دوره و شماره: دوره 1، شماره 1، شهریور 1388، صفحه 1-240 (مطالعات باستان شناسی) 
تعداد مقالات: 11
پیشنهادی در چگونگی طرّاحی (مهندسی) شبکة تأمین آب در کاروانسرای کویری نوگنبد بر پایة نتایج به دست آمده از بررسی باستان شناختی منطقة نوگنبد ـ ارکان در نائین

پیشنهادی در چگونگی طرّاحی (مهندسی) شبکة تأمین آب در کاروانسرای کویری نوگنبد بر پایة نتایج به دست آمده از بررسی باستان شناختی منطقة نوگنبد ـ ارکان در نائین

صفحه 1-20

محمّد اسماعیل اسمعیلی جلودار، جواد صفی نژاد

چکیده ارتباط بین مراکز مهمّ استقراری در فلات مرکزی ایران و به خصوص در مکان‌های کویری بدون داشتن سیستم ارتباطی مطمئن امکان‌پذیر نبوده است. در این بین، طرّاحی شبکه‌های ارتباطی ازطریق ساخت جاده‌هایی قابل اطمینان، با اقامتگاه‌های بین راهی در مناطق کویری که عمدتاًً فاقد منابع آبی مطمئن سطحی و زیرزمینی هستند نیاز به تدابیری خاص دارد. ایرانیان با شناخت منابع آبی پایدار و ابداع تکنیک‌های پیشرفتة تأمین، انتقال و ذخیرة آب و نیز از طریق ساخت تأسیسات امن بین‌راهی، به بهترین شکل ممکن زیرساخت‌های لازم را برای دسترسی آسان تجاری، سیاسی و اقتصادی بین مراکز مهمّ حکومتی و تجاری با یکدیگر فراهم نموده‌اند. ساخت کاروانسراها و شبکه‌های گستردة جاده‌ای در مراکز خشک و بدون آب کویر مرکزی ایران با ابداع قنات و طرّاحی شبکه‌های انتقال آب به وسیلة حفر یا احداث کانال در دل سنگ یا با لوله‌های سفالین (تنبوشه)، ساخت فضاهای ذخیرة آب از قبیل آب‌انبار یا استخر‌ امکان پذیر شده است.
مقالة حاضر در جهت دستیابی به پاسخ پرسشی است بنیادی در زمینة چگونگی طرّاحی (مهندسی) شبکه‌های تأمین آب در کاروانسراهای کویری. از این رو با مطالعة متون و بررسی میدانی به صورت موردی، منطقة نائین و در واقع کاروانسرای نوگنبد در 24 کیلومتری شرق نایین بر سر راه نائین ـ یزد، به عنوان موضوع تحقیق انتخاب گردید.
در این منطقه حداقل از قرن هفتم هـ. ق. ضمن شناسایی منابع مطمئن آبی در روستای ارکان در فاصلة 15 کیلومتری کاروانسرای نوگنبد در کنار جادة اصلی اصفهان به یزد، شبکة انتقال آب پیشرفته‌ای با تنبوشه‌های سفالی، طرّاحی و اجرا شده که آب دریافتی پس از انتقال به نوگنبد از طریق آب‌انباری با حجم ذخیرة مطمئن به مصرف کاروانیانی می‌رسید که به صورت شبانه‌روز در بین مراکز مهمّ استقراری مرکز ایران (اصفهان و کاشان) با شرق و جنوب شرق آن (همچون یزد و کرمان) در تردّد بوده‌اند.

بررسی و مطالعة سنگ نگاره‌های نویافتة دشت توس

بررسی و مطالعة سنگ نگاره‌های نویافتة دشت توس

صفحه 21-44

محمود بختیاری شهری

چکیده دشت حاصلخیز توس، واقع در میان دو رشته کوه هزارمسجد و بینالود به لحاظ دارا بودن شرایط زیست محیطی در طول هزاران سال اقوام مختلف را به سوی خود جذب کرده و از کهن‌ترین ایّام، بستر مناسبی را برای زیستن و تداوم حیات انسان فراهم آورده است. کشف دست افزارهای سنگی در میانه دشت و کناره‌های کشف‌رود متعلّق به دوران پارینه سنگی زیرین، وجود غارهای باستانی و تراکم و تعدّد زیستگاه‌های پیش از تاریخ، تاریخی و دوران اسلامی و عصر حاضر، شواهدی ارزشمند در این زمینه هستند.
در حوالیِ این زیستگاه‌ها نگاره‌های صخره‌ای متعدّدی برجای مانده که می‌توان آنها را گوشه‌ای از آثار هنری و یادمانهای مردمان ساکن در این زیستگاهها قلمداد نمود. این نقوش صخره‌ای در حاشیه‌های دشت توس پراکنده‌اند و موضوعات مختلف از قبیل صحنه‌های شکار، ابزار اوّلیّه، نقوش مُسبّک انسان برهنه، گاومیش کوهان‌دار، نقوش و علایم نمادین، نقش انسان در حال نزاع و شکار و انجام مراسم، بزهای کوهی به همراه علامتهای نمادین از قبیل گردونه خورشید در آن‌ها عرضه شده-اند.
با توجه به قراین و شواهد موجود می‌توان این نگاره‌ها را به دوران پیش از تاریخ و تاریخی منسوب نمود که در ادوار بعد نیز ایجاد آنها تداوم داشته است.

سوزیانای میانه در پرتو سفالینه‌ها
 (بر اساس بررسی تپّة سبز)

سوزیانای میانه در پرتو سفالینه‌ها (بر اساس بررسی تپّة سبز)

صفحه 45-65

مهناز شریفی

چکیده تپّه سبز به فاصلة 6 کیلومتری شمال بهبهان و در 100 متری شرق جادة آسفالته‌ای که بهبهان را به کارخانة سیمان و تاسیسات سدسازی سازمان آب و برق وصل می‌کند، قرار گرفته است. این تپّه در موقعیّت 50 درجه و 7 دقیقه و 38 ثانیة طول جغرافیایی و 30 درجه و 35 دقیقه و 12 ثانیة عرض جغرافیایی قرار دارد. ارتفاع بالاترین نقطة تپّه نسبت به اراضی پست اطراف تقریباً 50-35 متر است و بر فراز آن می‌توان بر تمام دشت باستانی ارجان احاطه داشت. علّت نامگذاری این تپّة باستانی به علّت فعّالیّت‌های کشاورزی بر روی این تپّه می‌باشد و این فعّالیّتها در طی فصولی از سال، سیمایی سبز ولی تا حدودی مخرّب به این تپّه بخشیده است. دلیل انتخاب این بررسی، دستیابی به نتایج آماری از حجم اطّلاعاتی بود که حاصل یک نمونه برداری و بررسی روشمند می‌شد. در این بررسی، تعداد 3252 قطعه سفال از سطح تپّه جمع‌آوری شد. براساس مقایساتی که انجام شد جایگاه تپّة سبز را می‌توان همزمان با چغابنوت، تل نخودی، چغامیش، جوی و شوش دانست. تاریخ پیشنهادی برای تپّة سبز مربوط به دورة سوزیانای میانه است.

بررسی فن‌آوری سفالگری هزارة پنجم ق.م. با استفاده از روشهای آزمایشگاهی
 XRD و XRF در شمال مرکزی ایران*

بررسی فن‌آوری سفالگری هزارة پنجم ق.م. با استفاده از روشهای آزمایشگاهی XRD و XRF در شمال مرکزی ایران*

صفحه 65-84

حسن طلایی، احمد علی یاری، یاسمن تقی ذوقی

چکیده از جمله شواهد موجود برای بررسی فرایندهای تکنولوژیک در دورانهای پیش از تاریخ، سفال است که به فراوانی از بقایای باستانی، کشف و ضبط می‌شود. سفال به عنوان کهن‌ترین صنعت مردمان ساکن در فلات ایران، جایگاه ویژه‌ای در مطالعات باستان شناختی دارد. امّا بیشتر مطالعات انجام شده بر اساس توصیف ظاهری و الگوهای هنری انجام شده است چرا که در چند دهة گذشته، ابزارها و فنون پیشرفتة مطالعاتی در دسترس باستان شناسان نبوده است امّا در حال حاضر در اثر پیشرفت‌های فن‌آوری مداوم در تمام عرصه‌ها این امکان برای باستان شناسان فراهم شده است تا بتوانند داده‌های مادّی خود از جمله مجموعه سفالها را با استفاده از این ابزارها و فنون هر چه دقیق-تر مورد مطالعه قراردهند. در این طرح پژوهشی، تعداد 30 نمونه از سفالهای همگون معروف به افق چشمه‌علی از دو محوطة باستانی مرتبط با این افق سفالی (اسماعیل‌آباد و طبقات فوقانی تپّه زاغه دشت قزوین) با استفاده از تحلیل آزمایشگاهیXRD (تفرق پرتو مجهول) وXRF (فلورسانس پرتو مجهول) مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. افزون بر این در ارتباط با آزمایشهای انجام شده، وضعیّت فیزیکی نمونه‌ها نیز مطالعه شده است. مقایسة نتایج تحلیل‌های آزمایشگاهی نمونه‌ها از دو محوطه وجوه افتراق و اشتراک آنها را نشان داده و در نهایت توانایی‌های فنی سفالگران هزارة پنجم ق.م. را در منطقة شمال مرکزی ایران آشکار کرده است.

شواهدی از نهادهای اقتصادی ـ اجتماعی (؟)
 جوامع عصر آهن در مرکز فلات ایران

شواهدی از نهادهای اقتصادی ـ اجتماعی (؟) جوامع عصر آهن در مرکز فلات ایران

صفحه 85-108

سجاد علی بیگی، شکوه خسروی

چکیده مطالعه و درک ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع عصر آهن، یکی از جنبه‌های مهم مطالعات باستان شناسی این دوره به شمار می‌رود. تاکنون پژوهشهای باستان شناختی عصر آهن ایران تا حدّ زیادی به مطالعه و مقایسة گونه شناختی یافته‌های حاصل از کاوش در گورستان‌های این دوره پرداخته و کمتر توجّهی به مطالعه و بازسازی جنبه‌های گوناگون ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جوامع این دوره شده است. آگاهیهای باستان شناختی ما از عصر آهن ایران تا حدّ زیادی برپایة کاوش در گورستانهای این دوره استوار است و در این میان، توجّه چندانی به داده‌های ارزشمند محوطه‌های استقراری نشده است. بیشتر پژوهشگران تا به امروز مردمان عصر آهن ایران را جوامعی فاقد ساختارها و نهادهای سازمان یافتة اداری و سیاسی تلقّی نموده و به صِرف شمار اندک محوطه‌های استقراری مردمان این دوره را دامدارانی کوچرو معرّفی نموده‌اند. مطالعه، تفسیر و تحلیل یافته‌های حاصل از کاوش در محوطه‌های استقراری این دوره در مرکز فلات ایران، افقی نوین دربارة حضور نهادهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی و وجود سازمان یافتگی‌هایی را در این میان بر ما آشکار ساخته است. کشف چند قطعه سفال خاکستری با نقش مهر استوانه‌ای در کنار شواهدی چون مهرها، توکن‌های گچی، خمره‌های بزرگ سفالی و بقایای پلمپ در خمره در میان انباری و فضاهایی با کاربری ویژه در محوطه‌های بزرگ و مهم استقراری عصر آهن، شواهدی از سازمان یافتگی‌های اقتصادی ـ اجتماعی به ویژه در ارتباط با امور کشاورزی و فعّالیّت‌های مربوط به آن در اختیار قرار می‌دهد.

دشت مغان در دورة ساسانی

دشت مغان در دورة ساسانی

صفحه 109-117

کریم علیزاده

چکیده طبق بررسی‌های پیمایشی، بررسی تصاویر هوایی و ماهواره‌ای و کاوش‌های باستان شناختی که در چند سال اخیر در دشت مغان انجام شده، نویسندة مقاله می‌کوشد تا آن بخش از یافته‌های پروژة باستان شناسی دشت مغان را که نمایشگر فعّالیّت‌های عمرانی و وسیع ساسانیان است، ارائه دهد. علاوه براین با پیگردی آثار در نواحی همجوار همچون دشت میل در شمال رود ارس و نیز در بخش شرقی دشت مغان که امروزه در جمهوری آذربایجان واقع شده‌اند، شرایط باستان شناختی این نواحی را در دورة ساسانی مورد مطالعه قرار می‌دهد. فعّالیّت‌های وسیع عمرانی به ویژه احداث کانال‌های آبرسانی و برپایی شهرهای متعدّد در دورة ساسانی در مناطقی چون خوزستان و بین النهرین، پیش از این با بررسی‌های باستان شناختی آشکار شده است. دشت مغان، یکی دیگر از مناطقی است که نمونة دیگری از الگوهای عمرانی ساسانیان را، این بار در یک منطقة مرزی آن دولت، به نمایش می‌گذارد.

بررسی و تحلیل استقرارهای اشکانی دامنه‌های شمالی الوند (همدان)

بررسی و تحلیل استقرارهای اشکانی دامنه‌های شمالی الوند (همدان)

صفحه 135-153

عباس مترجم، بهزاد بلمکی

چکیده طیّ این بررسی، در مجموع 29 محوطة دارای آثار اشکانی شناسایی شد. با تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، الگوهای استقراری محوطه‌ها بر اساس شاخصهای محیطی شامل ارتفاع، درجة شیب، منابع آب، پوستة زمین، پوشش گیاهی، قابلیّت‌های کاربری اراضی و مشخّصات محوطه‌ها شامل وسعت، دوره‌ بندی (گاهنگاری)، پراکندگی و تراکم آنها با استفاده از سیستم اطّلاعات جغرافیایی (GIS) و روش آماری تحلیل خوشه‌ای در پنج ‌خوشة الف، ب، ج، د و هـتعیین گردید. بر اساس داده‌های محیطی، تغییر شیب در دامنه‌ها از رأس به دشتهای اطراف بوده و تراکم رسوبات فرسایشی از کوههای مجاور و همچنین نفوذ شبکه‌های فصلی اطراف،‌ در شمال غرب منطقه و همچنین درّه‌های پایین، سبب گسترش سکونتگاه‌های دائم انسانی و مزارع شده است. از سوی دیگر، افزایش استقرارهای موجود در مراتع با ارتفاع نسبتاً بالا از سطح دریا و نامناسب برای کشاورزی، وسعت زیاد محوطه‌ها و سطحی بودن آثار قرار گرفته بر روی بستر طبیعی، بیانگر رشد فزایندة جمعیّت کوچ رو در این منطقه نسبت به سکونتگاه‌های دائمی ‌است.

تأمّلی بر مفهوم مدرک باستان شناختی

تأمّلی بر مفهوم مدرک باستان شناختی

صفحه 119-133

حسن فاضلی نشلی، نادره عابدی

چکیده ترکیب مدرک باستان شناختی ازجمله مفاهیمی است که تاکنون کمتر مورد توجّه قرار گرفته است. باستان‌شناسان مکاتب فکری گوناگون، به روش‌های متفاوت، این مفهوم را به مثابه یک مدل و ابزار زبانی برای ارائة شواهدباستان شناختی مورد استفاده قرار می‌دهند. این گوناگونی‌ها منجر به شکل‌گیری دو مدل مختلف به نام مدل بافتی و مدل فیزیکی شده است که هر کدام، از مبانی نظری و استدلال‌های متافیزیکی ویژه‌ای برخوردارند.

چهار تاقی میل‌میله‌گه؛ آتشکده‌ای از دورة ساسانی

چهار تاقی میل‌میله‌گه؛ آتشکده‌ای از دورة ساسانی

صفحه 155-183

یوسف مرادی

چکیده چهارتاقی نویافتة میل‌میله‌گه یکی از آتشکده‌های دورة ساسانی است که همانند بسیاری از آتشکده‌های آن زمان با مصالح لاشه سنگ و ملات گچ ساخته شده است. این چهارتاقی که هستة اصلی باقیمانده از بنای بزرگتری است، متشکّل از چهار جرز سنگی در ابعاد مختلف می‌باشد که پیرامون آن را راهرو طوافی احاطه کرده است.در داخل این آتشکده، سکّویی جهت قرار گرفتن آتشدان (آدوشت) و تعدادی پایة گچی وسنگی قرار دارد که در نوع خود منحصر به فرد است. بررسی این عناصر، مطالعة معماری مذهبی دورة ساسانی به ویژه آتشکده‌های ایرانی را وارد دیدگاه جدیدی می‌کند. مطالعة این آتشکده و آتشکدة شیان به دلیل دارا بودن ارزش‌های معماری و عناصر به کار رفته در داخل آن می‌تواند به بسیاری از ابهامات و خلأ‌های موجود دربارة معماری مذهبی دورة ساسانی به ویژه مراسم نیایش آتش پاسخ دهد.
در متون پهلوی اشارات مکرّری به آتش مقدّس شده که این امر می‌تواند نقش مهمّ عبادتگاه‌های زرتشتی را در معماری ساسانی نشان دهد. امّا متأسّفانه آگاهی‌های ما ازآتشکده‌های ساسانی به ویژه چهار تاقی‌ها، بیشتر از نظر سبک معماری بوده و در مورد اهمّیّت و جایگاه این بناها، مرتبة آتش آنها، تولیت و انتساب روحانیون، نحوة درآمد و هزینه‌های این عبادتگاه‌ها کمتر بحث شده است.در این مقاله، نگارنده بر آن است ضمن معرّفی چهارتاقی نویافتة میل‌میله‌گه، نکاتی نیز دربارة موارد فوق ارائه نماید.

تأمّلی در شاخص سبک و نماد در مطالعة شواهد باستان شناختی
 و نقش آنها در میزان دسترسی به حوزة ادراکات گذشته

تأمّلی در شاخص سبک و نماد در مطالعة شواهد باستان شناختی و نقش آنها در میزان دسترسی به حوزة ادراکات گذشته

صفحه 185-198

حکمت¬ا... ملّاصالحی، سیما یدالهی

چکیده شکاف موضوعی (Dichotomy) از جمله معضلات جدّی در مطالعات باستان شناختی است؛ معضلی که بیش و کم، همة رشته‌ها و دانشهای انسانی و اجتماعی و تاریخی و حتّی برخی از دانشهای طبیعی نیز با آن رویارویند. لیکن این معضل در باستان شناسی، به ویژه باستان شناسی پیش از تاریخ، دشواریهای عملی و ناکامیهای معرفتیِ دیگری را نیز در پی داشته است. آنچه اصطلاحاً شواهد باستان شناختی اطلاق شده، یکسر صامت‌اند و مخدوش و شقه شده که می‌باید باستان-شناسانه، ساماندهی، مفصل‌بندی، پیکربندی، ترمیم، توصیف، تحلیل، تقریر، تفسیر، معناکاوی، بازنمایی، بازسازی و یا باز آفرینی مفهومی و ذهنی و مجازی شوند تا بتوان از پیکر مادّی آنها نوعی آگاهی و معرفت باستان شناختی با همة محدودیّت‌ها و نارسائی‌هایش برکشید؛ معرفتی که چندان بی‌ربط و فارغ ازانطباق نسبی با رخدادهای گذشته نباشد. نوشتار حاضر با دامن زدن به مسئلة مهم و کلیدی سبک و نماد، سعی می‌ورزد امکان یا عدم امکان دستیابی به چنین هدف و مقصدی را در پژوهشهای باستان شناسی مورد بررسی و ارزیابی قرار دهد.
بقایای باستان شناختی، هنگامی که در چارچوب روش شناسی اصولی و متناسب با نوع موضوعات مورد مطالعه، تحلیل و معناکاوی و تفسیر بشوند این امکان وجود دارد که بتوان به وساطت آنها پلی به سوی سامانه‌های ادراکی و کنشهای ذهنی و رفتارهای مفقود و متروک جامعه‌ها و جمعیّت‌های گذشته زد. به همین دلیل نیز در نوشتار حاضر، سبک ونماد راهمچون پلی میان شواهد یا داده‌های مشهود باستان شناختی و ادراکات ورفتارهای منجمد گذشته به عنوان موضوع محوری بحث برگزیده‌ایم.

چرا جای‌نام شیماشکی احتمالاً نمی‌تواند در منطقۀ کرمان قرار داشته باشد؟

چرا جای‌نام شیماشکی احتمالاً نمی‌تواند در منطقۀ کرمان قرار داشته باشد؟

صفحه 199-215

کمال¬الدین نیکنامی، بابک رفیعی علوی

چکیده این مقاله تلاش خواهد کرد تا با کنار هم قرار دادن و مقایس? داده‌های مکتوب و باستان‌شناختی نشان دهد که به چه دلیل، بر خلاف نظر تعدادی از محقّقین و باستان‌شناسان، نمی‌توان منطق? کرمان را گزین? مناسبی برای موقعیّت جای نام شیماشکی در دور? ایلام کهن دانست. در این مقاله بر نتایج هر دو دسته داده‌های مکتوب و باستان‌شناختی استناد و از آنها در ساختن تصویری منسجم از وضعیّت جغرافیای تاریخیِ منطقه، استفاده خواهد شد. در انتها نیز سعی بر آن است تا پیشنهادی دربار? موقعیّت جای نام شیماشکی ارائه شود.