کلیدواژه‌ها = بین‌النهرین
تعداد مقالات: 4
بررسی اعلام الوهیت نرام-سین

بررسی اعلام الوهیت نرام-سین

دوره 17، شماره 1، خرداد 1404، صفحه 173-198

https://doi.org/10.22059/jarcs.2024.379595.143280

حسین بادامچی، سید شهروز توکلی

چکیده یکی از انواع مشروعیت پادشاهان در دوران باستان، مشروعیت الوهی است. فرمانروا در این چارچوب، پا را از ادعای نمایندگی خدا و تبار الهی فراتر می‌گذارد و خود را یک خدا معرفی می‌کند. بنابر اسناد و مدارک، به‌نظر می‌رسد که نخستین نمونۀ رسمی از اعلام الوهیت شاهان در بین‌النهرین، در دوران حکومت اکد و به‌دست نرام-سین (حدود 2261-2206پ.م.) صورت‌گرفته است. در دوران حکومت اکد یا همان سلسلۀ سارگنی، برای نخستین‌بار تلاش می‌شود که یک حکومت سیاسی یکپارچه در بین‌النهرین تأسیس شود؛ از این‌رو، مطالعۀ اعلام الوهیت پادشاه در بستر کسب مشروعیت حکومت حایز اهمیت است. نرام-سین، نخستین نمونۀ رسمی از این ایدئولوژی در بین‌النهرین است که باعث شد موجی، هرچند سطحی از اعلام الوهیت شاهان شکل گیرد. منابع مربوط به پادشاهی الوهی نرام-سین در مقایسه با شاهان بین‌النهرینی که پس از او اعلام خدایی کردند کمتر است. به‌علاوه، عمدۀ مطالعات جدید بر سنت متأخر تمرکز دارند. پژوهش حاضر، برای جبران این نقص، بر پادشاهی الوهی نرام-سین و جوانب مختلف آن تمرکز می‌کند. در این پژوهش تلاش می‌شود تا آن فرآیند سیاسی‌ که به ادعای الوهیت نرام-سین منجر گردید، جایگاه و وضعیت الوهی وی، اهداف کلی وی از این اقدام، ریشه‌ها و عواملی که موجب این ادعا شدند، پیامدهای این ایدئولوژی و تأثیرات بلندمدت آن، بررسی شده و به این پرسش که آیا ادعای الوهیت در دوران اکد، تنها به نرام-سین منحصر است یا خیر(؟)، پاسخ داده شود.

بررسی و مقایسه‌ی تناسب‌های انسانی در هنر مصر و ایرانِ دوره‌ی هخامنشیان

بررسی و مقایسه‌ی تناسب‌های انسانی در هنر مصر و ایرانِ دوره‌ی هخامنشیان

دوره 9، شماره 2، دی 1396، صفحه 211-227

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.225885.142384

رحبم ولایتی

چکیده هنر هخامنشی، هنری درباری و تحت تأثیر هنر ملل تابعه مانند بین­النهرین، مصر و آسیای صغیر بوده است. این مقاله به بررسی، مطالعه و مقایسه­ی تناسب­های انسانی، مجسمه‌ها و نقوش برجسته­ی دوره­ی هخامنشی به‌عنوان یکی از مهم‌ترین آثار هنری این دوره می­پردازد. تناسب در طبیعت نیز قابل‌مشاهده و مفهوم آن مفهومی در دانش ریاضی است که در هنرهای بصری اهمّیت به‌سزایی دارد؛ چنانچه فرمول نسبتِ تقسیمِ طلایی در تناسب که در طبیعت و ساخته‌های انسانی مانند مجسمه‌ها و بناها مشاهده می­شود. در این پژوهش به بررسی تأثیرپذیری آثار هنریِ دوره­ی هخامنشی از هنر ملل تابعه به‌عنوان مرجع و منبع تناسب­ها در هنر این دوره پرداخته می­شود. نتایج این بررسی نشان می­دهد که تناسب­های انسانی موجود در هنر هخامنشی تحت‌تأثیر هنر و قواعد تناسب­های هنری بین­النهرین و یونان و از همه بیشتر، مصر بوده و قابل ذکر است که بین اوج هنر هخامنشی ـ از نظر کاربرد قواعد تناسب در معماری و مجسمه‌سازی ـ و هنر مصر شباهت‌های زیادی مشاهده می­شود.

گونه‌شناسی نقش‌مایة «خدای ایستاده بر حیوان» در تمدن‌های آسیای صغیر (هیتی) و باستانی بین‌النهرین (سومر، بابل و آشور)

گونه‌شناسی نقش‌مایة «خدای ایستاده بر حیوان» در تمدن‌های آسیای صغیر (هیتی) و باستانی بین‌النهرین (سومر، بابل و آشور)

دوره 8، شماره 1، اردیبهشت 1395، صفحه 1-19

https://doi.org/10.22059/jarcs.2016.59486

سعید احمدی علیایی، محمد اعظم زاده

چکیده این مقاله به گونه­شناسی تطبیقی نقش­مایة «خدای ایستاده بر حیوان» در هنرهای باستانی بین­النهرین و آسیای صغیر می­پردازد و توجه ویژة خود را به تمدن­ هیتی از آسیای صغیر و تمدن­های سومر، بابل و آشور از بین­النهرین معطوف کرده است. تحلیلیافته­ها نشان می­دهد که وجوه اشتراک صورت­بندی این نقش در تمدن­های مذکور عبارت­اند از: 1- والامقام بودن خدایانی که این­گونه تصویر شده­اند؛ 2- استفاده از این نقش برای تسری دادن اعتبار خدایان به همسر و فرزندان؛ 3- نشان دادن ارتباط نمادین بین خدا و حیوانی که روی آن ایستاده است. وجوه افتراق نیز شامل این موارد می­شود: 1- تکامل این نقش در آناتولی تحت­تأثیر تمدن­های همسایه بود، اما در نقوش بین­النهرین تا حدود بسیار زیادی متکی بر دستاوردهای فرهنگی ـ هنری آن منطقه بوده است؛ 2- با اینکه در هر دو تمدن خدایان طوفان، خورشید و ایزدبانوها این­گونه تصویر شده­اند، در بین­النهرین خدای کتابت و در تمدن هیتی خدای محافظ به صورت ایستاده روی حیوان مجسم شده­اند؛ 3- تنوع بیشتری از حیوانات انتخاب­شده برای این نقش در بین­النهرین وجود دارد؛ 4- در آسیای صغیر از حیوانات به­صورت واقع­گرایانه و در بین­النهرین از حیوانات ترکیبی استفاده شده است.

بررسی و تحلیل انتقادی فرضیه‌های خاستگاه ایوان

بررسی و تحلیل انتقادی فرضیه‌های خاستگاه ایوان

دوره 6، شماره 2، اسفند 1393، صفحه 59-71

https://doi.org/10.22059/jarcs.2015.54173

عباس رضائی‌نیا، هایده لاله

چکیده ایوان، به عنوان دستاورد و یکی از شاخصه­های ارزندۀ فرهنگ گذشته ایران نزدیک به یک سده است که موضوع پژوهش معماران، باستان‌شناسان و مورخان هنر قرار گرفته است. ایوان، با وجود اینکه فضایی متعارف و معمول در نظر محققان به شمار می‌رود، به شدت ناشناخته و مغفول مانده است. نگرش دقیق و عمیق به آن برای درک خاستگاه، شکل، مفهوم، عملکرد و در نهایت بازشناسی آن لازم است. شناخت ایوان و بررسی همه­جانبه­نگر آن این امکان را فراهم می‌آورد تا ایوان را در سنت معماری ایرانی در مقاطع مختلف زمانی بسنجیم و قدرت درک و تحلیل درست ایوان را امکان­پذیر سازیم. این شناخت سهمی مهم در پیشبرد مطالعات باستان­شناسی، تاریخ معماری و تاریخ هنر دارد. ظهور ایوان و تداوم آن در طول تاریخ و این که شکل­گیری آن متأثر از چه نیازها و عواملی بوده، تاکنون آن طور که شایسته است تشریح و تحلیل نشده است. هدف این مقاله بررسی فرضیه­های مربوط به خاستگاه و شکل­گیری ایوان با رویکردی تحلیلی و نقد دیدگاه­های مطرح شده دربارۀ این فضای ساختمانی، در سنت معماری ایران است. شناخت بهتر و درست منشأ ایوان، بستر مناسبی را برای درک کارکردهای آن فراهم می‌کند. بدین­ترتیب ایوان به عنوان یکی از نمادهای آشکار فرهنگ ایرانی که جنبه­های مادی و معنوی را آشکار ساخته است، کلید فهم بخشی از خصوصیات و ارزش‌های فرهنگی جامعه و نشان­دهندۀ مهارت فنی، ذوق هنری، لطافت و ظرافت فکری جامعۀ ایرانی است.