دوره و شماره: دوره 5، شماره 2، اسفند 1392، صفحه 1-203 
تعداد مقالات: 10

بیت هیلانی

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50373

فرشید ایروانی قدیم، مرتضی حصاری، ایمان افضلی

چکیده در این پژوهش، نوع معماری بیت هیلانی در استقرارگاه­های شرق باستان، مستندسازی گشته است؛ موضوعی که دربارة شیوة خاصی از اجرای یک بناست و از هزارة دوم پیش از میلاد شناخته شده است. شناخت بیت هیلانی، شاخصه­های این نوع بنا، ریشه­یابی استفاده و چگونگی گسترش آن در نواحی دوردست، مهم­ترین پرسش­های این پژوهش می­باشد. مهم­ترین هدف این پژوهش ارائة ویژگی­های این نوع معماری و تزئینات وابسته به آن در شرق باستان است.
در این مقاله سعی شده است با معرفی معماری بیت هیلانی، به بازسازی فضای معماری دینی و بررسی تأثیر سیاست و اقتصاد در آن و همچنین نقش فرهنگ آناتولی در گسترش این فرهنگ و تأثیر آن بر سایر فرهنگ‌های هم‌جوار و معرفی آن به عنوان یکی از شاخصه­های مهم فرهنگی این زمان، پرداخته شود. در یک نگاه کلی، این مقاله قصد دارد با بررسی یکی از شاخصه­های فرهنگی در دوران باستان به بازسازی و معرفی آن بپردازد و تأثیر و تأثر آن ‌را در دیگر فرهنگ‌ها بررسی نماید.
 

تحلیل نقش عوامل طبیعی در توزیع فضایی محوطه‌های نوسنگی و مس‌و‌سنگ شهرستان اردل، چهارمحال و بختیاری

صفحه 21-37

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50390

محسن بهرامی‌نیا، علیرضا خسروزاده، محمداسماعیل اسمعیلی جلودار

چکیده نیمة غربی استان چهارمحال و بختیاری (شهرستان اردل)، به سبب دارا بودن کوه­های مرتفع، دره­های عمیق و دشت­های میانکوهیِ کوچک و قرارگیری در مسیر کوچ عشایر، از گذشته­های دور تاکنون مورد توجه انسان­ بوده است. نظر به اهمیت ارتباطی این بخش از استان و نقشی که جوامع کوچ­رو در تبادل فرهنگی بین مناطق کوهستانی چهارمحال و بختیاری و مناطق پست دشت خوزستان و مناطق جلگه­ای فارس در طول تاریخ ایفا می­کرده­اند، و با توجه به نوع معیشتی که هم­اکنون نیز در منطقه حاکم است، شناخت ویژگی­های دوران روستانشینی نوسنگی و مس­و­سنگ، شناخت الگوی استقرار، تأثیر محیط بر چگونگی شکل­گیری و پراکندگی محوطه­های آن و شناخت نوع استقرار کوچ­نشینی یا یکجانشینی آن ضروری است. این مقاله بر آن است تا عوامل زیست ـ محیطی و نقش آن‌ در شکل­دهی فضای زیستگاه­های انسانی در دوره­های نوسنگی و مس­و­سنگ در شهرستان اردل را  بررسی نماید. برای بررسی تأثیر عوامل محیطی بر استقراهای نوسنگی و مس­و­سنگ، آن‌ها با توجه به عواملی چون ارتفاع از سطح دریا، درصد شیب، جهت شیب، فاصله از رودخانه، فاصله از مسیرهای ارتباطی، ساختار زمین و گسل­های موجود در منطقه با استفاده از روش­های آماری (درصدگیری) ارزیابی شدند. برای یافتن ارتباط هر محوطه با هر عارضه طبیعی­، آنها بر اساس نقشة پایة آن عارضه، به چندین طبقه تقسیم شده و میزان همبستگی محوطه­ها با هر طبقه به­دست آمد. در مجموع دو نوع الگوی استقرار شناسایی شده است؛ یکجانشین و کوچ­نشین. نوع غالب استقرارهای این منطقه را محوطه­های کوچ­نشینی تشکیل می­دهند.

تغییر خط سیر تولید ریزتیغه‌ها از فراپارینه‌سنگی به نوسنگی در دشت ایذه، شمال شرق خوزستان

صفحه 39-57

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50392

مژگان جایز

چکیده سازماندهی تولید دست‌ابزارهای سنگی یکی از مهم‌ترین جنبه‌های مطالعاتی مصنوعات سنگی است. فرایند کاهشی تولید مصنوعات مشخص می‌سازد که چگونه مواد اولیه از خلال مراحل کاهشی آماده‌سازی و منتقل شده‌اند. این مراحل را می‌توان بر اساس بقایایی که از هریک از آنها باقی مانده است، ردیابی نمود. چنین مطالعاتی در توضیح تفاوت‌های میان مجموعه مصنوعات سنگی متعلق به یک دوران در یک منطقه و تنوع آنها در دوره‌های گوناگون اهمیت دارند. مدل‌های توالی ویژگی‌های خاصی دارند که آن‌ها را از سایر ساختارهای باستان‌شناختی متمایز می‌کند. در این مقاله توالی کاهشی در مجموعه مصنوعات سنگی دوران فراپارینه‌سنگی و نوسنگی در دشت ایذه، در شمال غرب استان خوزستان مورد مطالعه قرار گرفته است. عوامل تعیین‌کننده در سازماندهی تولید مجموعه مصنوعات سنگی شامل در­­دسترس ­بودن ماده خام، الگوهای استقراری و خط سیر تولید در محوطه‌های این ناحیه مطالعه شده ‌است. تنها محوطة دوران نوسنگی منطقه، تپة امامزاده محمود، نشان می‌دهد که تغییر عمده‌ای در خط سیر تولید ریزتیغه‌ها از دوران فراپارینه‌سنگی به نوسنگی رخ داده است و حداقل مکان ایستگاه‌های کاهشی که در دوران فراپارینه‌سنگی کاملاً مجزا نشده بود، به صورت کارگاه تولیدی ریزتیغه‌ها در نوسنگی نسبتاً تفکیک شده است.      

سلسله مراتب و ارتباط فضایی محوطه‌های اشکانی دشت سیستان

صفحه 59-77

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50394

زهره جوزی، رضا مهرآفرین

چکیده سیستان یکی از مناطق بسیار مهم دورة اشکانی در باستان­شناسی ایران به­شمار می­رود. این منطقه در تاریخ سیاسی و فرهنگی دورة مذکور به لحاظ حاکمیت یونانی­های باختر، ورود سکاها، حضور خاندان پرقدرت سورن­پهلو و محل وقوع داستان­های حماسی و پهلوانی ایران از شهرت خاصی برخوردار است. شرایط زیست­محیطی مطلوب سیستان در دورة اشکانی سبب گردید که در این منطقه شهرها و استقرارهای فراوانی به­وجود آید. چنان­که از مجموع 1662 محوطة شناسایی شده در منطقه، 392 مکان به دورة اشکانی تعلق دارند که در نیمة شمالی و نیز جنوبی آن که هم­اکنون بیابان است، پراکنده شده­اند. در هر یک از دو ناحیة مزبور محوطه­های وسیعی شناسایی شدند که بر اساس رتبه­بندی می­توان آنها را به عنوان مکان­های مرکزی سیستان در دورة اشکانی به­حساب آورد. آثار و شواهد باستان­شناسی نشان می­دهد که سیستان در دورة اشکانی سرزمینی بسیار آباد، پرجمعیت و دارای منابع آبی فراوانی بوده است که بر این اساس، در بخش­های شمالی و جنوبی آن شهرها و روستاهای بی­شماری ساخته شده است. این رخداد بنا به شرایط زیست ـ محیطی مناسب (آب فراوان، خاک خوب، هوای معتدل، مرتع، صید و شکار و تجارت) که در این ایام در سیستان جریان داشت، میسر گردید.    

سیستان در دوران اسلامی با اتکاء بر شواهد باستان‌شناسی

صفحه 79-98

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50396

حمید حسنعلی‌پور، حسن کریمیان، سیدرسول موسوی حاجی

چکیده به­رغم وسعت چشمگیر
سیستان و شرایط تمدن­ساز دلتای هیرمند، اطلاعات اندکی از تمدن‌های کهن این سرزمین
در دست است. اگرچه محوطه­های غنی و کم­نظیر شهر سوخته، دهانه­غلامان و کوه خواجه
هریک اطلاعات ارزشمندی از پیش­از­تاریخ و دوران تاریخی ایران را در اختیار می‌گذارند،
تاکنون محوطه­ای که بتوان از آن در مطالعات باستان‌شناسانه دوران اسلامی سیستان
بهره گرفت، شناسایی و معرفی نشده است. به این دلیل، در پژوهش حاضر سعی شده است تا ضمن
مطالعة توزیع فضایی و گاه­نگاری محوطه­های اسلامی دشت سیستان، شهرهای شاخص دوران
اسلامی این دشت معرفی
و اطلاعات ارزشمندی از توزیع مکانی محوطه­های اسلامی این ناحیه حاصل شود و
نیز ارتباطات فضایی و کنش و برهمکنش درون و برون­منطقه­ای آنها تحلیل گردد. بدین
منظور، تمامی اطلاعات مربوط به شهرهای دوران اسلامی سیستان از لابه­لای اسناد،
منابع و متون تاریخی استخراج و با به‌کارگیری آنها در تفسیر داده­ها و اطلاعات
باستان­شناختی (رهیافت تاریخی)، نسبت به بازشناسی و تعیین محل آنها اقدام گردیده
است. همچنین با بهره­گیری از تحلیل
GIS محوطه­های اسلامی، به بررسی تأثیر منابع زیست ـ محیطی در چیدمان این
محوطه­ها پرداخته شده است. نتایج مطالعات حاضر روشن ساخت که در دوران اسلامی به
ترتیب شهرهای: «­زرنگ­» (زرنج)، «­شهر سیستان­»، «­شهر نو­سیستان­»، «­جلال­آباد­»،
«­کندرک­»، «­سه­کوهه­» و «­شهر ناصری­» به مرکزیت سیستان انتخاب شده­اند

روند ضرب سکه در حکومت یونانی باختر از ابتدا تا سقوط

صفحه 99-112

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50397

نعمت‌اله علی‌محمدی، محرم باستانی

چکیده سکه و روند ضرب آن، به عنوان یکی از شاخص‌های تمدن به حساب می‌آید که در ادوار تاریخی دچار تغییر و تحول می‌شوند. شدت ضعف و قوت حکومت‌ها در روند آنها تأثیری به­سزای داشته است؛ بهطوری­که در یک زمان در نهایت زیبایی و کیفیت ظاهر می‌شوند و در زمان دیگر رو به افول می­روند. بررسی تغییر و تحول روند ضرب سکة هریک از دوره­های تاریخی، مسائل متعدد سیاسی، اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و حتی نظامی را دربر می­گیرد، از­این­رو سعی شده است ضمن بررسی روند ضرب سکه در حکومت یونانی و باختر، ابعاد مختلف تغییر و تحول آن بر اساس نظریة ظهور و سقوط تمدن با رویکرد و الگوی نظری ابن خلدون و توین‌بی بررسی شود تا برخی از پیچیدگی‌ها و ابهامات تاریخی موجود در این دوره برطرف گردد.

بررسی زیستگاه‌های دورة اسلامی در ارتفاعات زاگرس جنوبی مطالعة موردی: محوطة کمبوس بناری کهگیلویه

صفحه 113-128

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50398

ابراهیم قزلباش، احمد پرویز

چکیده منطقة کوهستانی کهگیلویه و بویراحمد به دلیل موقعیت قرارگیری‌اش در حدفاصل خوزستان، فارس و اصفهان اهمیت فراوانی در باستان­شناسی به­خصوص باستان­شناسی کوچ­نشینی دارد. به دلیل آب­و­هوای مناسب و چراگاهای حاصلخیز این منطقه، از دیرباز اجتماعات کوچ­رو در آن ساکن شده‌اند. در بررسی­های باستان­شناختی انجام گرفته در این منطقه در سال‌های اخیر، محوطه­های استقراری متعددی که به صورت موقت (فصلی) مورد استفاده این جوامع کوچ­رو قرار گرفته است، شناسایی شده‌اند که یکی از مهم‌ترین آنها، محوطة کمبوس بناری در بخش چرام استان کهگیلویه و بویراحمد است که در راستای تعیین عرصه و حریم این محوطه در سال 1388 به طور دقیق مورد بررسی نگارندگان قرار گرفته است. در مقالة حاضر به نتایج بررسی این محوطه از دیدگاه باستان­شناسی و قوم­باستان­شناسی پرداخته شده است. نکته جالب ­توجه در محوطة کمبوس بناری و در محوطه­های    هم­دوره با آن، استفاده از سفال معروف به سفال منقوش دورة اسلامی است.
 

فن‌شناسی مشک چرمی منسوب به دورة سلجوقی و مکشوفه از قلعه کوه قاین بر اساس مطالعات آزمایشگاهی

صفحه 129-143

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50400

علیرضا کوچکزایی، حسین احمدی، محسن محمدی آچاچلویی

چکیده یکی از مسائل مهم در زمینة بررسی و حفاظت آثار چرمی، مطالعة ساختاری در جهت شناسایی فرآیند تولید و مواد مورد استفاده در ساخت اثر است. در این راستا، یک مشک چرمی تاریخی منسوب به دورة سلجوقی و مکشوفه از قلعه کوه قاین مورد مطالعه قرار گرفت. به­منظور شناسایی نوع پوست، آرایش فولیکل­های مو و مقطع عرضی چرم با استفاده از SEM، بررسی شد. از    آزمون­های شیمی تر برای ارزیابی حضور تانن­های گیاهی، سولفات و کاتیون آلومینیوم و آهن استفاده شد. همچنین ترکیبات معدنی چرم با آنالیز SEM-EDS بررسی شد. علاوه بر این، از ATR-FTIR برای بررسی ویژگی­های لایة گرین، کوریوم و    تانن­های استخراجی چرم و نیز چربی آزاد موجود در ساختار و مواد متداول در روغن­دهی بهره گرفته شد. نتایج، گویای استفاده از پوست بز موزدایی شده با آهک، برای ساخت چرم است؛ که با استفاده از تانن­های گیاهی، به­خصوص گروه متراکم­شونده، دباغی شده است. مقایسة نوارهای جذبی طیف ATR-FTIR چربی­استخراجی با چربی­ها و روغن­های مورد استفاده در روغن­دهی چرم، گویای احتمال استفاده از چربی حیوانی و به خصوص پیه گوسفند در جریان استحصال چرم است.    

تأثیر شبکة زهکشی بر مکان‌گزینی استقرارگاه‌های پیش‌از‌تاریخ

صفحه 145-161

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50403

مهران مقصودی، سید محمد زمان‌زاده، حسن فاضلی نشلی، روح‌الله یوسفی زُشک، سمیرا چزغه، حجت‌الله احمدپور

چکیده منابع آبی در طول تاریخ بشر همواره از عوامل مهم در جذب استقرارگاه­های بشری بوده­اند، از­این­رو در پژوهش حاضر سعی شده است تا به بررسی نقش رودخانة شادچای در مکان­گزینی دو استقرارگاه پیش­از­تاریخ به­نام تپه­های میمون­آباد پرداخته شود. بنابراین ضمن مطالعات میدانی، به­منظور بررسی ویژگی­های رسوبی، از ترانشه محوطة باستانی و همچنین شواهد باقی­مانده از آبراهه­های دیرینه، نمونه­برداری صورت گرفت تا نتایج حاصله با یکدیگر مقایسه شوند. برای ترسیم نقشه­ها از نرم­افزارهای GIS و Freehand بهره گرفته شد. نتایج حاصل از بررسی­های زمین­باستان­شناسی نشان می­دهد که این دو محوطه برروی دشت آبرفتی و در قسمت انتهایی مخروط­افکنة کرج واقع شده­اند. با توجه به نمونه­گیری­های انجام شده و تمامی شواهد این احتمال می­رود که در گذشته، شعبه­ای از رودخانه، مسیری به­غیر از مسیر فعلی داشته است و با تغییر مسیر خود استقرارگاه نیز به تبع آن تغییر مکان داده و به مکانی نزدیک­تر به رودخانه انتقال یافته است.

تجزیة عنصری خاک باستانی دورة مس ـ سنگی تپه زاغه برای شناسایی مکان‌های فعالیت‌های ویژه

صفحه 163-182

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.50404

کمال الدین نیکنامی، ایرج رضایی

چکیده بررسی­های انجام شده دربارة خاک محوطه­های باستانی نشان می­دهد که استقرار و سکونت انسان در یک ناحیة خاص، به سبب تولید دورریزها، فضولات، زباله­های خانگی و صنعتی و موارد متعدد دیگر، باعث افزایش برخی عناصر خاک نظیر فسفر، منیزیم، کلسیم و پتاسیم می­شود. تحقیق حاضر، به بررسی و شناسایی مکان­ برخی فعالیت­های ویژه در دورة مس ـ سنگی تپه زاغه    می­پردازد. در این تحقیق، نمونه­های خاک به صورت طبقه­بندی­شده از لایه­های مختلف استقراری تپه زاغه برداشت شده است. برای تجزیة عنصری نمونه­ها از دستگاه «XRF» و برای طبقه­بندی عناصر از روش­های چندمتغیری آماری استفاده شد. از طریق مقایسة غلظت عناصر نمونه­های به­دست­آمده از نقاط مختلف این تپه با نمونه­های کنترل یا شاهد که از نقاطی خارج از همین تپه برداشت شد، مکان برخی از فعالیت­های ویژه مانند پخت سفال، فرآوری مواد غذایی و دیگر فعالیت­های صنعتی و خانگی در زاغه شناسایی و یا تأیید شد. تحقیقات پیشین صورت­گرفته در دورة مس ـ سنگی تپه زاغه نشان داده است که مردمان جامعة زاغه در این زمان مراحلی از پیشرفت و توسعة اقتصادی و اجتماعی را تجربه کرده­اند. به­طوری­که این بعد از توسعه را در تخصصی‌تر شدن حرفه­های تولیدی این جامعه به­خوبی می‌توان دریافت. درک فرایند شروع فعالیت­های متنوع تولیدی تخصصی در جوامع        مسـسنگی، پذیرش نظریات مربوط به تغییرات اجتماعی و اقتصادی شگرف از دورة نوسنگی به مس ـ سنگی را به دنبال دارد.