نویسنده = سید رسول موسوی حاجی
تعداد مقالات: 9
شناسایی و مطالعۀ راه‌های سنگ‌فرش‌ مازندران در دوران متأخر اسلامی

شناسایی و مطالعۀ راه‌های سنگ‌فرش‌ مازندران در دوران متأخر اسلامی

دوره 18، شماره 1، دی 1404، صفحه 423-461

https://doi.org/10.22059/jarcs.2025.397298.143358

مهدی خلیلی، سید رسول موسوی حاجی، مرتضی عطائی

چکیده استان مازندران به‌دلیل موقعیت جغرافیایی، ویژگی‌های اقلیمی و اهمیت تاریخی خود، همواره نقش مهمی در تحولات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی ایران ایفا کرده است. وجود موانع طبیعی، مانند: رشته‌کوه البرز و شکل‌گیری حکومت‌های نیمه‌مستقل در این منطقه، ازجمله عواملی هستند که سبب شد تا پیش از دورۀ صفویه، راه‌های ارتباطی محدودی بین فلات ایران و مازندران وجود داشته باشد. از دورۀ صفوی، به‌ویژه در عهد «شاه‌عباس اول» (حک: 995-1038هـ.ق.)، با احداث «جاده‌های شاه‌عباسی»، تحولی اساسی در توسعۀ راه‌های کوهستانی و جلگه‌ای مازندران پدید آمد. در دورۀ قاجار، به‌ویژه دورۀ «ناصرالدین‌شاه» (حک: 1264-1313هـ.ق.) نیز این منطقه به‌دلیل نقش حیاتی در تأمین مواد غذایی پایتخت و تجارت با روسیه، شاهد گسترش راه‌ها تحت‌عنوان «جاده‌های ناصرالدین‌شاهی» بود. باوجود اهمیت راه‌های تاریخی مازندران و سازه‌های وابسته به آن، پژوهش‌های باستان‌شناسی چندانی در این‌زمینه انجام نشده و پرسش‌های بسیاری دربارۀ تأثیر جغرافیا و اقلیم بر شکل‌گیری راه‌ها، کارکردهای گوناگون آن‌ها و انطباق جاده‌های امروزی با مسیرهای تاریخی باقی‌مانده است. تحقیق حاضر ازنظر هدف، پژوهشی بنیادی، و از نظر ماهیت و روش، مطالعه‌ای تاریخی با رویکرد توصیفی-تحلیلی است. داده‌های پژوهش ازطریق روش‌های کتابخانه‌ای و مطالعات میدانی باستان‌شناختی گردآوری شده‌اند. این تحقیق با ترکیب این دو روش، به بررسی و رفع برخی ابهامات پرداخته و نقش راه‌های تاریخی را در توسعۀ منطقه‌ای و ملّی استان مازندران مورد تحلیل قرار داده است. برای دستیابی به این هدف، در این مطالعه، 20 راه سنگ‌فرش تاریخی در مازندران مورد بررسی قرار گرفت. برخی از این راه‌ها که در جلگه، میان‌بند و ارتفاعات این منطقه قرار دارند، برای نخستین‌بار در این پژوهش شناسایی و معرفی می‌شوند. نتیجۀ این تحقیق نشان می‌دهد که راه‌های مورد بررسی در این پژوهش که عمدتاً مربوط به دوره‌های صفویه و قاجاریه هستند، در زمان خود به‌عنوان مسیرهای مواصلاتی بین‌منطقه‌ای یا درون‌منطقه‌ای عمل می‌کرده‌اند. 

معرفی و تحلیل معماری آرامـگاه سلـطان ابراهـیم رضا (ع) در میان و خوانش یادگار نوشته‌های تاریخی آن

معرفی و تحلیل معماری آرامـگاه سلـطان ابراهـیم رضا (ع) در میان و خوانش یادگار نوشته‌های تاریخی آن

دوره 13، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 189-213

https://doi.org/10.22059/jarcs.2021.280274.142706

علی اصغر محمودی نسب، سید رسول موسوی حاجی، عابد تقوی

چکیده بررسی بناهای دوران اسلامی در ایران، حضور بی­شمار آرامگاه ­های مذهبی و غیرمذهبی را نشان می­ دهد که در اکثر نقاط این مرز و بوم پراکنده ­اند. این ابنیه به­عنوان یکی از مهم ­ترین عناصر معماری اسلامی - ایرانی از گوناگونی ویژه­ای برخوردارند، به‌طوری‌که مطالعۀ آنها ویژگی­ های معماری و تزئینی هر دوره را نمایان می­ کند. آرامگاه برای شخصیت ­های مذهبی و بزرگان در ایران بیشتر از سایر کشورهای اسلامی مورد توجه بوده است؛ دلیل این امر نیز به نقش آرامگاه­ ها و آمیختگی آن با آداب‌ورسوم و مذهب ایرانیان مسلمان برمی ­گردد و همین امر است که توجیه­گر تداوم اقبال عامة مردم به آرامگاه ­های مذهبی در ایران است. در این تحقیق به معرفی معماری آرامگاه سلطان ابراهیم رضا (ع) واقع در روستای آبگرم شهرستان در میان، استان خراسان جنوبی پرداخته خواهد شد. در پژوهش حاضر ضمن معرفی و تحلیل معماری بنا، نقوش و تزئینات، کتیبه­ ها و یادگار نوشته ­ها بنا موردبحث قرار می­ گیرد. مقاله حاضر بر اساس روش توصیفی- تحلیلی بوده و یافته­ های آن بخشی از طریق مطالعة منابع کتابخانه ­ای و بخش دیگر به‌صورت میدانی انجام شده است. سؤال اصلی پژوهش این است که این بنا در چه دوره­ای ساخته شده است و معماری بنا دارای چه ویژگی­ هایی شاخصی است؟ با توجه به کتیبة بنا و گزارش­ های کوتاهی که توسط محققان قبلی انجام شده، تاریخ ساخت بنا به دورة صفوی برمی‌گردد، درحالی‌که با مطالعه و تحلیل معماری بنا با بناهای تیموری در خراسان، احتمالاً قدمت آن به اواخر دورۀ تیموری برمی‌گردد. آرامگاه سلطان ابراهیم رضا، بنایی چهار ایوانی که دارای گنبد و ایوان رفیعی در دو طبقه ساخته شده است. از جمله ویژگی­ های معماری بنا ضمن قرینگی آن و استفاده از طاق ­ها و قوس­ های متنوع، وجود کتیبه ­هایی با خطوط مختلف در داخل آرامگاه و درب­های کتیبه ­دار است که اطلاعات کاملی از این بنا طی یک بازۀ طولانی را ارائه می­ دهد.

پژوهشی در گاهنگاری و کارکرد قلعه گِلی کاج قم

پژوهشی در گاهنگاری و کارکرد قلعه گِلی کاج قم

دوره 13، شماره 2، تابستان 1400، صفحه 25-46

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.240953.142471

رسول احمدی، رضا مهرآفرین، سید رسول موسوی حاجی

چکیده محوطه قلعه­ گِلی کاج، واقع در 50 کیلومتری شمال­ شرقی شهر قم، با حدود هفت هکتار وسعت، یکی از مهم‌ترین استقرارهای دوران تاریخی منطقه قم محسوب می­ شود. این محوطه که متشکل از دو بخش قلعه­ ی مرکزی و بقایای استقراری پیرامون آن است از منظر ویژگی­ های معماری و تکنیک­ های متنوع اجرای قوس، در مطالعات باستان­ شناسی و تاریخ معماری ایران از اهمیت ویژه ­ای برخوردار است. علی­رغم پژوهش­ های پراکنده ­ای که در مورد این محوطه صورت گرفته است، هنوز پرسش ­های متعددی در خصوص تاریخ­گذاری، کاربری و همچنین عوامل مؤثر در تکوین، توسعه و متروک شدن این مکان مطرح است. پژوهش حاضر بر آن است تا با بهره­ گیری از شواهد باستان­ شناختی حاصل از پیمایش سطحی محوطه و مطالعه­ ی منابع مکتوب تاریخی و جغرافیایی، به پرسش ­ها و ابهامات موجود پاسخ مناسبی دهد؛ بنابراین، روش مورد استفاده در این پژوهش، مبتنی بر تحلیل تاریخی و گردآوری اطلاعات بر پایه­ ی مطالعات میدانی و اسنادی است. بر اساس نتایج، قرارگیری قلعه­ گِلی کاج، در کنار یکی از شاخه­ های فرعی جاده ابریشم (راه اصفهان به ری) و لزوم تأمین امنیت جانی و مالی کاروان­ های تجاری، از جمله اصلی ­ترین عوامل شکل­گ یری و توسعه­ی  این محوطه بوده است. در حقیقت، هسته­ ی اولیه استقرار قلعه­ گِلی در دوره­ ی اشکانی به صورت تأسیساتی مرتبط با راه ارتباطی پیرامون آن شکل گرفت و طی دوره­ی ساسانی، در نتیجه­ ی گسترش روابط بازرگانی، به یک شهرک آباد تبدیل گردید. با ورود اسلام به ایران و در پی رکود فعالیت ­های اقتصادی، سکونت در قلعه­ گِلی نیز به مدت چندین سده از رونق افتاد؛ اما با روی کار آمدن سلجوقیان و توجه مجدد به امور بازرگانی، با بازسازی ساختارهای معماری قلعه ­گِلی و احداث کاروانسرایی سنگی در جانب جنوب­ شرقی آن، این شهرک دوباره آباد گردید. استقرار سلجوقی قلعه­ گِلی آخرین مرحله­ ی سکونت در آن نیست و به گواه مدارک باستان­ شناسی، در طول دوران ایلخانی و صفوی نیز مورد استفاده قرار گرفته است؛ لیکن هیچ­گاه به مانند گذشته شکوه و عظمت خود را بازنیافته است. سرانجام، با احداث راه ارتباطی جدید میان قم و تهران در سال 1300 ه. ق قلعه­ گِلی نیز متروک گردید.

کشف یک حقیقت مهم تاریخی: حضور ایزد بهرام در نقش برجستۀ تاق بزرگ بستان

کشف یک حقیقت مهم تاریخی: حضور ایزد بهرام در نقش برجستۀ تاق بزرگ بستان

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 41-64

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.301912.142874

ایمان خسروی، رضا مهرآفرین، سید رسول موسوی حاجی

چکیده نقش برجسته­­ های صخره­ای همواره در طول تاریخ، یکی از مهم‌ترین رسانه­ های تبلیغاتی برای عموم بوده است. استفاده از این رسانۀ مهم، در دوران هخامنشیان از اهمیت ویژه­ ای برخوردار بود که نقش برجسته ­ها­ و کتیبه­ های بیستون، مصداق عینی آن است. این روند در دوران پارت نیز همچنان ادامه یافت تا آنکه در دوران ساسانی چه از نظر پرداختن به جزئیات هنری و چه از نظر محتوا و هم­چنین از نظر کمی، به دوام و قوام کامل رسید؛ اما شخصیت ­شناسی در نقش برجسته­­ های ساسانی به دلیل  استفاده از الگوهای مشابه موضوعی در بین پادشاهان مختلف این سلسله و نیز عدم وجود کتیبه در اکثر این نقوش، همواره دچار نقصان­ فراوان و محل مناقشه بین پژوهشگران بوده است. در این پژوهش که بر اساس هدف از نوع تحقیقات بنیادی و بر اساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی است، سعی گردید تا به مددِ قرائن تاریخی، شواهد چهره­ شناسی و مطالعات نشانه­ شناسی، هویت واقعی یکی از شخصیت­ های حاضر در نقش برجستۀ تاق بزرگ بستان-که به­ غلط «اهورامزدا» معرفی شده است-  روشن گردد. بر این اساس، مهم‌ترین پرسشی که مقاله حاضر درصدد پاسخ گفتن به آن است این است که «شخصیت مورد نظر در نقش برجستۀ تاق بزرگ بستان کیست؟». فرضیۀ متناظر با این پرسش نیز چنین  است: شخصیت مورد نظر در نقش برجستۀ تاق بزرگ بستان، با استناد به قرائن تاریخی و متون مذهبی، شواهد چهره­شناسی و نشانه ­شناسی، «ایزد بهرام» است و نه اهورامزدا.

نقش عوامل محیطی در مکان‌گزینی و تکوین محوطه‌های اشکانی شمال خراسان (بخش میانی کریدور کپه‌داغ- آلاداغ)

نقش عوامل محیطی در مکان‌گزینی و تکوین محوطه‌های اشکانی شمال خراسان (بخش میانی کریدور کپه‌داغ- آلاداغ)

دوره 12، شماره 3، پاییز 1399، صفحه 327-347

https://doi.org/10.22059/jarcs.2020.255365.142550

آزیتا میرزایی، رضا مهرآفرین، سید رسول موسوی حاجی

چکیده ویژگی‌های بستر جغرافیایی و محیطی یک منطقه، نقش بنیادین در نحوه‌ی شکل‌گیری استقرارهای انسانی و تداوم حضور آنان در یک منطقۀ جغرافیایی دارد. طبیعت امکاناتی را در اختیار انسان قرار می‌دهد و انسان براساس شناخت خود از آن امکانات در راستای اهدافش بهره‌برداری می‌کند و بدینسان رابطۀ متقابل انسان و طبیعت شکل می‌گیرد. میزان کیفیت و نحوۀ شکل‌گیری استقرارهای انسانی و نوع کاربری آنها بر حسب ویژگی‌های محیطی، شکل‌دهندۀ مبحث بوم‌شناسی با هدف شناخت میزان رابطۀ متقابل انسان و محیط است. مقاله پیش رو حاصل پژوهش‌های میدانی در خصوص شناسایی محوطه‌های اشکانی، بررسی مؤلفه‌های زیست محیطی مؤثر در روند شکل‌گیری و گسترش استقرارگاه‌های اشکانی در بخش میانی کریدور کپه‌داغ/آلاداغ است. این بستر جغرافیایی منطبق بر درۀ ساختمانی اترک ـ کشف‌رود می‌باشد. در این پژوهش، محوطه‌های اشکانی از طریق بررسی‌های میدانی، مقایسه گونه‌شناختی سفالینه‌های سطحی و شرایط زیست‌بوم مورد مطالعه و تحلیل باستان‌شناختی قرار گرفته‌اند. هدف از این بررسی‌ها، شناخت و درک چگونگی رابطه‌ی زیست‌بوم منطقه با سکونتگاه‌های اشکانی بوده است. برای نیل به این مقصود، نتایج یافته‌های باستان‌شناسی این پژوهش همراه با اطلاعات جغرافیایی و آماری در محیط نرم‌افزاریGIS  پردازش گردید تا بتوان نسبت به چرایی شکل‌گیری این محوطه‌ها در بستر تاریخی دورۀ اشکانی در بخش میانی کریدور کپه‌داغ/آلاداغ آگاهی یافت.

بررسی و اولویت‌سنجی مرکزیت (سیاسی) سکونتگاه های قلعه ای دوره ی قاجار منطقه سیستان ایران با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه ANP

بررسی و اولویت‌سنجی مرکزیت (سیاسی) سکونتگاه های قلعه ای دوره ی قاجار منطقه سیستان ایران با استفاده از مدل فرایند تحلیل شبکه ANP

دوره 11، شماره 2، مهر 1398، صفحه 133-152

https://doi.org/10.22059/jarcs.2019.73111

محمد ابراهیم زارعی، سید رسول موسوی حاجی، نغمه بهبودی

چکیده شناسایی و اولویت سنجی مرکزیت (سیاسی) سکونتگاه­ های قلعه­ ای دوره­ قاجار منطقه سیستان نیاز به بررسی عوامل محیطی تأثیرگذار (طبیعی و انسانی) با استفاده از روش­ ها، تکنیک­ ها و مدل ­های متناسب دارد، ازاین‌رو هدف مقاله حاضر، بررسی و اولویت ­سنجی معیارها و شاخص­ های موجود، برای تعیین مرکزیت سکونتگاه­ های مذکور (9 مورد) با استفاده از مدل «فرآیند تحلیل شبکه» (ANP) است. در این راستا، سؤال پژوهش این‌گونه طرح می ­شود؛ که کدام سکونتگاه قلعه ­ای در دوره­ قاجار، نقش مرکزیت سیاسی، بیشتری در سیستان داشته است؟ روش تحقیق توصیفی_تحلیلی و تاریخی_تطبیقی و مبتنی بر مطالعات اسنادی (کتابخانه­ ای) و بررسی­ های میدانی است. برای تحلیل داده­ ها از نرم ­افزارهای ArcGIS و Super Decisions استفاده شد. نتایج نشان می­ دهد؛ بیشترین امتیاز اولویت­ سنجی در کل سکونتگاه­ های قلعه­ ای مربوط به گزینه «سکوهه» با امتیاز (0.233) است، از معیارهای «عوامل محیط طبیعی» با رتبه اول در گزینه «شیب نسبی در برابر سیلاب» (0.388) و کسب رتبه دوم از گزینه «دسترسی به شبکه هیدروگرافی هیرمند» (0.217) درواقع در این گروه معیاری، بیشترین امتیاز را کسب نموده است، همچنین از معیارهای «عوامل محیط انسانی» با کسب امتیاز اول در گزینه «وسعت سکونتگاه قلعه ­ای» (0.473) در جایگاه برتر قرار گرفته است.

بررسی و تحلیل تخت‌نشین شهر گور؛ بنایی نُه‌گنبد با کارکرد تشریفاتی

بررسی و تحلیل تخت‌نشین شهر گور؛ بنایی نُه‌گنبد با کارکرد تشریفاتی

دوره 9، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 55-74

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.64005

اسدالله جودکی عزیزی، سیدرسول موسوی حاجی، افشین ابراهیمی

چکیده شهر گور یا فیروزآباد یکی از مهم‌ترین شهرهای دورة ساسانی است که به دستور بنیانگذار این سلسله، اردشیر بابکان، ساخته شده است. به‌رغم انجام پژوهش‌های بسیار درباره این شهر و ساختار فضایی- کالبدی آن، هویت برخی از آثار معماری آن همچنان در هاله­ای از ابهام قراردارد. یکی از این آثار، بنای موسوم به «تخت­نشین» است که دربارۀ کاربری و زمان ساخت آن اظهارنظرهای مختلفی شده است. برخی آن را مقبره‌ای متعلق به دورۀ هخامنشی و برخی دیگر، آن را چهارتاق یا آتشکده‌ای از دورۀ ساسانی دانسته­اند. در این پژوهش که براساس هدف، از نوع تحقیقات بنیادی و براساس ماهیت و روش از نوع تحقیقات تاریخی و توصیفی-تحلیلی است، داده­های مورد نیاز به دو شیوة اسنادی و میدانی گردآوری شده است. با تطبیق نتایج آن‌ها با یکدیگر و بهره­مندی از چارچوب نظری موسوم به رهیافت تاریخی، به تجزیه و تحلیل داده­ها و یافته‌های حاصل از پژوهش پرداخته شده است. آنچه این پژوهش بدان دست یافته، نشان می­دهد که الگوی ساخت تخت‌نشین را باید در گروه بناهای «نُه‌گنبد» با کارکرد تشریفاتی دوره ساسانی طبقه‌بندی کرد.

در جستجوی اورگت‌ها (نگرشی بر هویت واقعی استقرارهای هخامنشی کشف ‌شده در سیستان)

در جستجوی اورگت‌ها (نگرشی بر هویت واقعی استقرارهای هخامنشی کشف ‌شده در سیستان)

دوره 8، شماره 1، اردیبهشت 1395، صفحه 113-132

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59498

جواد علایی مقدم، سید رسول موسوی حاجی، رضا مهرآفرین

چکیده براساس متون تاریخی، در دوران هخامنشی در سیستان که آن زمان «درنگیانا» یا «زرنکه» نامیده می­شد، اقوامی توانمند و ثروتمند می­زیستند که­ در زمان لشکرکشی کوروش هخامنشی به شرق، با فرستادن مقدار زیادی آذوقه، به وی یاری رساندند و از آن پس به قوم «اورگانا» (اورگت) به معنی نیکوکار و یاری­رسان شهرت یافتند. با شروع مطالعات باستان­شناسی در سیستان و کشف چند محل هخامنشی (دهانة غلامان و سرخ داغ)، یکی از مهم­ترین پرسش­های باستان­شناسی مطرح در منطقه، محل زندگی قوم اورگت بود؛ به­طوری­که هر یک از پژوهشگران، دهانه غلامان و یا سرخ داغ نادعلی را به عنوان مأمن آنها معرفی کردند، البته در حد نظریه و فاقد ادله کافی. با بررسی باستان­شناختی سیستان و شناسایی محوطه­های جدید هخامنشی زوایای تازه­ای دربارة باستان­شناسی و تاریخ منطقه گشوده شد و امکان پژوهش علمی­تر در زمینۀ مکان­های تاریخی همانند محل استقرار اورگت­ها فراهم آمد. در این پژوهش که بر مطالعات میدانی باستان­شناسی و همچنین رهیافت تاریخی استوار است، با تکیه بر ویژگی­های سرزمین اورگت­ها در متون تاریخی و مقایسه و تطبیق آن با شواهد باستانی محوطه­های سیستان، تلاش شده تا از یک­سو محل واقعی استقرار اورگت­ها مشخص و از سوی دیگر هویت واقعی مکان­های باستانی مربوط به دوران هخامنشی سیستان آشکار شود.

تحلیلی بر هویت پلاک‌های گچی شکار شاهی از چال ترخان– عشق‌آباد

تحلیلی بر هویت پلاک‌های گچی شکار شاهی از چال ترخان– عشق‌آباد

دوره 7، شماره 1، خرداد 1394، صفحه 65-84

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.56672

محمد اقبال چهری، مهرناز بهروزی، سید رسول موسوی حاجی

چکیده یکی از محوطه­های بسیار مهمی که به نحوی منحصر­به­فرد، موضوع شکار شاهانه را در هنر گچ­بری دورة ساسانی به نمایش گذاشته است، کاخ‌های دوگانة چال ترخان- عشق­آباد است. در این کاخ‌ها تعداد بسیاری پلاک گچی از شاهان ساسانی با موضوع شکار به دست آمده است که با وجود مطالعة محققان مختلفی نظیر تامپسون و کروگر، هویت واقعی و زمان خلق آن­ها مشخص نشده و همچنان به عنوان یکی از مشکلات مطرح در باستان­شناسی و هنر دورۀ ساسانی باقی مانده است. قطعات گچی چال­ترخان که با نقش­مایۀ شاه شکارگر در این مقاله مطالعه شده است، شامل پلاک‌های بهرام گور، آزاده (محبوبة بهرام) سوار بر شتر، شاه سوار بر آهو و قطعاتی است که شاهی سواره را در حال شکار گراز نشان می‌دهد. در این مقاله سعی بر آن است تا ضمن توصیف دقیق و جامع قطعات گچی، به جزئیات شمایل­نگاری و تاج­شناسی شاه دقت کاملی شود و در گام دوم، با مقایسه، تحلیل و  سبک­شناسی قطعات، هویت واقعی شاه شکارگر و زمان ایجاد این پلاک‌های گچی تعیین شود.