کلیدواژه‌ها = هخامنشی
تعداد مقالات: 10
ساختار معماری و تزئینات بنای یادمانی دروازۀ پردیس پارسه (تل آجری) در آغاز عصر هخامنشی

ساختار معماری و تزئینات بنای یادمانی دروازۀ پردیس پارسه (تل آجری) در آغاز عصر هخامنشی

دوره 18، شماره 1، دی 1404، صفحه 213-268

https://doi.org/10.22059/jarcs.2025.402260.143376

علیرضا عسکری چاوردی، پی یرفرانچسکو کالیری

چکیده محوطۀ باستانی معروف به تَل آجری در 3کیلومتری شمال‌غرب تخت‌جمشید در محل معروف به «باغ فیروزی» قرار دارد. در محدودۀ باغ فیروزی همواره این پرسش محوری در پژوهش‌های باستان‌شناسی هخامنشی مطرح بوده که کارکرد بناهای واقع‌در این مکان چه بوده است؟ درنتیجۀ 13فصل کاوش باستان‌شناسی هیأت مشترک ایرانی-ایتالیایی (1402 - 1390ه‍.ش.) در چارچوب پروژۀ «از کاخ تا شهر»  چشم‌اندازی نو در بخش فیروزی گشوده شد. این افق تازه، کشف دروازه‌ای در پردیس پارسه، به شکل ساختمانی با جهت شمال‌غرب-جنوب‌شرقی است که حدود 20درجه از محور شرقی-غربی به‌طرف شمال انحراف دارد، با ابعاد 06/29×07/39متر با یک راهرو و اتاق مرکزی بین دو دیوار ستبر که هرکدم به عرض 47/10متر است. دسترسی به این اتاق ازطریق دو راهرو امکان‌پذیر بوده است. با کشف کتیبه‌های میخی بابلی و ایلامی و باتوجه به کارکرد بنا مشخص شده که این بنا دروازۀ یادمانی بوده است. این دروازۀ باشکوه در مقیاس وسیع‌تری طرح دروازۀ معروف ایشتار (حدود ۵۸۰پ.‌م.) را تکرار می‌کند، که پیش ‌از ساخت تختگاه تخت‌جمشید در دورۀ یکی از دو پادشاه نخستین پارسیان بنا شده است. به‌نظر می‌رسد هدف از ساخت این دروازه نشان‌دادن فتح شهر بابل در سال ۵۳۹پ.‌م. در دورۀ کوروش بزرگ بوده است. بنا به‌طور کامل از آجر و خشت ساخته و نمای سرتاسر دیوارها با آجر لعاب‌دار تزئین شده است. تزئین بخش پایین دیوارها دارای نقوش هندسی و گل است. آجرهای لعاب‌دار متعدد کشف‌شده از آوارهای بنا نشان می‌دهد که سرتاسر سطوح دیوارها با نقوش حیوانات اسطوره‌ای گاو نر و حیوان ترکیبی موشخوشو تزئین شده است. این بنای تاریخی امکان دسترسی به باغ سلطنتی (پردیس) را فراهم می‌کرده که شامل کاخ بزرگ بوده و اکنون ویرانه‌های آن در محوطۀ فیروزی 5 به‌جای مانده است. این دروازۀ یادمانی در دورۀ هخامنشی متروک و سپس بر اثر زمین‌لرزه‌ای بزرگ تخریب شده و در دوره‌های بعد دیوارهای آن به غارت رفته است.

واکاوی ایدئولوژی مرتبط با قدرت سلطنتی در نظامهای پادشاهی آشور نو و هخامنشی

واکاوی ایدئولوژی مرتبط با قدرت سلطنتی در نظامهای پادشاهی آشور نو و هخامنشی

دوره 14، شماره 1، بهار 1401، صفحه 23-52

https://doi.org/10.22059/jarcs.2022.332499.143059

بهمن فیروزمندی شیره جینی، علی اصغر سلحشور

چکیده یکی از ویژگی­ های بنیادین حکومت­ های باستان که در پیوند با قدرت قرار داشت، ایدئولوژی بود و حکومت­ های آشور نو و هخامنشی نیز از این قاعده مستثنی نبوده ­اند. اگر به مدارک و شواهد نوشتاری و تصویری بافت ­های سلطنتی آشور نو و هخامنشی نگاهی بیندازیم، ایدئولوژی در متن و بطن این دو حکومت قرار داشته است. اینکه آنها با مردم و اقوام زیردست و فرمانبردار خود چگونه رفتار می ­کردند؟، مشارکت و همکاری آنها با این حکومت­ ها چگونه بوده است؟، پیوند شاهان با خدا یا خدایان خود برای توجیه اقداماتشان چگونه بود؟، ویژگی­ های شاه نیرومند و توانمند در این مدارک و تصاویر چگونه شرح داده است؟، سلطه­ طلبی و دیدگاه چیرگی بر همه جهان و اقوام در نگاه آنها چه ویژگی­ هایی داشت و با چه روش­ هایی انجام گرفته است؟ اینها پرسش­ هایی هستند که این پژوهش درصدد پاسخگویی به آنها است تا در این راستا اشتراکات و تمایزات ایدئولوژیک این دو حکومت را در بافت ­های سلطنتی ­شان مشخص کند و اینکه راهبردها و شیوه ­های ایدئولوژیک آنها با توجه به خشونت نوشتاری و تصویری آشوریان تفاوت­های بنیادینی داشته است یا خیر؟ پژوهش حاضر برای دستیابی به اهداف مورد نظر خود کتیبه­ ها و تصاویر (نقوش برجسته، استل­ ها، مهرها، سکه ­ها) بافت­ های سلطنتی این دو دوره را بررسی کرده است. با توجه به راهبردها، شیوه ­ها و مفاهیم مورد بررسی در این پژوهش مانند شاه توانمند و قدرتمند، سلطه­ طلبی فراگیر و جهان­ شمول، پیوند شاه با خدا (خدایان)، مشارکت اقوام زیر سلطه در پیشبرد اهداف دو امپراتوری، پروژه ­های بزرگ ساختمانی و ساخت بناهای باشکوه و غیره تفاوت چندانی در ایدئولوژی سلطنتی دو امپراتوری آشور نو و هخامنشی دیده نمی­شود. البته خشونت کلامی و تصویری صریح و عریان آشوریان را در نقوش برجسته و کتیبه ­های سلطنتی آنها نباید نادیده گرفت، این در حالی است که در مدارک و شواهد نوشتاری و تصویری هخامنشیان به‌ویژه در تخت جمشید این خشونت صریح دیده نمی­ شود که ویژگی مهم جهان‌بینی و ایدئولوژی نظام پادشاهی هخامنشی به شمار می­ رود.

تأملی بر مسئله شهر و شهرنشینی در دورة هخامنشی در فارس مرکزی

تأملی بر مسئله شهر و شهرنشینی در دورة هخامنشی در فارس مرکزی

دوره 11، شماره 2، مهر 1398، صفحه 19-36

https://doi.org/10.22059/jarcs.2019.73097

علی بهادری، حمیدرضا ولی پور

چکیده مسئله شهر و شهرنشینی ازنظرگاه­ های گوناگون در هر یک از حوزه­ های انسان­ شناسی، جامعه ­شناسی و باستان­ شناسی قابل موشکافی است. این مقاله با تکیه‌بر یکی از این مبانی نظری مبنی بر ارتباط مستقیم نوع بافت سیاسی‌ـ‌اجتماعی جامعه با شهر و فرم آن بحث می‌کند که زمینه شکل‌گیری شهر و رشد شهرنشینی در فارس مرکزی در دورة هخامنشی علی‌رغم ظرفیت ­های زیست ­محیطی مناسب آن به دلیل ساختار اجتماعی فارس مرکزی، دستگاه سیاسی سیار هخامنشی و بافت جمعیتی دامدار منطقه فراهم نشده بود. مدارک موجود نشان می‌دهد رشد و شکوفایی منطقة فارس مرکزی متعاقب تأسیس شاهنشاهی هخامنشی به‌رغم عملیات ساختمانی بی‌سابقه در تخت جمشید اساساً در راستای ایجاد شهر و شکل‌گیری ساختار شهرنشینی نبوده است. نتایج تحقیقات میدانی یک دهة اخیر در دشت تخت‌جمشید نیز آشکار می‌سازد که برخلاف تصور کاوشگران این مکان، نه‌ تنها اطلاق عنوان شهر بر این آثار هنوز زود است، بلکه وجود یک چشم‌انداز شهری را بیش‌ازپیش به چالش می‌کشد.

تحلیل نتایج کاوش‌های باستان شناسی معدن نمک چهرآباد

تحلیل نتایج کاوش‌های باستان شناسی معدن نمک چهرآباد

دوره 11، شماره 2، مهر 1398، صفحه 191-210

https://doi.org/10.22059/jarcs.2019.73118

ابوالفضل عالی، توماس اشتولنر، بهمن فیروزمندی شیره جین

چکیده معدن نمک چهرآباد یکی از  معدود معادن نمک باستانی دنیا و تنها معدن نمک شناسایی شده در ایران است که شواهد و مدارکی از استخراج نمک در یک محدوده زمانی طولانی از حدود 500 پیش  از میلاد تا عصر معاصر را داراست. طبق پژوهش­ های میدانی انجام یافته تاکنون در محدوده کاوش شده کوه معدن، فعالیت ­های معدن­ کاوی در ادوار هخامنشی، ساسانی، میانی و متاخر اسلام به اثبات رسیده است. پس از کشفیات تصادفی سال 1372 و 1383، تا کنون چندین فصل کاوش و بررسی باستان ­شناسی در معدن و پیرامون آن انجام یافته است. پژوهش­ های باستان­ شناسی نتایج جالب توجهی از تکنیک­ ها، مراحل و ابزارهای استخراج نمک و ارتباط محوطه­ های پیرامون با معدن نمک را روشن ساخته است. حفر تونل­ های عمیق در داخل نهشته­ های صخره ­ای نمک در ابعاد و اندازه­ های مختلف با استفاده از ابزارهای متنوع استخراج در همه ادوار یاد شده با تفاوت در جزئیات بهره­ برداری، در ناحیه کاوش شده دیده می ­شود. فعالیت طولانی مدت استخراج نمک و ریزش چند دوره­ ای معدن، موجب شکل­ گیری لایه­ های مختلف آواری، استقرای، معدنی و فرسایشی در بخش ­های مختلف معدن نمک و پرشدگی بسیاری از تونل­ های آن شده است. بر اساس مستندات موجود، بیشتر بقایای انسانی مکشوفه، معدن­ کارانی غیر بومی از دوران هخامنشی و ساسانی بودند که در جریان ریزش چند دوره ­ای تونل­ های معدن کشته شده و بصورت طبیعی مومیایی شده ­اند.

هویت شناسی نقش نمادینِ انسان درون قرص ماه، براساس نمونه های هخامنشی و نقش قیزقاپان

هویت شناسی نقش نمادینِ انسان درون قرص ماه، براساس نمونه های هخامنشی و نقش قیزقاپان

دوره 10، شماره 1، تیر 1397، صفحه 115-134

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.140587.142249

ایرج رضائی، بهمن فیروزمندی

چکیده نقش پیکرۀ درون ماه یکی از اسرارآمیزترین نقوش نمادین ایران باستان است که تاکنون بسیاری از پژوهشگران دربارۀ هویت شناسی و خاستگاه آن اظهارنظر کرده­اند. بااین‌حال هیچ‌گاه مدارک موجود، برای دستیابی به یک نتیجه‌گیری نهایی و قطعی کافی نبوده است. برخی از پژوهشگران پیشینۀ نقش پیکرۀ درون ماه را به‌پیش از دورۀ هخامنشی رسانده و بر این باورند که هنر آشور نو خاستگاه این نقش بوده است. از طرفی این احتمال نیز وجود دارد که نقش پیکرۀ درون ماه یک نقش‌مایۀ ابداعی کاملاً ایرانی (ماد یا هخامنشی) باشد. به­علاوه تاکنون گزینه­های متنوع و متفاوتی چون اهورامزدا، خدای ماه، میترا، خورنۀ شاهی، شاه مُرده یا زنده و ... برای هویت نقش پیکرۀ درون ماه پیشنهاد شده است. نوشتار پیش رو ضمن بررسی پیشینۀ نقش پیکرۀ درون ماه و تجزیه‌وتحلیل آراء پژوهشگران پیشین دربارۀ هویت آن، به این نتیجه منتهی شده است که در میان گزینه­های متعدد پیشنهادی برای هویت نقش مذکور، دو گزینۀ بسیار محتمل وجود دارد؛ 1. شاه 2. خدایی غیر از اهورامزدا. در حالت اول محتمل­ترین گزینه شاه مُرده یا متوفی و در حالت دوم محتمل­ترین خدای پیشنهادی، میترا خواهد بود.

چه کسانی در راه شاهی به مسافران خدمات ارائه می کردند؟

چه کسانی در راه شاهی به مسافران خدمات ارائه می کردند؟

دوره 9، شماره 2، دی 1396، صفحه 157-175

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.216513.142336

لیلا مکوندی

چکیده متون تاریخی اطلاعات ارزشمندی درباره‌ی اهمیت راه شاهی هخامنشی از نظر وسعت، چگونگی کنترل و برقراری امنیت در آن، ایستگاه‌های بین‌راهی و خدماتی که به مسافران ارائه می‌شد در اختیار می‌گذارند، اما درباره نوع مشاغل و کارکنان شاغل در حوزه‌ی خدمات سفر سکوت کرده‌اند. در این زمینه، 719 متن مربوط به جیره‌های سفر (متن‌های Q) موجود در بایگانی باروی تخت‌جمشید اطلاعات بسیار ارزشمندی درباره‌ی مشاغل مختلف مرتبط با خدمات سفر دارند. در پژوهش حاضر متن‌های مربوط به هر شغل خاص تفکیک و تلاش شده است که با تحلیل و مقایسه‌ی آن‌ها بر مبنای نام شخص شاغل، مهر و دیگر اطلاعات موجود به شناختی نسبی از این مشاغل و حیطه‌ی فعالیت آن‌ها دست یابیم. مطالعه متن‌ها نشان می‌دهد که عناوین شغلی مختصّ خدمات سفر ریشه‌ی ایرانی دارند و برخی از آن‌ها مانند راهنماهای سفر، تخصصی و سلسله‌مراتبی بوده است. 

تبیین و گاهنگاری فرهنگ‌های هزاره‌ی اول ق.‌م در شهرستان نیر اردبیل

تبیین و گاهنگاری فرهنگ‌های هزاره‌ی اول ق.‌م در شهرستان نیر اردبیل

دوره 9، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 37-54

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.64004

اکبر پورفرج

چکیده این تحقیق بر اساس داده­های باستان­شناسی قلعه بوینی یوغون انجام شده است. در این قلعه، سه فصل کاوش از سال 1385  لغایت 1387 انجام گرفت و آثار ارزشمندی از دوره­ی مفرغ میانی تا دوره­ی صفویه کشف شد. در این مقاله سعی خواهد شد تا ضمن ارائه مختصر فرآیند کاوش در ترانشه A کارگاه1، چگونگی ظهور ظروف منقوش هزاره­ی اول ق.م را بر اساس لایه­نگاری محوطه  تثبیت نموده و سپس نحوه­ی گسترش این ظروف (سبک اردبیل) و چگونگی ارتباط آن با ظروف مثلثی­حسنلوی­III را مورد تحلیل و مقایسه قرار دهد. طبق یافته­های این تحقیق با اینکه هنوز برخی از فرم­ها و جنس سفال­های منطقه استمرار فرهنگی عصرآهن­III را به­خصوص در لایـه­های پایین نشـان می­دهـند ولـی اکـثر نمونه­های سـفالی تغییرات تدریجی را نشان می­دهند که احتمالا به لحاظ زمانی بیانگر اواخر دوره­ی هخامنشی تا اوایل اشکانی است.

معمای سنگ میانی در کاخ مرکزی تخت جمشید

معمای سنگ میانی در کاخ مرکزی تخت جمشید

دوره 7، شماره 2، دی 1394، صفحه 69-83

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.57748

شاهرخ رزمجو

چکیده یکی از کاربری‌های پیشنهاد شده برای بناهای تخت ­جمشید، کاربری تقویمی و نجومی است. با اینکه شواهد زیادی از این کاربری در تخت­ جمشید وجود ندارد، اما در این نظریه به سنگ چهارگوشی در کف کاخ مرکزی تخت­ جمشید استناد می‌شود که روی آن نشانه‌هایی ساده کنده­کاری شده است. از این سنگ به عنوان یک شاخص نجومی یاد می‌شود و کنده­کاری‌های روی آن، نشانه‌هایی برای تعیین زمان دقیق تابش آفتاب در روز یکم فروردین و اعتدال بهاری تعبیر شده‌اند؛ در نتیجه، از کاخ مرکزی تخت­ جمشید به اشتباه به عنوان «رصدخانه» نام برده می‌شود. در حالی­ که بر اساس شواهد باستان‌شناسی و معماری، این سنگ هیچ ارتباطی با تابش آفتاب نداشته و نمی‌توان بنای کاخ مرکزی را یک رصدخانه به شمار آورد. برای شناسایی کاربرد اصلی این سنگ و کنده­کاری‌های به ظاهر اسرارآمیز روی آن نیز می­باید از دیگر شواهد معماری بهره گرفت.

مطالعة باستان¬سنجی آجرهای لعاب¬دار هخامنشی به¬دست¬آمده ازکاوش¬های باستان¬شناسی محوطة تل آجری در شهر پارسه

مطالعة باستان¬سنجی آجرهای لعاب¬دار هخامنشی به¬دست¬آمده ازکاوش¬های باستان¬شناسی محوطة تل آجری در شهر پارسه

دوره 5، شماره 1، شهریور 1392، صفحه 165-179

https://doi.org/10.22059/jarcs.2013.35950

سودابه یوسف¬نژاد، رضا وحیدزاده، محمدحسن طالبیان

چکیده در این پژوهش آجرهای لعاب­دار هخامنشی به­دست­آمده از کاوش­های باستان­شناسی تل آجری برای شناسایی ترکیباتسازندة لعاب رویه و بدنة آجری به کمک روش­های شیمی تجزیه دستگاهی از قبیل: XRF،­XRD ،­ICP ، SEM-EDS و نیز میکروسکوپ نوری، آزمایش شده­اند. نمونة لعاب­های مورد­ مطالعه ظاهراً به رنگ‌هایی سفید و زرد می­باشد که به دلیل سپری کردن فرایندهای فرسایش به حالت پودری و رنگ­باخته درآمده­ است، به­طوری­که به کمک میکروسکوپ نوری تکّه­هایی پراکنده از لعاب آبی­رنگ به­روی زمینة فرسودة سفید یافت شد و نتایج حاصل از تجزیة کمّی عنصری با حساسیت بالا در این نمونه وجود عناصر عامل ایجاد رنگ آبی از قبیل مس و کبالت و در نمونة زردرنگ آنتیموان و سرب را مشخص نمود. با توجّه به شناسایی لعاب­ها و ناپایداری ترکیبات رنگ­ساز سازندة آن از قبیل مس و آنتیموان در دمای بالایC 1000⁰ این آجرها در دمایی کمتر از آن پخت شده­اند. بدنه­های آجری به روش فلورسانس و پراش پرتو ایکس XRF و XRD مطالعه شدند. نتایج تجزیة عنصری این لعاب­ها با لعاب­های آجرهای لعاب­دار کاخ آپادانای شوش مقایسه شده است.

گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشید 
 (خطّ و نوع متن‌ها )

گل‌نبشته‌های باروی تخت جمشید (خطّ و نوع متن‌ها )

دوره 1، شماره 2، اسفند 1388، صفحه 49-62

بهمن فیروزمندی، لیلا مکوندی

چکیده در امپراتوری وسیع هخامنشی از خطّ و زبان‌های متفاوتی در نقاط مختلف قلمرو هخامنشی برای انجام فعّالیّت‌های اداری ـ اقتصادی در سیستم‌های اداری استفاده می‌کردند. آرشیو باروی تخت جمشید در مرکز امپرتوری مربوط به سال‌های 13 تا 28 سلطنت داریوش بزرگ را می‌توان بزرگترین و مهم‌ترین سازمان اداری چند زبانة هخامنشی دانست. اگر‌چه زبان قالب در گل‌نبشته‌های آرشیو، ایلامی است ولی گل‌‌نبشته‌هایی به زبان آرامی و نمونه‌هایی به خطّ‌های پارسی باستان، یونانی، بابلی، فریگیه‌ای نیز شناسایی شده است. این چندزبانه بودن به نوعی، نمایشگر وضعیّت اجتماعی چند ملّیّتی تخت جمشید و نواحی اطراف آن است. اسناد چندزبانة بارو در ساختاری از مدارک پیچیده قرار دارند، البتّه متن‌های آنها مربوط به فعّالیّت‌های اداری مشابه است. در این مقاله سعی داریم به بررسی اهمّیّت این مدارک و طبقه‌بندی‌های ارائه شده برای آنها بر اساس شکل، زبان و متن آنها بپردازیم.