نویسنده = یونس یوسف وند
تعداد مقالات: 3
قلعه‌کُهزادِ کوه وِزنهار/ وِیزِنِیار: مهرابه‌‌ای اشکانی یا آتشکده‌ای ساسانی؟

قلعه‌کُهزادِ کوه وِزنهار/ وِیزِنِیار: مهرابه‌‌ای اشکانی یا آتشکده‌ای ساسانی؟

دوره 17، شماره 1، خرداد 1404، صفحه 233-260

https://doi.org/10.22059/jarcs.2024.367985.143243

یونس یوسف وند، فرشاد میری، موسی سبزی

چکیده بنای قلعه‌کُهزاد بر بلندترین نقطۀ کوه وِیزِنهار/وِیزِنیار در غرب دشت رومشگان و در جنوب‌غرب استان لرستان قرار دارد. کاوش‌های باستان‌شناسی محوطه در اواخر دهۀ 60ه‍.ش. مجموعه‌ای از واحدهای معماری به ابعاد 17×38متر را آشکار ساخت؛ این فضاها متشکل از دو چهارتاقیِ گنبددار با نقشۀ چلیپایی، تالاری چهارگوش با راهروهایی در اضلاع شمالی و جنوبی آن و چند فضای جانبی دیگر است که با لاشه‌سنگ و ملاط گچ ساخته شده‌اند. به‌کارگیری شاخصه‌هایی مانند ستون‌های تزئینی، گچبری‌هایی با نقش گل رزت، برخی دخل و تصرفات در عناصر معماری و مجسمه‌های مفرغی با منشأ نامعلوم، کاوشگر محوطه را بر این باور استوار کرد که بنای قلعه‌کهزاد را در زمرۀ «مهرابه‌های برجای‌مانده از اوایل حکومت اشکانی» قرار دهد؛ اما، مشخصات سازه‌ای و نحوۀ آرایش فضاهای معماری درکنار دیگر شواهد به‌دست آمده از بنا (سفال) این موضوع را تأیید نمی‌کند. در پژوهش حاضر تلاش می‌شود تا با استناد بر تمام شواهد موجود پرتو روشنی بر ابهامات پیشِ‌رو در مورد ماهیت کارکردی و بازۀ زمانی ساخت بنا افکنده شود. یافته‌های پژوهش ازطریق بازدیدهای میدانی و مطالعات کتابخانه‌ای جمع‌آوری شده‌ و با بهره‌گیری از رویکرد تاریخی‌-تحلیلی مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفته‌اند. نتایج نشان می‌دهد بنای قلعه‌کهزاد قرابت چندانی با مهرابه یا معبد آناهیتا ندارد؛ در این بنا بقایای معماری یا نمادها و نشانه‌هایی که بتوان با استناد به آن‌ها پرستش خدای میترا یا بغ‌بانوی آناهیتا را گواهی داد، به‌دست نیامده است. ویژگی‌های فنی بنا مانند به‌کارگیری تاق‌های مازه‌دار با بیز کُند و استفاده از فیلپوش‌های مخروطی برای برپایی گنبدها به‌همراه گونه‌شناسی نمونه‌های سفالی، بیانگر تعلق بنای مزبور به دورۀ ساسانی است. همچنین پلان بنا و آرایش واحدهای معماری همچون ترکیب چهارتاقی‌های چلیپایی گنبددار با دالان‌های طواف و تالار مرکزی، الگوی رایج آتشکده‌های دورۀ ساسانی را تداعی می‌کند. وجود بقایای محل پایه‌آتشدان‌ و سکوهای مکعب-مستطیل در فضای داخلی چهارتاقی‌های قلعه‌کهزاد نیز در راستای انجام مراسمات مذهبی در ارتباط با آئین زرتشتی قابل درک است.

گاهنگاری و تحلیل کاربری محوطۀ موسوم به قلعه‌سام در ولایت تاریخی ماسبذان (استان ایلام)

گاهنگاری و تحلیل کاربری محوطۀ موسوم به قلعه‌سام در ولایت تاریخی ماسبذان (استان ایلام)

دوره 13، شماره 4، زمستان 1400، صفحه 307-330

https://doi.org/10.22059/jarcs.2019.288249.142774

یونس یوسف وند، فرشاد میری

چکیده نواحی غرب ایران در طی دورۀ ساسانی و سده‌های نخستین اسلامی به دلیل موقعیت خاص جغرافیایی و نزدیکی به مراکز حکومتی از اهمیتی ویژه برخوردار بوده­اند. از جمله نواحی مهم غرب ایران طی این ادوار، می­ توان به ولایت ماسبذان اشاره کرد. طبق تقسیم ­بندی­ های جغرافیایی دورۀ ساسانی و اسلامی، ماسبذان به ترتیب در قالب ایالت ­های کًوَست خَوربَران و جبال قابل تعریف است که شهر سیروان/شیروان کرسی آن به شمار می­رفت. بنا به نظر پژوهشگران در جغرافیای سرزمینی کنونی ایران، ماسبذان منطبق بر بخش­های شمالی استان ایلام است. قابلیت­ ها و امکانات طبیعی بالای منطقه و موقعیت ارتباطی مناسب باعث شکل­ گیری و گسترش استقرارها و بناهای مهمی در آن شده است. «قلعه­ سام» یکی از آثار ارزشمند این ناحیه محسوب می­ شود که علی‌رغم اهمیت ویژۀ آن (به لحاظ شاخصه­ های معماری) تاکنون ناشناخته مانده است. این بنا در تنگۀ «سی­پله» در محدودۀ مرزی استان­ های لرستان و ایلام واقع شده است. قلعه‌سام از دو بخش مجزا (از نظر سازه‌ای) اما مرتبط با هم (از نظر کارکردی و تاریخ ساخت) تشکیل شده است؛ ساختار اصلی محوطه متشکل از بنای گنبددار آراسته به تزیینات گچ‌بری در پایین دست محوطه و دژی مستحکم در بالادست آن است. هدف مقالۀ حاضر آن است تا با اتکاء بر یافته­ های باستان­شناختی و شواهد معماری موجود، ضمن معرفی و شناساندن قلعه ­سام، هویت کارکردی و گاهنگاری آن ارزیابی و مورد تحلیل قرار گیرد. رویکرد تحقیق تاریخی است و یافته ­ها با استفاده از روش یافته­ اندوزی از منابع کتابخانه­ای و بررسی میدانی گردآوری شده ­اند. ویژگی­ های سازه­ای و ریخت ­شناسی قلعه‌سام، بیانگر آن است که این بنا اقامتگاهی امنیتی متعلق به شخصی عالی­رتبه بوده است. مشخصه­ های مکانی این بنا در ترکیب با سایر آثار موجود در تنگۀ سی­پله، نشان از غلبه انگیزه­ های سیاسی و امنیتی در ساخت آن دارد. عناصر معماری، سفال‌های پراکنده در عرصه و پیرامون محوطه و تزیینات گچ­ بری به ­کار رفته در بنا، نشانگر ساخت آن در بازۀ زمانی اواخر دورۀ ساسانی و سده ­های آغازین اسلامی است.

واکاوی هویتی شخص بدون ریش در نقش برجسته های اردشیر اول ساسانی

واکاوی هویتی شخص بدون ریش در نقش برجسته های اردشیر اول ساسانی

دوره 13، شماره 1، بهار 1400، صفحه 167-188

https://doi.org/10.22059/jarcs.2021.270894.142650

حمزه قبادی زاده، علی اصغر سلحشور، یونس یوسف وند

چکیده در چهار نقش ­برجسته­ی اردشیر بابکان در فیروزآباد، نقش رستم و نقش رجب و در پشت سر شاه، شخصی با صورت اصلاح‌کرده نمایش داده شده است. در مورد هویت این شخص نظرات مختلفی ارائه گردیده که با عناوین مختلفی چون خواجه­ی مگسپران، خدمتکار یا محافظ شاه از او یاد شده است. مقایسه­ی این نوع شمایل­نگاری با آنچه که از نمونه­های مشابه پیش از حکومت ساسانی در ایران زمان هخامنشی و آشور بر جای مانده نشان می­دهد که تراشیدن ریش یکی از سنت‌های رایج در میان روحانیون بلند پایه بوده که به احتمال در ادوار بعد خصوصاً دوره­ی ساسانی نیز تداوم داشته است. علاوه بر این، بر اساس بررسی برخی نشانه­های موجود و تحلیل روایت­های تاریخی، احتمال تعلق نقش شخص مذکور به فردی غیر از خانواده­ی سلطنتی وجود دارد.