دوره و شماره: دوره 14، شماره 1 - شماره پیاپی 29، بهار 1401، صفحه 1-192 
تعداد مقالات: 7

بررسی پیوند اندیشه نگاره های وابسته به زنجیره نشانه های آوایی در خط آغاز-ایلامی

صفحه 1-22

https://doi.org/10.22059/jarcs.2022.313549.142950

حسن افشاری، روح الله یوسفی زشک

چکیده نیمه دوم هزاره چهارم ق.م با پیچیده شدن جوامع برای ثبت بهتر فعالیت­های اقتصادی خط آغاز­ایلامی در فلات ایران و آغاز­میخی در بین­النهرین شکل گرفت. با توجه به شرایط سیاسی، اقلیمی و فرهنگی حاکم بر بخش عمده­ای از فلات ایران در نیمه دوم هزاره چهارم ق.م خط آغاز ­ایلامی توسط جوامع گوناگون فلات ایران مورد استفاده قرار گرفت و احتمالاً در فلات ایران اقوام، با فرهنگ و زبان­های گوناگونی وجود داشته که با این خط توانایی ثبت اسم با زبان­های مختلف را داشته­اند. همچنین در این خط نشانه­های عددی، اشیا، مالکیت و نشانه­های آوایی با یکدیگر ادغام شده­اند و جدا سازی آن­ها نیازمند شناخت کامل به این سیستم نگارش است و از طرفی هنوز در مرحله رمزگشایی این خط هستیم و امروزه با توجه به عدم شناخت درست نسبت به این خط و سیستم نگارش، جدا سازی و تفکیک این دو کار دشواری است. هدف از نوشتار پیش رو، معرفی و بررسی نشانه­های ادغام شده در اسم­های آوایی می­باشد که احتمالاً در میان نشانه­های اندیشه­نگاری ادغام شده است. شاید در گذشته با آوا خوانده می­شده اما هیچگاه نشانه آوایی مرتبط با اسم نبوده است. روش بررسی بدین­سان است پس از دسته بندی گروه­های متون مشابه که احتمالاً توسط یک کاتب نگاشته یا دسته ای از گل­نبشته­هایی که توسط یک نقش مهر ممهور شده به بررسی شباهت­های یکسان ساختاری و تفاوت­های آوایی پرداخته شده است که با توجه به جایگاه یکسان نشانه­های اندیشه­نگاری در قبل و بعد از اسم­های آوایی سعی بر تفکیک آن­ها شده و در نتیجه احتمالاً نشانه­های قبل از اسم کاربرد جنسیت یا جایگاه اجتماعی صاحب اسم را با خود دارد. نشانه بعد از اسم کاربرد فعل را می­رساند و در موارد اندک نشانه خانواده یا خاندان می­باشد­­­. بررسی قرارگیری نشانه با توجه به الواح مختلف اهمیت بالایی در شناخت بیشتر خط آغاز ایلامی دارد.

واکاوی ایدئولوژی مرتبط با قدرت سلطنتی در نظامهای پادشاهی آشور نو و هخامنشی

صفحه 23-52

https://doi.org/10.22059/jarcs.2022.332499.143059

بهمن فیروزمندی شیره جینی، علی اصغر سلحشور

چکیده یکی از ویژگی­ های بنیادین حکومت­ های باستان که در پیوند با قدرت قرار داشت، ایدئولوژی بود و حکومت­ های آشور نو و هخامنشی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ­اند. اگر به مدارک و شواهد نوشتاری و تصویری بافت ­های سلطنتی آشور نو و هخامنشی نگاهی بیندازیم، ایدئولوژی در متن و بطن این دو حکومت قرار داشته است. اینکه آنها با مردم و اقوام زیردست و فرمانبردار خود چگونه رفتار می ­کردند؟، مشارکت و همکاری آنها با این حکومت­ ها چگونه بوده است؟، پیوند شاهان با خدا یا خدایان خود برای توجیه اقداماتشان چگونه بود؟، ویژگی­ های شاه نیرومند و توانمند در این مدارک و تصاویر چگونه شرح داده است؟، سلطه­ طلبی و دیدگاه چیرگی بر همه جهان و اقوام در نگاه آنها چه ویژگی­ هایی داشت و با چه روش­ هایی انجام گرفته است؟ اینها پرسش­ هایی هستند که این پژوهش درصدد پاسخگویی به آنها است تا در این راستا اشتراکات و تمایزات ایدئولوژیک این دو حکومت را در بافت ­های سلطنتی ­شان مشخص کند و اینکه راهبردها و شیوه ­های ایدئولوژیک آنها با توجه به خشونت نوشتاری و تصویری آشوریان تفاوت­های بنیادینی داشته است یا خیر؟ پژوهش حاضر برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود کتیبه­ ها و تصاویر (نقوش برجسته، استل­ ها، مهرها، سکه ­ها) بافت­ های سلطنتی این دو دوره را بررسی کرده است. با توجه به راهبردها، شیوه ­ها و مفاهیم مورد بررسی در این پژوهش مانند شاه توانمند و قدرتمند، سلطه­ طلبی فراگیر و جهان­ شمول، پیوند شاه با خدا (خدایان)، مشارکت اقوام زیر سلطه در پیشبرد اهداف دو امپراتوری، پروژه ­های بزرگ ساختمانی و ساخت بناهای باشکوه و غیره تفاوت چندانی در ایدئولوژی سلطنتی دو امپراتوری آشور نو و هخامنشی دیده نمی­شود. البته خشونت کلامی و تصویری صریح و عریان آشوریان را در نقوش برجسته و کتیبه ­های سلطنتی آنها نباید نادیده گرفت، این در حالی است که در مدارک و شواهد نوشتاری و تصویری هخامنشیان به‌ویژه در تخت جمشید این خشونت صریح دیده نمی­ شود که ویژگی مهم جهان‌بینی و ایدئولوژی نظام پادشاهی هخامنشی به شمار می­ رود.

تحولات تاریخی شهر نطنز با اتکا به منابع مکتوب و شواهد معماری

صفحه 53-81

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.308552.142916

سیده سارا محمدی، حسن کریمیان، محسن جاوری

چکیده آن‌گونه که از متون تاریخی برمی‌آید، شرایط مطلوب زیست اقلیمی منطقه نطنز، جایگاه آن در شبکه ارتباطی جنوب به فلات مرکزی و به‌ویژه دو شهر استراتژیک کاشان و اصفهان که یکی از منزلگاه‌های مهم شاهراه ری ـ اصفهان بوده و زمینه‌ی شکل یابی استقرارگاه‌های متعدد و آثار معماری متنوع و ارزشمندی را فراهم آورده است. وجود محوطه‌های باستانی پیش از اسلام (نظیر سایت باستانی اریسمان، آتشکده، قلعه، کاریزها) و آثار ادوار اسلامی در عرصه شهر (مانند مسجد جمعه، مجموعه شیخ عبدالصمد و مجموعه‌هایی از بناهای تاریخی عام‌المنفعه، تجاری و مسکونی)، همچنین وجود منازل و اقامتگاه‌های متعدد (نظیر کاروانسراهای کوهاب، غفاری، علی‌اکبر و باراندازهای متعدد در بازار مرکزیِ شهر)، ضمن آنکه بر استمرار اهمیت این منطقه و شهر نطنز از ادوار پیش از تاریخ تا قرن حاضر حکایت دارد، این شهر را به یکی از ارزشمندترین استقرارگاه‌های باستانی کشور تبدیل کرده است. آن چنانکه منابع مکتوب حکایت دارند، تحولات سیاسی اجتماعی نطنز در سده‌های نخستین اسلامی از دگرگونی‌های اصفهان و کاشان متأثر می‌گشت. همچنین، جلوه‌های درخشان آثار تاریخی شهرهای کاشان و اصفهان موجب غفلت جهانگردان و مورخان دوره‌های مختلف از آثار شهر نطنز شده است. غفلتی که پژوهش‌های باستان‌شناسی، شهرسازی، معماری و تاریخی را نیز متأثر از خود ساخته است. نگارندگان تلاش نمودند با اتکا به منابع مکتوب، روند تحولات شهر را مشخص و به این پرسش پاسخ گویند که چه عوامل و رویدادهایی در روند شکل یابی و توسعه شهر نطنز ایفای نقش نمودند؟ در نتیجه پژوهش حاضر مشخص گردید که سابقه احداث این شهر را می‌توان به عصر ساسانیان برگرداند. بعلاوه معلوم گشت که قرارگیری در شاهراه ارتباطی و یکی از مراکز عبور و تلاقی کاروانها و دادوستد فلات مرکزی ایران بوده و همچنین شرایط طبیعی و موقعیت تدافعی ویژه شهر نطنز، اهمیت آن در ادوار مختلف تاریخی و به‌ویژه دوره ایلخانی و صفوی را رقم زده است.

پیشنهادی درباره کاربری بقایای معماری مکشوفه در محوطه ساسانی تل قلعه سیف-آباد- کازرون

صفحه 83-105

https://doi.org/10.22059/jarcs.2022.336364.143078

یعقوب محمدی فر، رضا نوروزی

چکیده محوطه تل قلعه سیف­آباد با وسعت تقریبی 160 هکتار، یکی از محوطه­های مهم دوره ساسانی است که در غرب دریاچه پریشان، در جنوب­غربی شهر کازرون بر روی بستر طبیعی تل پهن شکل گرفته است. به دلیل انتقال خط لوله گاز کازرون- شیراز، در فاصله سال‌های 1363 تا 1365، بخش میانی این محوطه به شدت تخریب شد. در نتیجه این آسیب­های ویرانگر، و نمایان شدن مواد فرهنگی، فعالیت­ سودجویان آثار باستانی در این محوطه آغاز گردید. در سال‌های 1393 و 1396 بعد از پیگیری­های متعدد دو فصل کاوش علمی نجات بخشی، در این محوطه انجام شد که حاصل آن کشف یافته­های مهمی از دوره میانه و پایانی ساسانی بود. با توجه به تک دوره­ای بودن این محوطه، از همان ابتدا کاوش افقی گسترده در دستور کار قرار گرفت. بقایای معماری کاوش شده نشان می­دهد که قسمتی از بخش داخلی بنا و تعداد زیادی فضای نسبتاً کوچک مستطیل شکل است که از مصالح سنگ، گچ، خشت و آجر ساخته شده است. دیوار خارجی این بنا از مصالح لاشه سنگ با ملاط گچ، و دیوارهای جداکننده فضاهای داخلی، اغلب از مصالح خشت و در مواردی از آجر و گچ و سنگ ساخته شده است. بر اساس عکس­های هوایی سال 1335، بقایای مجموعه بناهای متعددی در سرتاسر سطح پشته‌های طبیعی دیده می­شود. با توجه به کاوش‌های انجام‌شده و بررسی‌های سطحی، احتمالاً محل کاوش شده بقایای بنای چهارگوشی است به ابعاد تقریبی 75 در 80 متر است و پلان این بنا با وجود اینکه منحصر به فرد است اما شباهت­هایی با پلان قلعه­های ساسانی دارد و برخلاف قلعـه­های نظامی این دوره، و  با توجه به یافتـه­های درون فـضاهای کاوش شده، کاربری این بنا در ارتباط با فعالیت­های اقتصادی، جمع­آوری، فرآوری و توزیع و مدیریت محصولات کشاورزی بخصوص خرما بوده است. بر اساس شواهد موجود باستان‌شناسی، این بخش از محوطه، به‌طور ناگهانی و احتمالاً براثر عوامل طبیعی یا انسانی تخریب و متروکه شده است. به دلیل ترک ناگهانی، شواهد مرتبط با فعالیت­های روزمره اقتصادی در این مکان در جای اصلی خود در فضاهای معماری به جای مانده، که مطالعه آنها به ما کمک می­کند تا نوع و نحوه فعالیت­های انجام‌شده در این بنای دوره ساسانی را درک کنیم.

بررسی وضعیت اقتصادی - معیشتی شهر سوخته از اوایل هزاره سوم تا اوایل هزاره دوم پ.م بر پایه تحلیل آماری گور نهاده‌های قبور در گورستان شهر سوخته

صفحه 107-129

https://doi.org/10.22059/jarcs.2022.296333.142838

حسین مرادی، زهرا رجبیون

چکیده از آنجایی که تدفین در پیش از تاریخ ارتباط بسیار زیادی با ابعاد مختلف زندگی انسان دارد به همین علت مطالعه در سنت‌های تدفینی می‌تواند در بازسازی زندگی اقتصادی، اجتماعی هر جامعه‌ نقش مهمی داشته باشد. شهر سوخته یکی از مهم‌ترین محوطه‌های باستانی هزاره سوم پ.م است که داده‌های به‌دست‌آمده از کاوش‌های گورستان آن به عنوان بزرگ‌ترین گورستان عصر مفرغ فلات ایران، کمک فراوانی در بازسازی جنبه‌های مختلف زندگی افراد کرده است. در این مقاله به مطالعه تغییر و تحولات وضعیت اقتصادی - معیشتی شهر سوخته بر اساس تحلیل آماری آثار درون قبور پرداخته شده است. این مقاله از داده‌های به‌دست‌آمده از کاوش‌هایی که طی سال‌های 1376 تا  1382 طی 7 فصل کاوش صورت گرفته، استفاده‌شده و 214  تدفین که دوره‌های استقراری آنها قابل تشخیص بوده برای مطالعه انتخاب شده است. برای مطالعه و تحلیل این داده‌ها از نرم‌افزار آماری SPSS بهره برده شده و با توجه به نوع داده‌ها و اهداف پژوهش، آزمون‌های یک‌بعدی، رگرسیون چند متغیره، آر پیرسون و آزمون اف برای تحلیل داده‌های این مطالعه انتخاب شده‌اند. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده از این پژوهش از دوره I تا دوره IV به مرور تغییراتی در متغیرهای تعداد اشیاء، اشیا شان‌زا، ارزش عددی اشیا و ساختمان قبور رخ داده و در دوره‌های جدیدتر که دوره III و IV را شامل می‌شود بر تعداد اشیا قبور و کیفیت اشیا آنها افزوده می‌شود. تحلیل این تغییرات نشان‌دهنده تغییر در اوضاع اقتصادی اجتماعی در شهر سوخته است. ضمن اینکه مطالعه آماری اشیا و ساختار قبور مذکور نشان می‌دهد که هر چه از دوره‌های قدیمی به دوران جدیدتر می‌رویم اختلاف میان ارزش عددی قبور (که برایندی از ساختار و کیفیت مواد فرهنگی درون هر قبر است)  بیشتر می‌شود. این به این معناست که در دورۀ III-IV شکاف احتمالی ثروت در طبقات مختلف اجتماعی بیشتر و مشهودتر بوده است که به ثبات نسبی اقتصادی و همچنین تغییر در مناسبات اجتماعی و باورهای مرتبط با مراسم تدفین مربوط بوده که تأثیر آن در سنت‌های تدفینی نیز بازتاب داشته است.

تحول ساختار معماری برج‌های خاموشی از دورة ساسانی تا سده های متأخر اسلامی

صفحه 131-153

https://doi.org/10.22059/jarcs.2021.320017.142996

سید مهدی موسوی نیا

چکیده یکی از سنت‌های تدفینی در آئین زردشتی واگذاری و دفن مردگان در برج‌های خاموشی است. در این شیوة تدفین که ریشه‌های آن به فرهنگ‌های پیش از تاریخ لوانت، آسیای صغیر و ایران بازمی‌گردد، جسد در فضای باز و یا در سازه‌های مرتبط با تدفین قرار می‌گیرد و پس از جدا شدن گوشت از استخوان، یا در محل باقی می‌ماند و یا در قالب تدفین ثانویه استخوان متوفی مجدداً دفن می‌گردد. با اینکه این سنت تدفین در ذیل عنوان واحد برج‌های خاموشی دسته‌بندی می‌شوند از منظر ویژگی‌های معماری تفاوت‌هایی بنیادین با یکدیگر دارند. در تحقیق حاضر تلاش می‌شود با استناد به متون نوشتاری و داده‌های باستان‌شناسی، ضمن تاریخ‌گذاری نسبی برج‌های خاموشی، تحولات شکلی این ساختارهای تدفینی از دورة ساسانی تا سده‌های متأخر اسلامی ارزیابی گردد. با این نگاه سه پرسش قابل طرح است: ۱) ساختار معماری برج‌های خاموشی از دورة ساسانی تا سده‌های متأخر اسلامی تا چه اندازه ادامه داشته و تا چه میزان تحول‌یافته است؟ ۲) چه عواملی در تحولات ایجادشده در ساختار معماری برج‌های خاموشی مؤثر بوده است؟ ۳) آیا می‌توان با استناد به این تحولات، راجع به تاریخ ساخت این فضاهای تدفینی گمانه‌هایی نسبی ارائه نمود؟ به منظور پاسخ به پرسش‌های فوق از روش توصیفی- تحلیلی استفاده شده است. مطالعات میدانی و کتابخانه‌ای به همراه بررسی مقایسه‌ای مهم‌ترین روش‌های گردآوری اطلاعات در تحقیق پیش رو است. تحقیق حاضر نشان می‌دهد برج‌های خاموشی از چهار الگوی متفاوت معماری تبعیت می‌کنند؛ کیفیت پوشش سقف، نحوة عرضه داشت جسد، تفکیک فضاهای تدفین، موقعیت استودان، نحوة ورود به فضای خورشید نگرشنی، جزئیات ساختار معماری و ایجاد ساختارهای مرتبط با تدفین از مهم‌ترین شاخص­های تمایز برج‌های خاموشی در تاریخ ایران است. تفاوت‌هایی که ریشة برخی از آنها را می‌توان به ۱) مهاجرت و تجمع زردشتیان در یزد و کرمان، ۲) مراودات زردشتیان ایران و هندوستان و ۳) اقدامات مانکجی لیمجی هاتریا در ایران نسبت داد.

نگاهی به مساله رنگ‌آمیزی و کاربرد رنگ در سنگ‌نگاره‌های ساسانی

صفحه 155-181

https://doi.org/10.22059/jarcs.2021.324008.143022

نگین میری

چکیده ساسانیان در دوران شاهنشاهی خود بیش از سی سنگ‌نگاره ایجاد کردند که بیشتر آنها در پارس، خاستگاه دینی و سیاسی ایشان قرار داشت. سنگ‌نگاره‌های ساسانی تاکنون از منظرهای گوناگونی چون شاخصه‌های فنی، نمادگرایی، معناشناسی، زیبایی‌شناسی، شخصت‌پردازی و اهمیت و مضمون تاریخی موضوع پژوهش‌های بی‌شماری بوده‌اند. در این میان آنچه تاکنون کمتر به آن توجه شده منظر این سنگ‌نگاره‌ها در زمان آفرینش و حیات اولیه‌ آنهاست. این سوال از دو وجه قابل بررسی است: یکی نسبت میان سنگ‌نگاره‌ها با محیط طبیعی و ساخته‌شده‌ پیرامون خود، و دیگری پرداخت و جلوه‌ نهایی این سنگ‌نگاره‌ها –که امروزه خاکستری رنگ و یکدستند. با اینکه در دهه‌های گذشته مساله رنگ‌آمیزی سنگ‌نگاره‌های هخامنشی دستمایه پژوهش‌های قابل‌توجهی بوده، مساله کاربرد رنگ و رنگ‌آمیزی در سنگ‌نگاره‌های ساسانی به جز اشاراتی کوتاه و پراکنده تاکنون چندان مورد توجه قرار نگرفته ‌است. آیا سنگ‌نگاره‌های ساسانی اساسا پرداختی رنگین داشتند؟ اگر چنین بوده، چه رنگ‌هایی بیشتر به کار می‌رفتند؟ می‌توان رنگ‌آمیزی این نگاره‌ها را بازسازی کرد؟ با توجه به اینکه شناسایی شواهد مادی رنگ بر سنگ‌نگاره‌های ساسانی در دست بررسی بوده و هنوز به نتایج قطعی نینجامیده، در این پژوهش تلاش می‌شود با بررسی شواهد کاربرد رنگ در سایر هنرهای دوره‌ ساسانی (موزائیک‌کاری، نقاشی‌های دیواری، گچبری و بافته‌ها) و نیز شواهد متنی مستقیم و غیرمستقیم برگرفته از منابع تاریخی، رنگ‌های غالب مورد استفاده در شمایل‌نگاری و هنر این دوران بازشناسی شده و در حد امکان پاسخی برای سوال‌های طرح شده ارائه شود. در نهایت بر اساس مجموعه شواهد و داده‌ها، چنین نتیجه گرفته می‌شود که سنگ‌نگاره‌های ساسانی در تداوم سنت رنگ‌آمیزی سنگ‌نگاره‌ها در ایران باستان، که سابقه آن دست کم به دوران عیلام نو می‌رسد و تا دوره قاجار نیز تداوم داشته، بی‌تردید پرداختی رنگین داشته‌اند و با توجه به نزدیکی بسیار میان سه عرصه نقاشی دیواری، گچبری و سنگ‌نگاره‌ها، می‌توان به یک بازسازی نسبی از چهره‌ رنگین نخستین آنها بر اساس شواهد مورد اشاره دست یافت.