دوره و شماره: دوره 4، شماره 1، شهریور 1391، صفحه 1-256 
تعداد مقالات: 11

طبقه‌بندی و گونه‌شناسی سفالی‌های ساسانی- اسلامی بیشاپور مطالعه موردی: سفال‌های فصل نهم کاوش

صفحه 1-32

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35374

مصیب امیری، سید مهدی موسوی کوهپر، فرهنگ خادمی ندوشن

چکیده کاوش‌های باستان شناختی شهر تاریخی بیشاپور از سال 1319 خورشیدی به همت بخش آسیایی موزه‌ لوور آغاز شد و از آن به بعد به دست هیئت‌های ایرانی ادامه پیدا کرد. در دهه اخیر نیز طی دو فصل کاری در سال‌های 1383 و 1388 این کاوش‌ها ادامه یافت. فصل نهم کاوش شهر تاریخی بیشاپور در خرداد ماه و تیرماه 1390 خورشیدی به سرپرستی مصیب امیری انجام شد که یافته‌های بسیار مهمی به دست آمد. از ویژگی‌های این کاوش می‌توان به رویکردی نوین در ساماندهی و مستند نگاری مواد فرهنگی حاصله از این کاوش‌ها اشاره کرد. کاوش این فصل در ارگ شاهی و در جنوب ایوان موزاییک انجام شد. مقاله حاضر به اهمیت سفال و طبقه­بندی قطعات سفالینه به دست آمده از نهمین فصل کاوش شهر تاریخی بیشاپور، می‌پردازد.     

گزارش بررسی غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای شهرستان سنقر، استان کرمانشاه (مرداد ماه 1388 )

صفحه 33-58

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35375

امیر بشکنی، مژگان جایز، مریم دهقان، مانا جامی الاحمدی، یدالله حیدری

چکیده چکیده در بررسی شهرستان سنقر، 32 غار و پناهگاه صخره‌ای شناسایی شد که از این میان، 13 عدد از آن‌ها دارای پراکندگی مواد فرهنگی بر سطح و دامنه جلوی دهانه بودند. اگر چه هدف این بررسی شناسایی محوطه‌های باز نبود؛ اما در جریان این پیمایش، 2 محوطه باز هم شناسایی شد. دیگر غارهای شناسایی شده (19 عدد)، فاقد پراکندگی مواد فرهنگی بودند. غارها و پناهگاه‌های ثبت شده را می‌توان در سه گروه جای داد؛ نخست، شماری که بر اساس یافته‌های سطحیشان، اکنون گاه‌نگاریشان ممکن نیست. دوم، غارهایی که بر مبنای یافته‌هایشان می‌توان برای آن‌ها گاه‌نگاری احتمالی در نظر گرفت و سوم، غارهایی که با توجه به وجود شناساگرها در مجموعه یافته‌هایشان، گاه‌نگاری آن‌ها مشخص است؛ اما تحلیل کاربری و دیگر مسایل آنها، باید با توجه با کاوش‌های آتی صورت بگیرد. این مقاله، به توانمندی غارها و پناهگاه‌های صخره‌ای شهرستان سنقر، در پاسخ‌گویی به چالش‌های باستان‌شناختی، از جمله پارینه سنگی منطقه می‌پردازد.  

تبیین وگاهنگاری فرهنگ کورگان‌های شرق شمال غرب ایران؛ براساس بررسی و کاوش در قلعه بوینی یوغون نیر

صفحه 59-81

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35376

اکبر پورفرج

چکیده یکی از مهم‌ترین بقایای باستان‌شناسی شرق شمال غرب ایران، وجود هزاران کورگان با ساختار و معماری بسیار پیشرفته‌ای است که در ایجاد آن‌ها متخصصانی خبره و تمام وقت دخالت داشته و با وجود نبود محوطه‌های استقراری همزمان، می‌توان از روی ساختار و محتویات برخی از قبور سالم کاوش شده، وجود نوعی جامعه با ساختار حاکم نشین را استنباط کرد که قادر به ایجاد چنین آرامگاه‌های با عظمتی شده‌اند؛ ولی تا به حال هویت آن‌ها به درستی تبیین نشده و اسرارشان در گذرگاه زمان مه‌آلود شده است. این مقاله، یکی از این کورگان‌ها را در قلعه بوینی یوغون نیر، شرح داده و با سایر محوطه‌های همزمان، موردمقایسه وتحلیل قرار داده است.    

سفالینه‌های دوران اسلامی- شهرکهن جیرفت

صفحه 83-112

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35377

حمیده چوبک

چکیده حوزه فرهنگی جازموریان منطبق و همسان با تعریف حوضه آبریز جازموریان است که منطبق بامکن دوران آکاد در هزاره سوم وگدروزیا- اکوفاجیا- ومکران دوره تاریخی است. شهر قدیم جیرفت، مرکز و کرسی حوزه فرهنگی جازموریان در دوران اسلامی در محوطه باستانی «شهر دقیانوس» جیرفت با بیش از 12 کیلومتر مربع بوده  است. بافت  کلان شهر جیرفت در دوران اسلامی، تمام ویژگی‌های بافت شهری دوران اسلامی مانند بارو، شارستان؛ محله‌ها، مسجد ،گرمابه، بازار ،ضرابخانه و گورستان و بخشی صنعتی داشته و نمونه بسیار مناسبی برای درک بهینه شکل گیری و در نظر گرفتن کلیه عناصر شهری و شناخت روند تحول بافت شهری است. ویژگی فن‌آوری سفالگری این شهر با گونه‌های شاخص، با تولید انبوه مشخصه این منطقه بوده است که از سده‌های اول تا هفتم ه.ق تداوم داشته است و با دیگر مراکز تمدنی همزمان خود در برون چون چین- هند- عمان و درون سرزمین مانند نیشابور- ری- کاشان پیوند و همسانی داشته است. شهر ثروتمند جیرفت در اثر یورش‌های مداوم غزها ویران و در سده هفتم ه.ق متروک می‌گردد.    

مطالعه و گونه شناسی قبور کلان سنگی و تپه‌ای (کورگان) استان اردبیل

صفحه 113-130

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35378

مرتضی حصاری، احمد علی¬یاری

چکیده استان اردبیل در شمال غرب ایران یکی از استان‌هایی است که اطلاعات باستان‌شناسی آن برخلاف غنای فرهنگی نهفته در آن کمتر مورد مطالعه قرار گرفته است. در این مقاله قسمتی از مواد فرهنگی جمع آوری شده از بررسی‌های باستان‌شناسی که از سال 1379 در حاشیه رود ارس و مشکین شهر در استان اردبیل آغاز گردید، ارایه می‌گردد.  همچنین گونه  جدید قبرها از استان اردبیل، یعنی قبر تپه‌ها (کورگان‌ها) و نیز نمونه‌های جدید قبرها از نوع قبور صندوقی و افراشته مورد مطالعه قرار می‌گیرند.  قبر تپه‌ها یا کورگون‌ها احتمالاً از دوره مس- سنگ تا اواخر عصر آهن که در یک محدوده جغرافیایی گسترده از کوه‌های آلتایی تا اروپای غربی به‌دست آمده‌اند، جهت تدفین مرده­گان نیز استفاده می‌شده‌اند. این قبرها توسط مردمانی که در استقرارگاه‌های نیمه دایم در داخل حوزه جغرافیایی دشت‌های استپی، مراتع وسیع، علفزارها و جنگل‌ها زندگی می‌کرده‌اند، جهت تدفین مرده­گان با درجه بالای اجتماعی  ساخته می‌شدند. نمونه‌های صندوقی و برافراشته (سنگ‌های یادبودی) در ارتفاعات و سراشیبی کوه‌ها تا نزدیکی رودخانه‌های اطراف قلعه بنا شده‌اند. مواد فرهنگی ارایه شده  در این مقاله از پارس آباد ( دشت مغان)، مشکین شهر و نزدیک به شهر اردبیل می‌باشند و بعد از مطالعه، شناخت و گونه شناسی آنان تفاوت‌ها و شباهت‌های این گونه قبرها با محوطه‌های کشورهای همجوار تا اروپای غربی مورد بحث قرار خواهند گرفت.    

روستاهای آغازین و استقرارهای پیش از تاریخی کهن درحوضه آبریز ابهر رود، شرق استان زنجان

صفحه 131-154

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35379

شکوه خسروی، حمید خطیب شهیدی، حامد وحدتی نسب، سجاد علی بیگی، ابوالفضل عالی

چکیده حوضه آبریز رودخانه ابهر، منطقه‌ای مهم در مطالعات باستان‌شناسی حاشیه شمال غربی فلات مرکزی، غرب و شمال غربی ایران به شمار می‌رود. مطالعه و شناخت این منطقه، با توجه به قابلیت‌های زیست محیطی و موقعیت جغرافیایی‌اش، در درک روابط منطقه‌ای و بر هم‌کنش‌های فرامنطقه‌ای میان مناطق جغرافیایی - فرهنگی یاد شده، بسیار مهم و درخور توجه است. با این وجود، تاکنون توجه چندانی به مطالعات باستان‌شناسی منطقه نشده و دانش ما از وضعیت استقرارهای کهن و ماهیت استقرارهای آن بسیار اندک و ناقص است. بررسی باستان‌شناختی حوضه آبریز ابهر رود، در دو فصل در سال‌های 1382 و 1384 به انجام رسید. در این بررسی، 257 محوطه و اثر باستانی، از دوره پارینه سنگی قدیم تا دوره معاصر شناسایی و مورد مطالعه مقدماتی قرار گرفت. از این تعداد، 34 محوطه با بقایای دوران پیش از تاریخ شناسایی شد. بر اساس نتایج بررسی، بیشترین شمار استقرارها مربوط به دوره مس و سنگ و کمترین شمار آنها، مربوط به دوره پارینه‌سنگی و نوسنگی است. بیشتر محوطه‌های شناخته شده، به احتمال زیاد بقایای روستاهای پیش از تاریخی بزرگ و کوچکی است که در بخش‌های مختلف حوضه، در دشت تا ارتفاعات صعب‌العبور پراکنده‌اند. مطالعه مقدماتی یافته‌های سطحی این استقرارها، نشان دهنده ارتباطات فرهنگی نزدیکی با فرهنگ‌های پیش از تاریخی فلات مرکزی، غرب و شمال غرب ایران، در دوره نوسنگی تا عصر مفرغ متأخر است. نگارندگان در این نوشتار، به مطالعه و بررسی این استقرارها پرداخته‌اند.    

نگرشی نو به گورهای کلان سنگی آذربایجان شرقی براساس یافته‌های محوطه زردخانه

صفحه 155-174

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35380

مهدی کاظم پور، بهروز عمرانی، رضا رضالو

چکیده میزان گسترش قبور نوع کورگانی در محدوده وسیعی از آناتولی تا جنوب لوانت در طی هزاره‌های چهارم تا هزاره اول ق.م موضوعی بحث بر انگیز و گسترده است. بسیاری از محققان به دلیل گسترده نبودن مطالعات، برای توضیح این پدیده، در مناطق درون مرزی خصوصاً در استان‌های اردبیل و آذربایجان شرقی، ترکیبی از چند شاخصه از جمله مهاجرت اقوام، انتشار و تقلید سبک‌های خارجی را پیشنهاد کرده‌اند.  محوطه زردخانه به دلیل قرارگیری در میان چندین قلعه اقماری کوچک که شواهدی از قبور نوع کورگانی، متعلق به دوره مفرغ تا آهن را ارائه می‌دهند و در حال حاضر ناشناخته مانده‌اند از اهمیت خاصی برخوردار بوده و احتمالاً در مرکزیت آن‌ها قرار داشته است. شواهدی از قبیل میزان پراکندگی اشیاء در کنار قبور، قرارگیری آن در کنار جاده مهم ارتباطی، وجود معادن غنی فلز و سنگ در اطراف آن، تغییر در ابعاد و همچنین موقعیت مکانی قبور نشان دهنده وجود نوعی سیستم اجتماعی پیشرفته و طبقه حاکمه در این منطقه است که طی برهه زمانی خاصی(هزاره دوم ق.م) ارتباط فرهنگی زیادی را با مناطق اطراف داشته و به نوعی برتری سیاسی و نظامی خود را بر آن‌ها اعمال می‌کرده است. قبور این محوطه همگونی‌هایی با قبور نوع کورگانی متعلق به هزاره دوم ق.م، استان‌های اردبیل و آذربایجان شرقی و در مناطق برون مرزی با گورهای کلان سنگی ارمنستان، جمهوری آذربایجان، گرجستان، جنوب روسیه و آناتولی نشان می‌دهند.    

برهم‌کنش‌های سیاسی- اقتصادی شهر نیشابور با زیستگاه‌های اقماری¬اش در دورة ساسانی

صفحه 175-202

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35381

میثم لباف¬خانیکی

چکیده نیشابور، علیرغم دارابودن اهمیت استراتژیک و ژئوپلتیک در دورة ساسانی، کمتر مورد توجه باستان‌شناسان دوران تاریخی قرار گرفته است. تحلیل نویافته‌های باستان شناختی از کهندژ شهر ساسانی نیشابور و شناسایی استقرارهای ساسانی در پهنة دشت نیشابور، می‌تواند تا حدود زیادی بازسازی سازمان اقتصادی-سیاسی جوامع مستقر در این منطقه از ایران را میسر سازد. در این مقاله سعی شده با تحلیل داده‌های سفالی در قالب مدل‌های کمی همچون تحلیل رگرسیون و مطالعة الگوی استقرارهای پراکنده در دشت نیشابور با بهره گیری از ابزارهای نظری همچون تحلیل رتبه-اندازه به گمانه زنی دربارة کیفیت تعامل نیشابور با زیستگاه‌های اقماری‌اش پرداخته شود. میزان نفوذ مرکز نیشابور بر اقمارش با تکیه بر متون تاریخی و تحلیل داده‌های باستان شناختی، در نهایت، این فرضیه را به ذهن متبادر می‌سازد که الگوی حاکم بر تعاملات سیاسی-اقتصادی سکونتگاه‌های نیشابور در دورة ساسانی قرابت زیادی با الگوی هسته-پیرامون داشته است.    

جستجوی زمین‌لرزه‌های تاریخی در تپه باستانی سیلک، با استفاده از باستان‌شناسی لرزه‌ای

صفحه 203-220

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35382

مسعود مجرب، حسین معماریان، مهدی زارع

چکیده زمین‌لرزه‌های تاریخی، از اهمیت ویژه‌ای در زلزله شناسی مهندسی برخوردارند و همواره مورد توجه بوده‌اند. زمین‌لرزه‌های مخرب قدیمی، سکونت‌گاه‌های باستانی مهمی را از بین برده‌اند. توجه به ‌این امر ضرورت انجام بررسی‌هایی از این دست در کشور را ضروری می‌سازد. به ‌این منظور، منطقه باستانی کاشان- سیلک، در 3 کیلومتری جنوب کاشان،  به‌ لحاظ رخداد زمین‌لرزه‌های تاریخی مورد بررسی قرار گرفت. بر اساس مطالعات باستان‌شناسی و شواهدی که در بازدید میدانی از محل به‌دست آمد، چندین زلزله مخرب که قبل از میلاد مسیح رخ داده بودند شناسایی شد. در این بررسی، برای برخی از رویدادها اطلاعات کاملی، همچون زمان ترک سکونت‌گاه به‌علت یک حادثه طبیعی، فروریختن دیوارها و سقف، حالت غیر متعارف اسکلت‌ها، ترک و شکستگی روی استخوان‌ها و ترک و شکاف در زمین به‌ دست آمد. مطالعه آثار خرابی و شواهد باستان‌شناسی لرزه‌ای نشان داد که زلزله‌ای در 5500 سال پیش، با بزرگای 7، تپه سیلک را به ‌کلی ویران کرده است. در این بررسی، گسل کاشان به‌عنوان یک گسل فعال و مسبب معرفی شد. همچنین، برای رویدادهایی که شواهدی برای تخمین شدت آن‌ها دردسترس نبود، از فاصله تأثیر از چشمه یا به بیان ن.امبرسیز، شعاع کلان‌لرزه‌ای، جهت نسبت دادن شدت استفاده شد. با رگرسیون‌گیری روی کاتالوگ زلزله‌های تاریخی امبرسیز، رابطه تجربی بزرگای شعاع کلان‌لرزه‌ای 3500 ب به‌ دست آمد. بدین ترتیب با استفاده از این رابطه، یک حداقل بزرگا به‌رویدادهای لرزه‌ای تاریخی نسبت داده شد. در انتها، کاتالوگ لرزه‌خیزی برای منطقه باستانی سیلک و محدوده اطراف آن تدوین و ارایه شد.    

مطالعه و بررسی بنای تاریخی امامزاده عقیل (یاسوکند بیجار)

صفحه 221-237

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35383

مریم محمدی، جواد نیستانی، علیرضا هژبری¬نوبری

چکیده استان کردستان از مناطقی است که در طی سده‌های نخستین اسلامی اطلاعات اندکی از آن در دست داریم و به تبع در خصوص معماری و بناهای تاریخی و نادر این دوره نیز شناخت کافی وجود ندارد. در چنین وضعیتی بنای تاریخی امامزاده عقیل می‌تواند اطلاعات ذی­قیمتی فراهم آورد. این بنا در میان محوطه باستانی بزرگی از دوره سلجوقی و ایلخانی قرار گرفته و با توجه به سبک‌شناسی معماری و داده‌های باستان‌شناسی، از ساخته‌های ارزشمند دوره سلجوقی و قرن 6هجری به  شمار می‌آید و با بناهای گنبد علویان همدان، گنبد سرخ مراغه و بقعه پیر تاکستان قابل مقایسه بوده و علی‌رغم آسیب‌های زیادی که متحمل شده، از نظر ساخت و بویژه تزیینات آجرکاری و کتیبه‌نگاری، حائز کمال اهمیت است. در خصوص صاحب مدفن اطلاعات مستندی در دست نیست، با این حال، این احتمال وجود دارد که علی‌رغم انتساب آن به امامزاده عقیل، همانند نمونه‌های مشابه و همزمان، آرامگاه یکی از حکام محلی بوده باشد.  

بررسی و تحلیل صحنه بزم در نقوش برجسته الیمایی با معرفی نقش برجسته نویافته سنگ ماهی در اندیکا- مسجد سلیمان

صفحه 239-256

https://doi.org/10.22059/jarcs.2012.35384

یعقوب محمدی فر، افراسیاب گراوند، عباس مترجم

چکیده منطقه الیمایی شامل جلگه‌های مرتفع و دره‌‌های کوه‌های بختیاری در شرق رود کارون و در حقیقت همان شمال شرقی خوزستان است. هرچند تعیین حدود دقیق این منطقه بسیار دشوار است ولی وسعت این منطقه در طول حیات آن بر حسب کشور گشایی‌های جدید اشکانیان، کاملاً تغییر می‌یافته و یا دولت‌های کوچک همسایه، بخش‌های کم بیش مهمی از الیمایی را تسخیر می‌کردند. در عصر سلوکیان و به ویژه در دوره اشکانی، بخش‌هایی که اکنون در ایذه مالمیر، شوشتر، دزفول و اهواز واقع است و حتی در دورانی معین، شوش نیز متعلق به الیمایی بود. در این منطقه تا کنون تعدادی نقش برجسته کشف و معرفی شده است و هر چند سال یک یا چند اثر به این مجموعه اضافه می‌شود. نقش برجسته سنگ ماهی در منطقه اندیکا از جمله این آثار است. موضوع این اثر نیز همانند چند نقش برجسته دیگر این دوران نمایانگر صحنه بزم است. تا کنون به طور اخص به صحنه‌های بزمی پرداخته نشده است در حالیکه تأثیر و جایگاه این موضوع در نقوش برجسته الیمایی و پس از آن در دوره ساسانی کاملاً مشهود است. در ادبیات و خصوصاً در اشعار و داستانها نیز به این موضوع اشارات فراوانی گردیده است. در این مقاله ضمن معرفی نقش برجسته نویافته سنگ ماهی، سایر نقوش برجسته با صحنه بزمی درالیمایی مورد بررسی قرار می‌گیرد و به ارتباط هنری الیمایی با هنر ساسانی نیز اشاره خواهد شد.