دوره و شماره: دوره 7، شماره 2 - شماره پیاپی 12، دی 1394، صفحه 1-195 
تعداد مقالات: 12

مقایسه و بررسی ساختار ظروف سنگ مرمر منطقۀ جیرفت و شهر سوخته بر اساس مطالعات آزمایشگاهی XRD-XRF و پتروگرافی

صفحه 1-12

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57741

محمد امین امامی، پروین سلیمانی، مریم اکبری فرد

چکیده در این پژوهش سنگ مرمرهای به دست آمده از کاوش‌های جیرفت و شهر سوخته­ برای شناسایی­ تفاوت ساختاری آنها به روش‌های تجزیة دستگاهی و پتروگرافی آزمایش شدند. سنگ مرمرهای جیرفت زردرنگ و رگه‌های پراکنده و سنگ مرمرهای شهر سوخته رگه‌های از طیف زرد تا قهوه‌ای دارند. این تفاوت ظاهری نشان­دهندۀ تفاوت ساختاری آنهاست. از اهداف مقاله، بررسی ­ساختار سنگ مرمرهای این دو منطقه و مقایسة نتایج تجزیة دستگاهی است. فاز اصلی تشکیل ­دهنده، کلیست است، اما ساختار‌شان تفاوت دارد. در نمونه‌های جیرفت کلسیت، فلسی­شکل، اما نمونه‌های شهر سوخته شعاعی و سوزنی است. شرایط محیطی در ساختار سنگ‌ها، نقش تعیین­کننده دارد و یکی از تفاوت‌های ساختار سنگ مرمرهای مناطق مختلف در نوع متامورفیسم و سرعت دگرگونی است.­­ گردآوری اطلاعات بر اساس مطالعات آزمایشگاهی و پردازش داده‌ها به صورت ­تحلیلی و مقایسه‌ای بود.

بررسی نقش متغیرهای طبیعی در مکان‌گزینی محوطه‌های باستانی دورۀ روستانشینی مطالعۀ موردی: دشت زیبری در زاگرس مرکزی

صفحه 13-32

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57745

کریم حاجی زاده، عباس رزم پوش، هوشیار صالحی، حسین غلامی

چکیده پژوهش حاضر به قصد شناسایی پیوند منطقی بین موقعیت محوطه­های دورۀ­ روستانشینی و عوامل محیطی در «دشت زیبری» تدوین شده است. برای انجام دادن این کار، ابتدا ویژگی­های محیطی مؤثر بر مکان­گزینی محوطه­­ها را شناسایی کرده و میزان و چگونگی تأثیر آنها بر موقعیت و پراکنش محوطه­ها را تبیین کرده­ایم. برای شناسایی الگوی پراکندگی استقرارها از رویکرد مدل همبستة تجربی بهره گرفته شد و با گرد­آوری داده­های محیطی و باستان­شناختی، روابط معناداری و همبستگی بین این دو گونه­ متغیر با استفاده از تجزیه و تحلیل­های آماری و محاسبة ضریب همبستگی اسپیرمن ارزیابی شد. بر این اساس، مشخص شد عواملی شامل منابع آب، زمین­های مناسب ­کشاورزی و پوشش مرتعی به ترتیب بیشترین تأثیر را بر مکان­گزینی استقرارگاه­ها داشته­اند. تحلیل حوزۀ جذب زیست- محیطی نیز نشان­دهندۀ وابستگی شدید به زمین­های حاصلخیز کشاورزی در نقاط پرآب دشت در دوره­های روستانشینی آغازین و قدیم و افزایش بهره­گیری از منابع جدید برای پرورش دام در شیوۀ معیشتی جدید در دورۀ روستانشینی میانی است.

تجزیه و تحلیل دی ‌ان‌ ای باستانی (aDNA) استخوان بزهای اهلی دورۀ نوسنگی دشت‌های کاشان و قزوین

صفحه 33-45

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57746

جواد حسین زاده ساداتی، حسن فاضلی نشلی، مصطفی منتظرظهوری، شهره زارع

چکیده ژنتیک­باستان­شناسی یکی از علوم میان­رشته­ایست که در چند سال اخیر نقش کلیدی در روشن شدن بسیاری از مسائل    باستان­شناسی، به­ویژه مسائل مرتبط با فرآیند اهلی­ شدن داشته است. از آنجایی که بز نقش کلیدی در اقتصاد معیشتی جوامع انسانی داشته­ که در زیست­بوم‌های مختلف زندگی می‌کرده است، یکی از گونه­های اهلی است که بیشتر از سایر گونه‌ها، مطالعات ژنتیک­باستان­شناسی روی آن انجام شده است. از این­ رو وضعیت اهلی شدن و گسترش این حیوان در مناطق مختلف جهان روشن‌تر است. پژوهش حاضر با استفاده از روش‌ها و رویکردهای دانش ژنتیک­باستان­شناسی و دی ان ای باستانی، ده نمونه از بزهای مورد بهره­برداری جوامع نوسنگی دشت‌های کاشان و قزوین را بررسی و رابطۀ نیایی آنها با یکدیگر و با جمعیت‌های بزهای اهلی و وحشی امروزی را معین کرده است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد که این نمونه­های باستانی رابطۀ فیلوژنتیکی نزدیکی با جمعیت وحشی A دارند که امروزه در جنوب شرق ترکیه زندگی می‌کنند؛ از این ‌رو، شواهد ژنتیکی نشان می‌دهد که جوامع نوسنگی دشت‌های کاشان و قزوین در حدود 7500 سال پیش، از بزهای اهلی بهره­برداری می‌کرده­اند که به احتمال بسیار یک یا دو هزار سال پیش­تر در جنوب شرق ترکیه اهلی شده بودند.

تأملی در برخی نقش‌مایه‌های نمادین حیوانی بر مُهرها و گِل‌مهرهای ساسانی (نمونه‌های مورد پژوهش: مُهرها و گِل‌مهرهای ساسانی موزۀ مقدم)

صفحه 47-67

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57747

مصطفی ده پهلوان، محمد قنواتی هندیجانی

چکیده یک دسته از مواد فرهنگی دورۀ ساسانی که اطلاعات فراوانی در اختیار ما قرارمی‌دهند،  مهرها و گل­مهرها هستند. در موزۀ مقدم دانشگاه تهران تعدادی مهر و گل­­مهر مربوط به دوره­های مختلف وجود دارد که به طور شایسته­ای معرفی نشده‌اند. در این مقاله مهرهای دورۀ ساسانی این موزه با نقوش نمادین حیوانی معرفی می­شود. پس از تهیۀ اثر مهرها و عکس­برداری، مهرها با مجموعه­های مهم موزه­ای و خصوصی جهان و نیز مجموعة گل­مهرهای به دست آمده از قصر ابونصر و مجموعۀ تخت سلیمان مقایسه شدند. برخی از مهرهای موزۀ مقدم در هیچ موزه یا مجموعۀ خصوصی دیده نشده‌ و برای نخستین­بار معرفی شده‌اند که سه مهر از این گروه دارای کتیبه هستند. در ادامه، جایگاه نمادین هرکدام از نقوش حیوانی بررسی شده است. گفتنی است تفسیر برخی از نقوش این مهرها، نکات علمی جدیدی از حضور عناصر میترائیسم در دورۀ ساسانی پیش­روی ما قرارداد.

معمای سنگ میانی در کاخ مرکزی تخت جمشید

صفحه 69-83

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57748

شاهرخ رزمجو

چکیده یکی از کاربری‌های پیشنهاد شده برای بناهای تخت ­جمشید، کاربری تقویمی و نجومی است. با اینکه شواهد زیادی از این کاربری در تخت­ جمشید وجود ندارد، اما در این نظریه به سنگ چهارگوشی در کف کاخ مرکزی تخت­ جمشید استناد می‌شود که روی آن نشانه‌هایی ساده کنده­کاری شده است. از این سنگ به عنوان یک شاخص نجومی یاد می‌شود و کنده­کاری‌های روی آن، نشانه‌هایی برای تعیین زمان دقیق تابش آفتاب در روز یکم فروردین و اعتدال بهاری تعبیر شده‌اند؛ در نتیجه، از کاخ مرکزی تخت­ جمشید به اشتباه به عنوان «رصدخانه» نام برده می‌شود. در حالی­ که بر اساس شواهد باستان‌شناسی و معماری، این سنگ هیچ ارتباطی با تابش آفتاب نداشته و نمی‌توان بنای کاخ مرکزی را یک رصدخانه به شمار آورد. برای شناسایی کاربرد اصلی این سنگ و کنده­کاری‌های به ظاهر اسرارآمیز روی آن نیز می­باید از دیگر شواهد معماری بهره گرفت.

آنالیز ایزوتوپ‌های پایدار استرانسیوم و عناصر کمیاب Sr و Ba اسکلت‌های گورستان عصر آهن مسجد کبود تبریز

صفحه 85-102

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57749

هادی زندکریمی، مسعود باقرزاده کثیری، بهرام آجورلو، بهروز عمرانی

چکیده در این پژوهش نمونه­های دندان و استخوان ده اسکلت از اسکلت­های محوطۀ باستانی مسجد کبود تبریز به منظور تعیین بومی یا غیربومی بودن آنها با دو روش آنالیز ایزوتوپ­های پایدار استرانسیوم 87Sr/86Sr و آنالیز عناصر کمیاب Sr/Ca و Ba/Ca بررسی و مطالعه شدند. نتایج آنالیز ایزوتوپ­های پایدار نشان می­دهد که غیر از اسکلت شمارۀ 8/81 مابقی نمونه­ها بومی هستند. مقایسۀ لگاریتم Sr/Caنمونه­های استخوان با این نسبت در نمونه­های دندان نشان داد که مقدار پی (P-Value) 509/0 و بزرگ‌تر از سطح معناداری 05/0 است (05/0 P >)؛ در نتیجه می­توان گفت که اختلاف معناداری بین نسبت Sr/Caنمونه­های دندان و استخوان وجود ندارد. مقایسۀ لگاریتم Ba/Ca نمونه­های استخوان و دندان از طریق آزمون تی نیز عدد پی 821/0 را نشان داد که این مقدار نیز بزرگ‌تر از سطح معناداری است (05/0 P >)؛ در نتیجه، در این مورد نیز، تفاوت معناداری بین نسبت Ba/Caنمونه­های دندان و استخوان وجود ندارد؛ بنابراین، نتایج آنالیز عناصر کمیاب حاکی از بومی بودن نمونه­هاست.

باستان‌شناسی فضایی؛ رویکردی علمی در مطالعه و تحلیل آثار معماری، فضاهای شهری و بافت‌های کهن

صفحه 103-116

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57750

حسن کریمیان، عباسعلی احمدی

چکیده دو دهۀ گذشته با ظهور رهیافت­های جدید متعددی در علم  باستان­شناسی توأم بود. باستان­شناسی جدید که در ارتباط عمیق بین­رشته­ای ماهیت می­یابد، با بهره­گیری از شاخه­های علوم مختلف گرایش­هایی را به وجود آورد که از جملة آنها به «باستان­شناسی فضاها» می­توان اشاره کرد. این رویکرد علمی، بازیافت اطلاعات تمدن­های کهن از طریق مطالعۀ ساختارهای معماری و فضاهای استقراری و شبکه­های مؤثر درون­سایتی و برون­سایتی پیرامون آنهاست. از آنجایی ­که این علم با بهره­گیری از علوم متعدد در سطوح مختلف فضاهای معماری و بافت­های کهن ادوار مختلف را مطالعه می­کند، می­تواند به طور گسترده مورد استفادة متخصصان پیش از تاریخ تا قرون معاصر قرارگیرد. در نوشتار حاضر تلاش شده است تا ضمن تشریح پیشینه و مبانی نظری این رویکرد و تبیین سطوح و روش­های آن، به این پرسش پاسخ گفته شود که از باستان­شناسی فضاها چگونه می­توان در مطالعه و تحلیل فضاهای معماری، استقرارگاه­ها و بافت­ کهن شهرها استفاده کرد.

بررسی تدفین‌های مجموعه معماری دست‌کند زیرزمینی سامنِ ملایر

صفحه 117-129

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57751

یعقوب محمدی فر، اسماعیل همتی ازندریانی، علی خاکسار، فرزاد فروزانفر

چکیده معماری دست­کند گونۀ خاصی از معماری است که در ایجاد فضاهای آن به مصالح ساختمانی هیچ نیازی نیست و انسان با نهایت سخت­کوشی و همت خود در جدال با طبیعت آن را ایجاد می­کند. این شاهکار معماری به گونه­های متفاوتی در نقاط مختلف ایران­زمین قابل مشاهده است. یکی از مجموعه­های منحصربه­فرد این نوع معماری، مجموعۀ معماری دست­کند زیرزمینی سامن است که در فاصلۀ 15 کیلومتری شهر ملایر و 100 کیلومتری جنوب شهر همدان واقع است. این مجموعه در سال 1384 به طور اتفاقی بر اثر اقدامات عمرانی کشف شد که شامل بیش از پنجاه فضای معماری دست­کند زیرزمینی است که با پوشش­های  قوسی­شکل دارای اتاق­ها، سالن­ها و راهروهای مرتبط با یکدیگر است. چهار فصل برنامۀ پژوهشی (شامل شناسایی، پاکسازی، مستندنگاری و کاوش باستان­شناختی) در این محوطه به سرپرستی علی خاکسار انجام شده و نتایج قابل ­توجهی، از جمله شناسایی شصت مورد بقایای اسکلت انسانی به دست آمده است. یافته­های انسانی این مجموعه به دو صورت تدفین­های برجا در کف فضاها و توده­های استخوانی در مجاورت دیواره­های فضاها قابل مشاهده است. بررسی نوع و شیوۀ تدفین­ها و مقایسۀ آن با محوطه­های مشابه، نشان­دهندۀ آن است که بقایای اسکلت انسانی این مجموعه مربوط به دورۀ اشکانی است.  

منشأ نقش مار در مواد فرهنگی هزارۀ سوم پیش از میلاد جنوب شرق ایران؛ نشانه‌ای از ارتباط با عیلام و میان‌رودان

صفحه 131-145

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57752

حسین مرادی

چکیده مقولۀ ارتباطات حوزۀ جنوب شرق ایران با دشت شوش و میان­رودان در هزارۀ سوم پیش از میلاد که دورۀ شکوفایی محوطه­های جنوب شرق ایران است، یکی از بحث­برانگیز­ترین جنبه­های باستان­شناسی این منطقه به­شمار می­آید. به نظر می‌رسد با تغییراتی که در ساختار محوطه­های میان­رودان، دشت شوش و جنوب شرق ایران از نیمۀ دوم هزارۀ چهارم به این سو رخ داد و در هزارۀ سوم موجب شد بازرگانی در مناطق دوردستِ سراسر آسیای غربی شکل گیرد، این محوطه­ها بیش­از­پیش به یکدیگر مرتبط شدند. نوشتار پیش­رو می­کوشد تا با مطالعۀ نقش مار بر روی مواد باستان­شناختی، به عنوان یکی از نقوش رایج در سراسر فلات ایران، به­ویژه با تمرکز بر حوزۀ جنوب شرق ایران، به یکی از وجوه این ارتباط گسترده بپردازد. در واقع، تلاش نوشتار حاضر این است که انتقال باورها و مضامین، افزون بر انتقال مواد فرهنگی، در این زنجیرۀ گستردۀ تبادل کالا مطالعه شود. آنچه مشخص است این است که در طی هزارۀ سوم پیش از میلاد به همراه کالاهای مبادلاتی، باورها و مضامین اساطیری، همانند نقش­مایۀ مار نیز جابه­جا می­شده است.

زمین‌باستان‌شناسی سکونتگاه‌های پیش از تاریخ با استفاده از روش میکرومورفولوژی (مطالعۀ موردی: تپۀ میمنت‌آباد)

صفحه 149-164

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57753

مهران مقصودی، سید محمد زمانزاده، اصغر نویدفر، روح‌الله یوسفی زشک، حجت‌الله احمدپور

چکیده تپه‌های باستانی، صحنۀ فعالیت انسان‌ها در گذشته­های دور و نزدیک‌اند. این مکان‌ها ممکن است از بازمانده‌های اردوگاهی موقتی و یا ویرانه‌های یک دهکده یا شهر باشند. این تحقیق به زمین­باستان‌شناسی تپۀ باستانی میمنت­آباد با استفاده از روش میکرومورفولوژی اشاره دارد. این تپه در منطقۀ رباط­کریم و در جنوب شرق روستایی به نام میمنت­آباد قرارگرفته است. نتایج تحقیق نشان می­دهد که قبل از استقرار ساکنان، شرایط گرم و مرطوب‌تری بر منطقه حاکمیت داشته است. با توجه به ساختمان میکروسکوپی مکعبی که شاخص نمونه‌های طبیعی منطقه است، در دوره­ای از مقطع E تا مقطع D استقراری وجود نداشته است. مقطع C آخرین مقطع فرهنگی است و بعد از این مقطع، نشانی از آثار فرهنگی دیده نمی‌شود. در واقع چیزی که باعث شده این تمدن از بین برود، سیلاب حاصل از رودخانۀ شادچای است.

قربانگاه‌های انسانی توفت در بیت‌المقدس؛ بر اساس روایات عهد عتیق و منابع دورۀ اسلامی

صفحه 165-174

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57754

جواد نیستانی

چکیده توفت (در بیت­المقدس کهن) که در زمان کنعانیان مکانی مقدس به ­شمار می­رفته است، جایگاه قربانی­های انسانی برای نکوداشت بعل بوده است. پیشینۀ قربانی و آیین­های آن نزد قوم یهود به زمانی برمی­گردد که اسباط اسرائیل سرزمین کنعان را در وادی اردن به رهبری یوشع (فو:1426 ق. م) تصرف کردند. در این قربانگاه­ها نخستین­زادۀ انسانی و کودکان نرینه به آتش سپرده     می­شد. ارمیای  نبی نیز در سدۀ 6 ق.م در مخالفت با این آیین، منطقۀ توفت را «وادی قتل» نام نهاد. در منابع دورۀ اسلامی از این محل به عنوان جایگاه محشر نام برده شده است. نگارنده در مقالۀ حاضر کوشیده است چگونگی راه­یابی و رواج بعل­پرستی نزد اسرائیلیان و قربانی­ نخستین­­زاده­ها، به­ویژه کودکان را که به سبب نفوذ فرهنگ کنعانیان به وجود آمده بود، در دوره­ای از تاریخ یهود بررسی و تحلیل کند .

مطالعات گاه‌نگاشتی سفال‌های مس‌سنگی تپۀ خُلِه‌کو تاکستان

صفحه 175-195

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57755

حمید رضا ولی پور، ساره نعمت الهی نیا

چکیده محوطۀ خله­کو در حاشیۀ غربی دشت قزوین و در جنوب شهرستان تاکستان قراردارد. این محوطه را در بهار 1390 رضایی کلج گمانه­زنی و حریم آن را تعیین کرده است. گاه­نگاری نسبی کاوشگر بر مبنای یافته­های سفالی، نشانگر وجود آثاری از دوره­های اسلامی و پیش از تاریخ در این محوطه است. در بررسی‌های اولیه تخمین زده شد که سفال‌های پیش از تاریخی خله­کو به دورۀ مس­سنگی تعلق دارند. در این نوشته گونه­شناختی سفال­های مس­سنگی این محوطه مطالعه شده است؛ به همین منظور، ابتدا یافته­های سفالی مس­سنگی خله­کو بر اساس ویژگی­هایشان طبقه­بندی و گونه­شناسی شدند. چهار گونۀ سفالی منقوش زاغه، استاندارد زاغه، سادۀ زاغه و چشمه­علی شناسایی شد. پس از آن برای دست یافتن به گاه­نگاری نسبی محوطه، گونه­های سفالی با محوطه­های شمال مرکزی (فلات مرکزی) مقایسه شدند. گاه­نگاری مقایسه­ای انجام شده نشان می­دهد آثار پیش از تاریخی خله­کو مربوط به دورۀ مس­سنگی انتقالی قدیم است که در محدودۀ زمانی 5200 تا 4600 پ.م جای می­گیرد.