دوره و شماره: دوره 6، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 1-167 
تعداد مقالات: 10

روش‌های باستان‌سنجی به منظور ساختارشناسی آجرهای کشف شده از تل‌آجری تخت‌جمشید

صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54169

سید محمدامین امامی، سیمین آریا نسب، حسین احمدی، علیرضا عسگری چاوردی، پیر فرانجسکو کالیری

چکیده حفاری‌های باستان‌شناسی هیئت ایرانی'ایتالیایی در محوطۀ تل آجری، در سال 1390 شروع شد و بقایای معماری مزّین به آجرهای لعاب‌دار بسیار نفیسی از این منطقه به­دست آمد که مشابهت‌های قابل­ملاحظه­ای با آجرهای ایلامی و هخامنشی یافته شده در تخت­جمشید و شوش دارد. آجرهای مکشوفه، یا در ساختار معماری استفاده شده و یا به صورت دست­نخورده در محل حفاری حفظ شده‌اند. شناسایی مواد به­کار رفته در ساخت این آجرها، لعاب، و تکنولوژی پخت آن از اهداف مورد بحث در این مقاله می‌باشد. آجر‌های موردنظر با آنالیز فازی، عنصری و میکروسکوپی (XRD, XRF, LM) و روش‌های تعیین درجۀ حرارت پخت (DSC) مورد بررسی قرار گرفتند. بر این اساس، مواد خام مورد استفاده ترکیبات آهکی با افزودنی سیلیسی شناسایی شد و درجه حرارت پخت آجرها در محدودۀ 1100 تا 1140 درجه سانتیگراد، تحت پخت اکسیداسیون معین گردید.

بازنگری و تأملی در نقش برجستة محو شدة پادشاه ساسانی در نقش رستم 5

صفحه 21-37

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54170

میرزا محمد حسنی

چکیده نقش رستم مرودشت با هشت نقش­برجستة ساسانی، از مکان‌هایی است که مجموعة کاملی از یادمان‌های دورۀ ساسانی را شامل می‌شود. هفت نقش از هشت نقش­برجستة موجود، با توجه به سلامتی نسبی بارها بررسی شده‌اند. پنجمین نقش این مجموعه با توجه به صدمات وارده تاکنون به طور کامل بررسی و معرفی نشده است. این اثر پادشاهی ساسانی را نشان می‌دهد که تمام­رخ و از روبه­رو تصویر شده است. این شیوة نمایش بر روی سایر نقوش ساسانی و سکه‌ها و ظروف دورة ساسانی نیز به چشم می‌خورد. پادشاه این نقش با توجه به تاج کنگره­دارش شاپور دوم (379-309م) معرفی شده است. با توجه به این که از دورة 70 سالة سلطنت شاپور دوم نقشی که بتوان با اطمینان آن را به این دورة طولانی منسوب کرد یافت نشده، انتساب نقش به دورة شاپور دوم با اقبال پژوهشگران مواجه شده است. در این مقاله با بررسی این اثر از نزدیک و مقایسة ویژگی‌ هنری آن با سایر نقوش ساسانی، نظرات ارائه شده دربارة هویت این شاه ساسانی مورد بحث قرار گرفته و از بین گزینه‌هایی چون شاپور اول، آذر نرسی، شاپور دوم و شاپور سوم، دلایل مختلف در تعیین هویت پادشاه این نقش­برجسته و انتساب آن به شاپور اول مورد بررسی قرار  می­گیرد.

تبیین فرهنگ‌های هزارۀ سوم پ.م حوضۀ رود کُر بر اساس کاوش تل گپ کناره، مرودشت

صفحه 39-58

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54171

مرتضی خانی‌پور، رضا نوروزی، رضا ناصری، سلمان خسروی، میلاد زراعت‌پیشه، حبیب عمادی

چکیده حوضۀ رود کر با توجه به شرایط جغرافیایی و زیست‌محیطی از دورۀ پارینه‌سنگی میانی تاکنون همواره مورد سکونت قرار داشته است. از این میان، فرهنگ­های هزارۀ سوم پیش از میلاد که همزمان با دورۀ آغاز ایلامی و حکومت ایلام بوده کمتر شناخته شده است. با توجه به اهمیت ویژه این برهۀ زمانی، تا کنون درک روشنی از چگونگی گذر از دورۀ پرتو ایلامی (دورۀ بانش) به دورۀ ایلام قدیم (دورۀ کفتری) در فارس وجود ندارد؛ از دلایل این موضوع می­توان به محدود بودن کاوش­های باستان­شناختی، منسجم نبودن کاوش­های صورت گرفته، انتشار محدود نتایج کاوش و استفاده محدود از علوم وابسته اشاره کرد، همچنین با توجه به عوامل مختلف از جمله شرایط زیست‌محیطی، محل استقرارگاه­ها دائماً در حال جابه­جایی بوده و هم­اکنون نیز محوطه­ای که بتواند توالی منظمی از دوره­های پیش­از­تاریخ فارس ارائه دهد شناسایی نشده است. برخی از محققین از جمله سامنر سال­ها معتقد به وقفه­ای بین این دو دوره در فارس بوده­اند. در سال­های اخیر میلر و سامنر اذعان دارند که جمعیت کمی بین این دو دوره در ملیان ساکن بوده است. تل گپ کناره با دارا بودن توالی فرهنگ­های هزارۀ سوم فارس یعنی بانش، گذار از بانش به کفتری و کفتری قدیم می­تواند چشم­انداز جدیدی در شناخت فرهنگ­های این برهه بگشاید. در این مقاله، بر اساس یافته­های حاصل از کاوش­های باستان­شناختی صورت­گرفته در تل گپ کناره، به فرهنگ­های هزارۀ سوم پیش از میلاد فارس پرداخته شده است.

بررسی و تحلیل انتقادی فرضیه‌های خاستگاه ایوان

صفحه 59-71

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54173

عباس رضائی‌نیا، هایده لاله

چکیده ایوان، به عنوان دستاورد و یکی از شاخصه­های ارزندۀ فرهنگ گذشته ایران نزدیک به یک سده است که موضوع پژوهش معماران، باستان‌شناسان و مورخان هنر قرار گرفته است. ایوان، با وجود اینکه فضایی متعارف و معمول در نظر محققان به شمار می‌رود، به شدت ناشناخته و مغفول مانده است. نگرش دقیق و عمیق به آن برای درک خاستگاه، شکل، مفهوم، عملکرد و در نهایت بازشناسی آن لازم است. شناخت ایوان و بررسی همه­جانبه­نگر آن این امکان را فراهم می‌آورد تا ایوان را در سنت معماری ایرانی در مقاطع مختلف زمانی بسنجیم و قدرت درک و تحلیل درست ایوان را امکان­پذیر سازیم. این شناخت سهمی مهم در پیشبرد مطالعات باستان­شناسی، تاریخ معماری و تاریخ هنر دارد. ظهور ایوان و تداوم آن در طول تاریخ و این که شکل­گیری آن متأثر از چه نیازها و عواملی بوده، تاکنون آن طور که شایسته است تشریح و تحلیل نشده است. هدف این مقاله بررسی فرضیه­های مربوط به خاستگاه و شکل­گیری ایوان با رویکردی تحلیلی و نقد دیدگاه­های مطرح شده دربارۀ این فضای ساختمانی، در سنت معماری ایران است. شناخت بهتر و درست منشأ ایوان، بستر مناسبی را برای درک کارکردهای آن فراهم می‌کند. بدین­ترتیب ایوان به عنوان یکی از نمادهای آشکار فرهنگ ایرانی که جنبه­های مادی و معنوی را آشکار ساخته است، کلید فهم بخشی از خصوصیات و ارزش‌های فرهنگی جامعه و نشان­دهندۀ مهارت فنی، ذوق هنری، لطافت و ظرافت فکری جامعۀ ایرانی است. 

بررسی و مطالعه سفال‌های دورۀ ایلخانی به‌دست‌آمده از کاوش‌های باستان‌شناسی ارزانفود‌

صفحه 73-90

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54174

محمد ابراهیم زارعی، علی خاکسار، عباس مترجم، فرهاد امینی، اعظم دینی

چکیده با وجود مطالعات و کاوش‌هایی که در محوطه­های دورۀ اسلامی صورت گرفته و به وسیلۀ آن تا اندازه­ای وضعیت سفالگری ایران دورۀ اسلامی مشخص شده است، هنوز ابهامات فراوانی در این زمینه، به­ویژه دربارۀ مراکز سفالگری و تفاوت‌های سبک­شناسی بین آنها وجود دارد. در این بین، کاوش‌های باستان­شناسی همراه با مطالعات دقیق داده‌ها می‌تواند تا حد زیادی به حل مسئله کمک نماید. در این مقاله سفال‌های ایلخانی حاصل از سه فصل کاوش باستان­شناسی در محوطۀ ارزانفود، با فرض تولید آنها در همدان مورد مطالعه دقیق قرار گرفته است. از نکات مهم این پژوهش آن است که وضعیت برخی از سفال‌های دورۀ ایلخانی در همدان مانند فیروزه قلم مشکی و سفالینه­های معروف به سبک سلطان­آباد، از نظر سبک­شناسی و مکان ساخت، تا حدود زیادی مشخص شد. با توجه به پژوهش‌هایی که در این خصوص صورت پذیرفت، همدان به عنوان یکی دیگر از مراکز ساخت سفالینه­های فیروزه قلم مشکی، سلطان­آباد و چندرنگ زیر لعاب شناخته شده و علاوه بر آن چند نمونهسفاللعاب‌دارجدیدمربوط به دورۀ ایلخانی نیز برای نخستین­بار شناسایی شد و مورد مطالعه قرار گرفت.

بررسی فرآیندهای پس از نهشت شدن: نمونۀ مورد مطالعه، تپۀ فریزی در دشت سبزوار

صفحه 91-111

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54176

هادی صبوری، حسن طلایی، عمران گاراژیان

چکیده محوطه­های باستانی پس از طی فرآیند متروک و در نهایت نهشت شدن در مدت زمان طولانی تحت­تأثیر فرآیندهای طبیعی و غیر طبیعی تغییر ریخت داده و با توپوگرافی جدیدی نمایان می‌شوند. طی این فرآیند، عوامل طبیعی با توجه به مشخصات و اقتضاهای زیست' بومی و منطقه­ای از یک طرف و عوامل غیر طبیعی نظیر فعالیت‌های متعدد انسانی از طرف دیگر، به شکل‌های مختلف در جهت تغییر ریخت محوطه و آثار آن ایفای نقش می‌کنند. در واقع، تجزیه و تحلیل این عوامل در بافت محوطۀ باستانی، فرآیندهایی را که سرگذشت استقرار را پس از شکل­گیری لایه­های فرهنگی شکل می‌دهند، آشکار می‌سازد. به بیان دیگر، با مطالعۀ فرآیندهای پس از نهشت شدن (­Post depositional processes) در یک محوطه، در پی دستیابی به اطلاعات و الگوهایی هستیم که موجب شکل­گیری ریخت و ناهمواری محوطه به شکل معاصر آن شده‌اند. در همین راستای موضوع، بررسی‌های اولیه در تپۀ فریزی نشان می‌دهد که این محوطه پس از فرآیند نهشت شدن و تشکیل لایه­های باستانی، تحت تأثیر عوامل طبیعی با ویژگی‌های زیست' بومی خاص منطقه، به شکل امروزی آن و با توپوگرافی خاص خود درآمده است. این محوطه در شمال غرب سبزوار و در حاشیۀ جنوب جاده سبزوار' اسفراین واقع شده است. با توجه به بررسی‌های انجام شده عمده آثار فریزی مربوط به عصر مفرغ و عمدتاً متعلق به فرهنگ بلخی' مروی (BMAC1) است. با توجه به پراکنش آثار سطحی در این محوطه، می‌توان از آن به عنوان یکی از گسترده‌ترین استقرارهای فرهنگ یاد شده در شمال شرق ایران یاد کرد. هدف از مطالعۀ فرآیندهای پس از نهشت شدن در محوطۀ فریزی، استخراج الگوهای شکل­گیری نهشت­ها و لایه­های فرهنگی پس از متروک شدن محوطه و بررسی عوامل مختلف اقلیمی، زیست' بومی و انسانی در جهت این تغییر شکل‌ها و سرگذشت‌هاست.

جایگاه مجموعۀ زهاک در روند ترویج اندیشه‌های مهرپرستی و معماری مرتبط با آن

صفحه 113-130

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54177

بهروز عمرانی، امین مرادی

چکیده در میان تواریخ کمتر تاریخی به قدر تاریخ پارت‌ها تاریک و نارساست. پیرو کشورگشایی‌های پارتی و تشدید اصطکاک موقعیت مرزی در سرحدات غرب و شمال غرب ایران، بقایای مجموعۀ ضحاک را می‌توان کانون تمرکز قدرت حکومتی در طی سدة اول میلادیدانست،تاجایی­کهبرجستگینفوذمذهبباحضورمستقیموتعیین­کنندةمعبددرسرنوشتسیاسی'نظامیآن آشکار است. از آنجایی که تاکنون معابد پارتی را در نجد ایران کشف نکرده‌اند و همواره ایالات خارجی شاهنشاهی این خلأ را پرکرده‌اند، تحقیق پیش­رو بر آنست تا به روش تحلیلی'تطبیقی و یافته­اندوزی به روش کتابخانه­ای و میدانی، ضمن معرفی معبد مهر ضحاک'که عکس‌العمل سیاسی پارتی علیه گونه­های معماری مذهبی رومی می‌باشد'شمال غرب ایران را با دارا بودن پیش­زمینه­های مساعد تاریخی، جغرافیایی و فرهنگی، دروازة ورود آئین میترائیسم به اروپا معرفی و به بررسی الگوهای معماری معابد این دوران بپردازد.

ورود نخستین سلادن‌های گونۀ یوئه به ایران و الگوی پراکنش آن در مناطق ساحلی و داخلی ایران در قرون اولیۀ اسلامی‌(1)

صفحه 131-148

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54179

مهسا فیضی، فیروز مهجور

چکیده سلادن،ازقدیمی­ترینسفال­هایتولیدشدهدرچیناست که نخستین­بار در 3500­پ.م به صورت پروتوپروسلین ((Proto-porcelain در ایالت چگینگ تولید شد. ساخت سلادن­های واقعی در دورۀ هان (206پ.م-221م)  آغاز شد و تولید آن تا قرن 17م/ 11هـ.ق در کوره­های مختلف شمال و جنوب چین تداوم داشت. هدف این پژوهش، بررسی ورود نخستین گونۀ سلادن­ به ایران و نیز تبیین الگوی پراکندگی آن در مناطق مختلف ایران (شامل سواحل خلیج فارس و دریای عمان و نیز مناطق داخلی ایران) در قرون اولیۀ اسلامی است. روش پژوهش مبتنی بر بررسی آثار و منابع مکتوب اعم از منابع چینی و ایرانی و نیز مطالعۀ تطبیقی نتایج گزارش­ کاوش­ها و بررسی­های باستان­شناسی در محوطه­های قرون اولیۀ اسلام در ایران، چین و سواحل و جزایر غیرایرانی خلیج­فارس است. نخستین سلادن­ها به نام گونۀ یوئه در قرن 3هـ.ق/ 9م از طریق مسیر دریایی به بندر سیراف وارد شد و در این منطقه و برخی مناطق هم­دورۀ دیگر رواج یافت. با توجه به مقایسۀ تطبیقی دوره­های فرهنگی حاوی سلادن یوئه در سیراف، کیش، هرمز، بنادر غیرایرانی خلیج­فارس و نیز برخی مناطق داخلی ایران، به نظر می­رسد که صادرات این نوع سفال یعنی سلادن یوئه در قرن12م/ 6هـ.ق به دلیل تغییر کوره­ها، جای خود را به سلادن گونۀ لانگ چوآن می­دهد. با توجه به فراوانی یافته­های یوئه در مناطق ساحلی خلیج­فارس و دریای عمان و نیز به­دست­آمدن نمونه­های اندک در مناطق داخلی ایران، به نظر می­رسد که این سفال از یک توزیع ساحلی برخوردار بوده و در مناطق داخلی رواج اندکی یافته است.

بازسازی تاریخ پادشاهی پارس در دوران اشکانی

صفحه 149-165

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54180

یعقوب محمدی‌فر، علیرضا خونانی

چکیده ساختار غیر تمرکزگرایی در دوران اشکانی دارای ویژگی­های مثبت و منفی است. با وجود مشکلاتی که ممکن بود به واسطه این نظام پیش آید، شاهان اشکانی با پیروی از این سیاست، شرایط را برای رشد و شکوفایی بسیاری از سنت­های کهن در تمامی مناطق زیر سلطۀ خود فراهم آوردند. پارس یکی از نقاطی بود که با وجود انزوای نسبی در این دوران نقش مهمی در انتقال این ویژگی­های از یاد رفته داشت. تاکنون مطالعات بسیار اندکی بر تاریخ این منطقه در دوران سلوکی و اشکانی صورت گرفته است. تنها دادۀ مورد اعتنا در این خصوص، سکه­های شاهان پارس است که از حدود 280 پ.م. تا 224 م. در مراکز مهم دوران هخامنشی همچون تخت­جمشید، پاسارگاد و همچنین پایتخت اصلی پارس یعنی استخر ضرب شده است. شاهان پارس در سکه­ها و همچنین بقایای اندک معماری بر جای مانده، به خوبی تعلق خاطر خود را به آثار یادمانی و فرهنگ و مذهب هخامنشی نشان داده­ و با بهره­گیری از عدم تعصب مذهبی اشکانیان، سعی در احیای سنت­های پیشین داشته و تا حدودی نیز موفق بوده­اند.

گاهنگاری مقایسه‌ای سفال دورۀ آغاز شهرنشینی و شهرنشینی دشت مهران؛ بر اساس مطالعۀ سفال‌های تپۀ چغاآهوان

صفحه 167-184

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54181

پریسا نکوئی، حسن فاضلی نشلی، اردشیر جوانمردزاده

چکیده دشت مهران از جمله مناطق پهنۀ فرهنگی جنوب غرب ایران است که به لحاظ موقعیت جغرافیایی در پژوهش‌های مرتبط با  شکل­گیری حکومت‌های نخستین از اهمیتی به­سزایی برخوردار است. مطالعۀ مواد فرهنگی تپۀ چغاآهوان در دشت مهران نیز می‌تواند تا حدودی امکان درک فرآیند آغاز شهرنشینی و برهم­کنش‌های فرهنگی با مناطق مجاور را فراهم نماید. در این نوشتار با توجه به مطالعات صورت­ گرفته در محوطه­های هم‌دوره در مناطق هم‌جوار، سفال‌های منسوب به دورۀ آغاز شهرنشینی و شهرنشینی به­دست آمده از ترانشه II، که بر اساس فرم ظروف در هفت گروه  شامل خمره، سبو، کاسه، سینی، ظروف لوله­دار، ظروف دسته­دار و ظروف مینیاتوری قرار گرفتند، طبقه­بندی و گونه­شناسی شدند؛ سپس با به­بحث­گذاشتن گونه­شناسی و دورۀ فرهنگی آنها، تلاش شده است تا دیدگاهی کلی و نتیجه­ای نسبتاً روشن از وضعیت صنعت سفالگری که خود نشان­دهندۀ اهمیت و جایگاه این محوطه در زمینه­های مختلف دوران آغاز شهرنشینی و شهرنشینی است، ارائه شود.