، با تکیه بر ویژگی­های سرزمین اورگت­ها در متون تاریخی و مقایسه و تطبیق آن با شواهد باستانی محوطه­های سیستان، تلاش شده تا از یک­سو محل واقعی استقرار اورگت­ها مشخص و از سوی دیگر هویت واقعی مکان­های باستانی مربوط به دوران هخامنشی سیستان آشکار شود.

مطالعات آزمایشگاهی بر روی آلیاژ و ریزساختار اشیاء برنزی محوطۀ عصر آهن باباجیلان لرستان

صفحه 133-149

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59499

امید عودباشی، عطا حسن پور

چکیده استفاده از برنز در تولید اشیاء در عصر آهن، در نواحی مختلف ایران معمول بوده و طی کاوش‌ها مجموعه‌های بزرگی از اشیاء برنزی متعلق به این دوره به­دست­آمده است. بسیاری از این اشیاء در ناحیة لرستان به‌عنوان اشیاء آیینی از گورهای محوطه‌های عصر آهن به‌دست‌آمده‌اند. در این مقاله تعدادی از اشیاء به­دست­آمده از گورستان عصر آهن باباجیلان پیشکوه لرستان مورد مطالعات آزمایشگاهی قرارگرفته‌اند. به این منظور، روش‌های متالوگرافی و آنالیز عنصری با استفاده از میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به آنالیز اسپکتروسکوپی پراش انرژی پرتو ایکس (SEM-EDS) به­کارگرفته شدند. نتایج مطالعات نشان داد که اشیاء مورد مطالعه از برنز قلعی با میزان قلع متنوع ساخته شده‌اند. این پدیده در برنزهای عصر آهن، موضوعی معمول بوده و نشان‌دهندة عدم کنترل میزان قلع در فرآیند تولید برنز است. آنالیز ریزساختار نمونه‌ها بیانگر وجود آخال‌های سولفیدی و گویچه‌های سربی پراکنده است. مطالعات متالوگرافی نشان داد که به‌منظور شکل‌دهی و ساخت، از چرخة متناوب کار سرد و تابکاری استفاده شده است.

تجزیه و تحلیل مکانی و الگوی مکان‌یابی محوطه‌های باستانی با استفاده از سامانه اطلاعات جغرافیایی جی‌آی‌اس (GIS)‌؛ مطالعة موردی: دشت بسطام شاهرود

صفحه 151-170

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59500

شراره فرخ نیا

چکیده در این پژوهش موقعیت محوطه‌های شناسایی‌شده در دشت بسطام با توجه به عوامل محیطی و چشم‌انداز طبیعی آنها بررسی شد. به‌منظور تجزیه و تحلیل فضایی، اطلاعات به‌دست‌آمده از متغیرهای محیطی و عوامل تأثیرگذار بر شکل‌گیری محوطه­ها مطالعه شدند و در نهایت مدل پیشنهادی پیش‌بینی استقرارهای باستانی در قسمت‌هایی که بررسی باستان‌شناختی نشده بودند ارائه گردید. براساس نتایج به‌دست‌آمده، 70درصد از محوطه‌های شناسایی‌شده در محدوده‌ای قرارگرفته‌اند که این محدوده با ضریب احتمال خیلی زیاد مستعد داشتن مکان‌های باستانی است.­20 درصد از این محوطه‌ها در محدوده‌ای با ضریب احتمال زیاد و 10درصد در محدوده‌ای با ضریب احتمال متوسط قرارگرفته‌اند. نتایج حاصل از این مدل پیش‌بینی، تأییدی بر میزان تأثیر متغیرهای محیطی بر شکل‌گیری استقرارهای باستانی است.

کاوش باستان‌شناختی گورستان تاج‌امیر یاسوج

صفحه 171-190

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59501

ابراهیم قزلباش، محمدجواد جعفری، نوروز رجبی، کورش محمدخانی

چکیده گورستان تاج­امیر بر دامنة جنوبی رشته کوه­ دنا و در شرق یاسوج در استان کهگیلویه و بویراحمد جای دارد. این گورستان به دنبال پی­ریزی ساختمان کتابخانة دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در 1388 شناسایی شد. ساخت­و­سازهای گستردة دانشگاه علوم پزشکی یاسوج در دهة 80 خورشیدی سبب تخریب بخش­هایی از این گورستان شد. پراکندگی گورهای تخریب شده در گستره­ای بیش از هفت هکتار است و آنچه امروزه از گورستان باقی مانده کمتر از سه هکتار است. کاوش و مستندنگاری شانزده گور در بخش شمالی گورستان و بررسی ژئوفیزیک به وسعت دو هکتار از نتایج فصل نخست بود. پوشش قلوه­سنگی و خرپشته­ای فضای چالة تدفین، دیوارة سنگ­چین چالة تدفین، ورودی چالة تدفین، تاج یا نشانة گور و فضای جلوی ورودی چالة تدفین، واحدهای ساختاری گوناگون هر گور بودند که در روند گزارش آنها به صورت جداگانه توصیف و مستندنگاری شدند. هدایای تدفینی در بردارندة ظروف سفالی، فلزی و سنگی، ابزارهای سنگی، زیورآلات و جنگ­افزارهای مفرغی و سنگی بودند. به ­نظر می­رسد بر اساس شواهد باستان­شناختی می­توان گورستان تاج­امیر را یکی از گورستان­های اقوام یا گروه­های کوچ­رو عیلامی نیمة نخستِ هزارة دوم پ.م دانست.

مطالعة آلیاژ و روش ساخت النگوهای اقوام مهاجر اوراسیا؛ نمونة موردی، النگوهای به‌دست‌آمده از کورگان هشت جعفرآباد

صفحه 191-204

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59502

عاطفه یداللهی هفشجانی، حمیدرضا بخشنده فرد، فرشید ایروانی قدیم

چکیده کورگان‌ها از شیوه‌های تدفین اقوام مهاجر اوراسیا هستند که اخیراً در ایران مورد حفاری باستان‌شناسی قرارگرفته‌اند. کورگان‌های جعفرآباد در 1389 مورد کاوش‌های باستان‌شناسی قرارگرفت. براساس فصل اول این کاوش‌ها، از حفاری‌های کورگان‌های جعفرآباد 54 شیء مفرغی به‌دست‌آمده است که بخش اعظم آنها را زیورآلات تشکیل می‌دهد. بیشتر زیورآلات مفرغی این فصل، از کورگان شمارة هشت این محوطه به‌دست‌آمده که در میان آنها دو النگو شناساییشدهاست.در این پژوهش با استفاده از روش­های میکروسکوپ الکترونی روبشی مجهز به دستگاه آنالیز عنصری، طیف‌سنجی جذب اتمی، رادیوگرافی پرتو ایکس و متالوگرافی؛ نوع آلیاژ، ترکیب شیمیایی و تکنیک ساخت این دو النگو مطالعه شد. آلیاژ به­کاررفته در ساخت این آثار مفرغ بود. ریزساختار این النگوها بیانگر فرآیندی پیوسته از چکش‌کاری و تاب‌کاری است که برای ساخت آنها طی شده است. تصاویر رادیوگرافی نیز چکش­کاری این آثار را اثبات می‌کند.

تموکن، تئوکه و تخمکه، نام‌هایی برای بندرگاهی هخامنشی بر کرانۀ شمالی خلیج فارس؛ فرصت‌ها و چالش‌های همخوانی مدارک نوشتاری و باستان‌شناختی

صفحه 205-223

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59503

افشین یزدانی، بهمن فیروزمندی شیره جین

چکیده بازخوانی گل­نوشته­های باروی تخت­ جمشید در زمان داریوش بزرگ، بایگانی‌های هم­زمان با کوروش بزرگ در سرزمین میان­رودان به همراه گزارش‌های تاریخی زمان اسکندر، هریک با نام‌هایی نزدیک به هم، به وجود موقعیت و مکان جغرافیایی مهم از دوران هخامنشی با ساختمان­های شاهی و اهمیت سیاسی، اداری و بازرگانی در کرانۀ شمالی خلیج فارس شهادت می‌دهند. بر این اساس، مقالۀ حاضر با هدف بازشناسی موقعیت و جایگاه محل مورد نظر در مرحلۀ نخست، ضمن بررسی منابع و اسناد نوشتاری مورد اشاره، به این نتیجه می‌رسد که منظور تمامی آنها جایی در محدودۀ مثلث برازجان، بوشهر و گناوة امروزی و بر کرانۀ خلیج فارس بوده است. در ادامه و با توجه به داده­های حاصل از بررسی‌ها و کاوش‌های باستان­شناختی، جلگۀ برازجان تا خط کرانه، بهعنوان بهترین گزینه برای مکان­یابی محوطۀ هخامنشی مورد بحث که از آن با نام‌هایی چون تموکن، تخمکه و تئوکه نام برده شده، پیشنهاد و معرفی شده است. به عقب بردن پیشینۀ فعالیت‌های ساختمانی از داریوش به کوروش بزرگ با تلاش برای گاهنگاری دقیق‌تر کاخ‌های کشف­شده، ادعای بندرگاه بودن تموکن در پاره­ای از اسناد نوشتاری و تضاد این مهم با جایگاهی که در نهایت برای شهر تموکن براساس یافته­های باستان­شناختی پیشنهاد شده است، به همراه انتساب تمامی کاخ‌های کشف­شده به کوروش بزرگ، درحالی­که گل­نوشته‌ها به فعالیت‌های ساختمانی داریوش بزرگ در تموکن اشاره دارند، از مهم‌ترین مسائل    پیش­روی پژوهشگر در مطابقت و همخوانی اسناد نوشتاری با یافته­های باستان­شناختی به­­شمارمی‌رود.