دوره و شماره: دوره 7، شماره 1، خرداد 1394، صفحه 1-167 
تعداد مقالات: 10

مدارکی نویافته از تولید مُهره در اوایل هزارۀ سوم ق.م در محوطۀ ریگ‌سرای ورزنه (سبا 9) (ساحل غربی باتلاق گاوخونی – اصفهان)

صفحه 1-16

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56648

محمد اسماعیل اسمعیلی جلودار، زهرا کامرانی، سعید ذوالقدر

چکیده در بهمن و اسفند 1384برنامۀ بررسی و شناسایی باستان­شناختی محوطۀ ریگ­سرای در شمال شهر ورزنه بر اساس یافته­های سطحی انجام و در طی آن نزدیک به صد محوطه شناسایی شد.ریگ‌سرای منطقه‌ای قدیمی است که در زیر تپه‌های شنی در حاشیۀ غربی تالاب گاوخونی مدفون شده است و با شهر ورزنه از سمت جنوب حدوداً 7 کیلومتر فاصله دارد. یکی از مهم‌ترین محوطه‌های شناسایی شده در این بررسی، محوطۀ سبای 9، موضوع مقالة حاضر است. با روش مطالعة مقایسه‌ای تطبیقیِ سفال‌های به­ دست آمده از این محوطه، گاهنگاری آن به اوایل هزارة سوم ق‌.م. می­رسد. این محوطه به جهت پراکندگی آثار سفالی و به­ ویژه مهره بر سطح آن قابل­توجه است. نکتۀ قابل­توجه، انباشت مجموعه مهره‌ها و آویزهایی از جنس احتمالاً استخوان، سنگ و عاج است که از مادة خام اولیه، نمونة پیش‌ساخته و نمونه‌های کامل ساخته شده در آن قابل مشاهده است که نشان از تولید مهره و آویز در محوطة سبای 9 دارد. در این پژوهش سعی شده است تا از طریق مطالعۀ این دو مادۀ فرهنگی، به ویژه بر اساس مطالعات مقایسه‌ای، ضمن مشخص کردن گاهنگاری نسبی، تولید مهره در آن بر اساس مدارک مادی به دست آمده تحلیل و در صورت امکان نیز برهم‌کنش‌های فرهنگی آن با فرهنگ‌های هم‌جوارش بررسی شود.

مطالعۀ آماری سکه‌های نقره هخامنشی، اشکانی و ساسانی با استفاده از آنالیز عنصری به روش پیکسی

صفحه 17-28

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56664

پروین اولیایی، حسین آفریده، داوود آقا علی گل

چکیده در این پژوهش 27 سکۀ نقرۀ هخامنشی، 62 سکۀ نقرۀ اشکانی، 66 سکۀ ساسانی آنالیز و بررسی شده است. سکه­های نقرۀ هخامنشی و بیست سکۀ اشکانی متعلق به موزۀ ملی ایران، 46 سکه اشکانی متعلق به موزة تماشاگه پول و سکه­های ساسانی به مجموعه­دار خصوصی تعلق دارند. با استفاده از روش آنالیز پیکسی، مقدار غلظت عناصر موجود در سکه‌ها اندازه­گیری شده است. سپس با استفاده از آنالیز آماری بر روی مقدار غلظت عناصر به ­دست آمده، نمونه‌ها با استفاده از آنالیز فاکتوری بررسی شده‌اند. بررسی‌های آماری نشان می‌دهد که سکه­های نقرۀ هخامنشی و ساسانی بر اساس نسبت مس به نقره، سرب به نقره و طلا به نقره قابل شناسایی و تفکیک هستند. همچنین این بررسی‌ها نشان می‌دهد که نسبت تغییرات مس به نقره (Cu/Ag) در دورۀ هخامنشی بسیار کم و در دورۀ اشکانی زیاد است.

تحلیل الگوهای استقراری محوطه‌های مس‌سنگی متأخر دشت همدان بر اساس توزیع رتبه- اندازه و مدل آنتروپی شانون

صفحه 29-45

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56668

بهزاد بلمکی، کمال‌الدین نیکنامی، محمدرضا سعیدی هرسینی

چکیده مطالعۀ دشت همدان، به عنوان یکی از نواحی مهم در بین دو منطقة زاگرس مرکزی و شمال مرکزی فلات ایران و نقش آن در شکل­دهی روند پیچیده­سازی‌های اجتماعی و اقتصادی دوران متأخر مس­سنگی، یکی از نیازهای تحقیقاتی است که جای خالی آن در مطالعات غرب ایران دیده می‌شود. در این پژوهش، در مجموع 39 محوطه شناسایی شد و مورد تحلیل باستان‌شناختی قرار گرفت و در تحلیل داده‌ها، از تحلیل‌های رتبه- اندازه و شاخص آنتروپی، هم­زمان و یکجا استفاده شد تا ضرورت وجود این دو تحلیل، به منظور تکمیل نتایج یکدیگر آزمایش شود و با توجه به اینکه این موارد در باستان­شناسی کمتر استفاده شده است، در آغاز راه با دشواری‌هایی در تهیة داده­های محاسباتی آن روبه­روست که سعی شد تا در این پژوهش مرتفع شود. نتایج نشان می‌دهد وجود محوطه­های زیاد یک هکتاری که نقش زیادی در مقعر کردن نمودار رتبه- اندازه و همچنین افزایش شاخص آنتروپی ایفا کرده‌اند، می­تواند بیانگر عدم سازمان­دهی و نیاز به موارد سازندة پیچیدگی‌ها و زیرساخت‌های اجتماعی دوران مس سنگی متأخر، نظیر مشارکت در تولید محصولات کشاورزی به صورت تخصصی و شبکة ارتباطات روستایی در دشت همدان باشد و نتایج این تحلیل به سمت عدم وجود محوطه­های مرکزی و سازمان­دهندة تشکیلاتی در این دشت سوق پیدا می­کند.

یک، دو، سه: چگونه دست‌ساخته‌های سنگی را بشماریم؟ مطالعۀ روش‌های شمارش دست‌ساخته‌های سنگی شکسته با استفاده از بازسازی تجربی الگوهای شکستگی

صفحه 47-63

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56670

مژگان جایز، حامد وحدتی نسب

چکیده مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی را پیش از آن که باستان‌شناسان کشف و گردآوری کنند، همچون سایر داده‌های باستان‌شناسی در طی زمان و در بستر خود دچار تغییراتی می‌شوند که یکی از عمده‌ترین آن­ها شکستگی است. گرچه واضح است که دست‌ساخته‌های سنگی دچار شکستگی می‌شوند، یافتن روشی برای تخمین ترکیب­بندی اولیة مجموعة دست­ساخته­ها پیش از شکستگی دشوار است. در این نوشتار به این مسئله پرداخته شده است که برای شمارش دست‌ساخته‌های سنگی باید از روش‌های خاصی پیروی کرد و روش‌های کنونی شمارش دست‌ساخته‌های سنگی توضیح داده شده‌ و علاوه بر آن، روش جدیدی برای شمارش تراشه‌های شکسته معرفی شده است. با استفاده از مطالعات تجربی، هفت مجموعة دست‌ساخته‌های سنگی در معرض عوامل شکستگی قرار گرفته‌اند و سپس روش‌های مختلف شمارشی برای شمارش قطعات شکستة آن­ها استفاده شده است تا مشخص شود کدام روش‌ها در شمارش مجموعه دست‌ساخته‌های سنگی شکسته و تخمین تعداد دست‌ساخته‌ها پیش از آن که دچار شکستگی شوند، دقت بیشتری دارند.

تحلیلی بر هویت پلاک‌های گچی شکار شاهی از چال ترخان– عشق‌آباد

صفحه 65-84

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56672

محمد اقبال چهری، مهرناز بهروزی، سید رسول موسوی حاجی

چکیده یکی از محوطه­های بسیار مهمی که به نحوی منحصر­به­فرد، موضوع شکار شاهانه را در هنر گچ­بری دورة ساسانی به نمایش گذاشته است، کاخ‌های دوگانة چال ترخان- عشق­آباد است. در این کاخ‌ها تعداد بسیاری پلاک گچی از شاهان ساسانی با موضوع شکار به دست آمده است که با وجود مطالعة محققان مختلفی نظیر تامپسون و کروگر، هویت واقعی و زمان خلق آن­ها مشخص نشده و همچنان به عنوان یکی از مشکلات مطرح در باستان­شناسی و هنر دورۀ ساسانی باقی مانده است. قطعات گچی چال­ترخان که با نقش­مایۀ شاه شکارگر در این مقاله مطالعه شده است، شامل پلاک‌های بهرام گور، آزاده (محبوبة بهرام) سوار بر شتر، شاه سوار بر آهو و قطعاتی است که شاهی سواره را در حال شکار گراز نشان می‌دهد. در این مقاله سعی بر آن است تا ضمن توصیف دقیق و جامع قطعات گچی، به جزئیات شمایل­نگاری و تاج­شناسی شاه دقت کاملی شود و در گام دوم، با مقایسه، تحلیل و  سبک­شناسی قطعات، هویت واقعی شاه شکارگر و زمان ایجاد این پلاک‌های گچی تعیین شود.  

اهلی‌سازی کاپراهیرکس در زاگرس مرکزی ایران مطالعۀ ژنتیک- باستان‌شناختی ژنوم میتوکندری بقایای بزسانان محوطۀ نوسنگی بدون سفال چیاسبز شرقی، استان لرستان

صفحه 85-94

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56674

فربود حاجی مزدارانی، مرتضی حصاری، محمدتقی اکبری

چکیده با توجه به شواهد جانور- باستان­شناسی، زاگرس مرکزی ایران همواره یکی از مناطق ابتدایی و مهم اهلی­سازی گونه­های مختلف جانوری، به عنوان یک مرکز مستقل اهلی­سازی بوده است. کاپرا هیرکس یکی از نخستین گونه‌هایی بوده که به نظر می‌رسد در حدود 10 هزار و 500 سال قبل، مراحل ابتدایی اهلی­سازی را در زاگرس ایران گذرانده و از آن زمان نقش مهمی در اقتصاد معیشتی انسان ایفا کرده است. پیشرفت چشمگیر علم ژنتیک افق‌های جدیدی از پیدایش خاستگاه و فرآیند اهلی­سازی این گونه در جنوب غرب آسیا نمایان کرده است. هدف از این مطالعه استخراج دقیق DNA باستانی از نمونة استخوان‌های بز نوسنگی و بررسی ناحیۀ فوق متغیر ژنوم میتوکندری(HVS)  از طریق تکنیک PCR بوده است؛ بنابراین، هدف اصلی این پژوهش، شناخت هاپلوتیپ­های نوسنگی و مقایسۀ آن‌ها با هاپلوتیپ­های استاندارد امروزی از طریق رسم درخت فیلوژنی است.

مهر استوانه‌ای کتیبه‌دار با نقش شترمرغ از گورستان لما

صفحه 95-106

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56679

امیرساعد موچشی، محمدجواد جعفری

چکیده در فصل سوم کاوش گورستان لما (چال شاهین لما)، یک مهر استوانه­ای کتیبه­دار و منقوش به دست آمد که با توجه به اهمیت این یافتۀ فرهنگی، این مهر معرفی، مقایسه و تحلیل شده است. مهر مذکور بر تداوم شیوۀ کوچ­نشینی مردم این گورستان، به­رغم تغییر در سایر مواد فرهنگی (مانند سفال) اشاره دارد. وجود این مهر و نیز قبری که مهر مذکور از آن به دست آمده است، گویای تداوم سنت‌های تدفین و ارتباطات مردمان گورستان لما در گذر است. این مهر بازتاب ارتباطات گستردة فرهنگی گورستان بین مناطق مختلف جغرافیایی است. تداوم زمانی مهر کتیبه­دار لما، احتیاط در گاهنگاری لایه­های فرهنگی بر اساس یکی شیء خاص و شاخص را یادآور می­شود. به لحاظ زمانی بین ایجاد کتیبه و نقوش حک شدة (شترمرغ و فرد کماندار)، فاصله زیادی وجود دارد. احتمالاً کتیبۀ موجود بر روی مهر، متعلق به اواخر عصر مفرغ/ اوایل عصر آهن و نقوش حک شده بر روی آن متعلق به عصر آهن III می­باشد.

زیست‌بوم‌شناسی فرهنگی و استقرارهای دورة روستانشینی در شمالِ مرکز فلات ایران

صفحه 107-126

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56681

فرشید مصدقی امینی، حکمت‌الله ملاصالحی

چکیده برهم­کنش­های کثیرالاضلاع و کثیرالافعال گروه­های انسانی و زیست‌بوم، از جمله موضوعات مهم و محوری است که دانش­های میان­رشته­ای زیست‌بوم­شناسی و باستان­شناسی محیطی به طور اخص و دانش باستان­شناسی به طریق اولی، دهه­هاست که به آن حساس شده­اند و دربارة واقعیت اجتناب­ناپذیر تأثیر متقابل انسان و محیط کنکاش می­کنند. با توجه به همین پیش­فرض­ها باستان­شناسان در طی دهه­های اخیر، بسیاری از دانش­های میان­رشته­ای و متخصصان زیست‌بوم را برای توصیف، تحلیل، تبیین و تفسیر جامع و عمیق­تر یافته­های مورد مطالعة خود به همکاری و خدمت فراخوانده­اند. در  نوشتارحاضر کوشیده­ایم جنبه­هایی از همین اندرکش­های کثیرالاضلاع را بین گروه­های انسانی و زیست‌بومشان، در جغرافیا و مقطع زمانی مشخص (دورة روستانشینی در شمال مرکز فلات ایران) از منظر باستان­شناختی و با راهکارها و داده­های باستان­شناسانه توضیح دهیم.

بررسی باستان‌شناختی سامانۀ حسابداری در جوامع انسانی پیش ‌از‌ تاریخ دشت قزوین: مورد مطالعاتی تپه زاغه

صفحه 127-146

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56684

نیلوفر مقیمی

چکیده بررسی و درک چگونگی پیدایش و گسترش شیوه­های ثبت و ضبط اطلاعات در جوامع انسانی پیش از تاریخ، همواره در مطالعات باستان­شناسی حائز اهمیت بوده است. چنین مطالعاتی از آن رو ارزشمند است که مراحل نخستین استفاده از سامانۀ حسابداری و نظام شمارشی را بررسی می­کند که متعاقباً در عصر شهرنشینی و دوران تاریخی به یکی از عاملیت­های اصلیِ مدیریت نهادمند و دیوان­سالاری مبدل می­شود. تپه­ زاغه واقع در دشت قزوین، یکی از محوطه­های بسیار مهمِ دورۀ گذار از عصر نوسنگی به       مس­سنگی است که طی کاوش­های انجام شده، علاوه بر شواهد و یافته­های فرهنگی گوناگون، مجموعۀ قابل­توجهی از اشیاء شمارشی نیز در آنجا کشف شده است؛ از این ­رو، 238 عدد از اشیاء شمارشی این محوطه از نظر گونه­شناختی و تحلیل نظری بررسی شده­اند. بازشناسی سامانۀ حسابداری و نظام شمارشی در تپه زاغه و همچنین شناخت اینکه این سامانه در جامعۀ زاغه در چه مرحله­ای از تطور قرار داشته است، از اهداف اصلی این نوشتار است. بر اساس مطالعات انجام شده، جامعۀ زاغه سامانۀ حسابداریِ به نسبت رشدیافته­ای به منظور محاسبه، حفظ و نظارت بر میزانِ محصولات کشاورزی و دامداری داشته است و اشیاء شمارشی، به عنوان کارابزار اصلی این فرآیند استفاده شده­اند.

مطالعه و بررسی باستان‌شناختی گویجه قلعۀ مراغه

صفحه 147-165

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56685

حسین ناصری صومعه، بهمن فیروزمندی، محسن سعادتی

چکیده گویجه قلعه با معماری سنگی، آرامگاه صخره­ای و اتاق‌ها و انبارهایی مختص عصر آهن آذربایجان و همچنین آثار دورۀ تاریخی و قرن­های میانۀ اسلامی، در شهرستان مراغه واقع شده است. استفادة مکرر از این محوطه در قرون متمادی و گوناگون، نشان از اهمیت استراتژیک و موقعیت خاص آن دارد. به نظر می­رسد با هجوم اورارتو در سال­های پایانی قرن نهم ق.م به کرانه­های شرقی دریاچۀ ارومیه، این منطقه نیز به تسلط آنان درآمده است و بنا بر اعتقاد باستان‌شناسان، در این دوره حاکمان محلی منطقة مذکور خراج‌گزار اورارتوها شدند و بدین‌گونه معماری سنگی،   به­ویژه آرامگاه صخره­ای آن نیز، به تقلید از معماری اورارتویی برپا شده است. این ادعا با مستندات به دست آمده از بررسی گویجه­قلعه و نیز با استفاده از داده­های باستان‌شناختی و کتیبه­های به دست آمده از منطقه قابل استنباط است. در این مقاله ضمن توصیفاتی از قلعه و معرفی و مقایسۀ عناصر تشکیل­ دهندۀ آن، به اهمیت این قلعة دفاعی اشاره و جایگاه آن به عنوان خراج‌گزار اورارتویی (حدوداً در مقطع زمانی 810 تا 764 ق.م و در زمان شاه منوا و آرگیشتی اول، طبق کتیبه­های جوان قلعه و داش تپه) در جنوب ­شرق دریاچۀ ارومیه معرفی می­شود.