کلیدواژه‌ها = باستان‌شناسی
تعداد مقالات: 9
تجارت دریایی ایران و چین در سده‌های یک تا دهم هجری با تکیه‌بر سفال‌های مکشوفه از منطقۀ خلیج‌فارس

تجارت دریایی ایران و چین در سده‌های یک تا دهم هجری با تکیه‌بر سفال‌های مکشوفه از منطقۀ خلیج‌فارس

دوره 17، شماره 1، خرداد 1404، صفحه 327-354

https://doi.org/10.22059/jarcs.2023.364689.143229

طیبه رحیمی، حسن کریمیان، کاظم امیدی

چکیده سابقۀ ارتباط ساکنان سرزمین‌های ایران و چین به شکل‌گیری امپراتوری‌های قدرتمند دو سرزمین و به‌مدت‌ها پیش از ظهور اسلام برمی‌گردد. به گواهی منابع مکتوب و مستندات باستان‌شناسانه، تجربۀ موفق ارتباطی دو سرزمین حتی متعاقب سقوط ساسانیان همچنان ادامه یافت. با تغییر پایتخت جهان اسلام به بغداد، باب جدیدی از مراودات دریایی آغاز و موجبات رونق مسیر دریایی و رشد بنادر خلیج‌فارس را فراهم ساخت. در این‌زمان، ارتباطات مستقیم و پیوسته‌ای با بنادر چین برقرار شد. گزارش‌های تاریخی سده‌های اولیه تا قرن 10ه‍.ق. اطلاعات قابل‌توجهی را از روند مراودات پر فراز و نشیب این دو سرزمین ارائه می‌دهند. روند مراودات نشان‌داده است که با تحولات تاریخی دو جانبه همسو بوده است؛ اما این موضوع تاکنون ازطریق مطالعات باستان‌شناسی که شواهد این ارتباطات را مستقیماً ازطریق بررسی یافته‌های مکشوفه از این منطقه دنبال می‌کند، مورد ارزیابی قرار نگرفته است؛ از این نظر فهم واقعی آن‌ها را دشوار می‌کند. باتوجه به این‌که مطالعات باستان‌شناسی با رویکردی مسئله محور یافته‌های فرهنگی را مورد بررسی قرار می‌دهد، به‌دنبال این موضوع هستیم که گاهنگاری یافته‌های سفالی تا چه میزان بر روند مراودات و نوسان آن تأکید دارند؟ در راستای پاسخ به این پرسش، از نتایج بررسی و مطالعات یافته‌های سفالی محوطه‌های باستانی این منطقه استفاده شده است. یافته‌های پژوهش نشان‌داد؛ هر چند گزارش‌های تاریخی صراحتاً در پاره‌ای موارد بر لغو کامل مراودات یا غیرمستقیم بودن آن تأکید دارند، اما گاهنگاری یافته‌های سفالی منطقۀ خلیج‌فارس روندی مستمر را در واردات آن‌ها نشان می‌دهد و حاصل آن بر یکپارپگی اطلاعات، به‌ویژه دقت در گاهنگاری یافته‌های سفالی و مطالعه کمی آن‌ها تأکید دارد.

تحلیل نقش و فرم سفال‌های تپه اسماعیل‌آباد

تحلیل نقش و فرم سفال‌های تپه اسماعیل‌آباد

دوره 10، شماره 1، تیر 1397، صفحه 189-205

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.251187.142534

احمد علی یاری، حسن طلائی

چکیده با توجه به وضعیت لایه‌‌های تپه اسماعیل‌آباد و فرا‌گیری سفال افق چشمه‌علی و شناسایی طبقات استقراری با معماری مشخص، همچنین طول مدت استقرار و تداوم این فرهنگ در تپه،  مهمترین و دقیق‌‌ترین اطلاعات را در اختیار می‌گذارد که با داده‌های  حاصل  از آن  می توان روند تغییرات و  تحولات فن آورانه، هنری، اجتماعی، اقتصادی  و باورهای آیینی را بررسی و مطالعه نمود. هدف این است که سنجیده شود در یک محوطه باستانی با ویژگی‌های تپه اسماعیل‌آباد روند  تغییر، تحول، رشد و بالندگی فرهنگ از لایه فرهنگی اول تا آخرین لایه  براساس داده‌ها  بویژه سفال‌ها چقدر قابل سنجش است. دگرگونی‌های سفال که بخشی از آن بر اثر تطور و رشد درونی فرهنگ در طول زمان به وجود می‌آید و بخش دیگر به علت پیوند‌های فرهنگی و اقتصادی با جوامع دور و نزدیک پدیدار می‌شود. در این مقاله تمام سعی و تلاش برای شناخت این  تغییرات تحولات درونی سفال و سیر دقیق آن شده است. در تحلیل‌های آماری نقوش، فرم،  با استفاده از پایگاه داده‌ها کامپیوتری مشخص شد که ظروف سفالی تپه اسماعیل‌آباد  یک  سیر تکاملی را طی کرده‌اند. در طبقات میانی همانند پیشرفت و تغییرات ملموس معماری از یک دوره درخشان  تولید سفال و شکوفایی هنری نیز برخودار بوده‌اند.
 

گاهنگاری و روند تداوم استقرار شهر جندی‌شاپور با تکیه بر شواهد باستان‌شناختی

گاهنگاری و روند تداوم استقرار شهر جندی‌شاپور با تکیه بر شواهد باستان‌شناختی

دوره 9، شماره 2، دی 1396، صفحه 103-121

https://doi.org/10.22059/jarcs.2018.211719.142309

محمد سعیدپور، کریم حاجی زاده، رضا رضالو، حسن کریمیان

چکیده تلاش پادشاهان ساسانی در احداث شهرها به‌ اندازه‌ای درخشان بود که به‌‌نام هر یک از آن‌ها یک یا چند شهر به ثبت رسیده است. چنان‌که از منابع تاریخی برمی‌آید، جندی­شاپور یکی از شهرهای مشهور شاپور اول در خوزستان است که همانند بیشاپور با پلان مستطیلی‌شکل ساخته شده بود و همانند بیشاپور، از یک‌طرف به رودخانه‌ی سیاه منصور محدود بود. لیکن در اینجا قلعه و دژی وجود نداشته تا از شهر حفاظت کند. باوجود کثرت مکتوبات تاریخی درخصوص این شهر عصر ساسانیان اطلاعات اندکی درباره‌ی تاریخ دقیق احداث و روند تداوم استقرار آن در دست است. همچنین سازمان اجتماعی ساکنان شهر و عملکرد محله‌های آن در هاله­ای از ابهام قرار دارد. به‌منظور رفع ابهاماتی از‌ این‌دست، مطالعات باستان­شناسانه نگارندگان با نقشه‌برداری و تهیه عکس هوایی از این شهر و سپس بررسی سامانمند باستان­شناختی در آن به انجام رسید و درمجموع چهل و یک تپه باستانی شناسایی و ثبت شد. هدف پژوهش حاضر شناخت دوره­های استقراری و چگونگی روند تداوم شهر تا دوره­های اسلامی بود. نتایج گونه­شناختی، مطالعه‌ی تطبیقی یافته­های سطحی، گاهنگاری و شناخت دوره­های استقراری این شهر را در پی داشت و روشن ساخت که استقرار در آن تا قرون متأخر اسلامی تداوم داشته است.

تحلیل داده‌های باستان‌شناختی دشت هرسین در دوران مس‌و‌سنگی

تحلیل داده‌های باستان‌شناختی دشت هرسین در دوران مس‌و‌سنگی

دوره 9، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 133-149

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.64009

محمدرضا سعیدی هرسینی

چکیده از اهداف بررسی باستان­شناختی منطقه­ی هرسین، شناخت ارتباطات فرهنگی این حوضه با دشت­های هم‌جوار آن است. با پژوهش­های صورت‌گرفته در این منطقه در مجموع 23 محوطه­ی دوران مس­وسنگی مورد مطالعه قرار گرفت. وجود دوره­های مس­وسنگی قدیم تا جدید در بین محوطه­ها حاکی از استمرار فرهنگی این دشت و پاسخی به مهاجرت­های صورت‌گرفته از سمت دشت­های غربی­تر و ظرفیت طبیعی این منطقه برای جای‌گیری سکونتگاه­های انسانی در طول هزاره­ی پنجم تا سوم قبل از میلاد بوده است. از سوی دیگر داده­ها، نشان می­دهد که حوضه­ی شرقی رودخانه­ی گاماسیاب در منطقه­ی زاگرس مرکزی با ویژگی­های طبیعی خاص و کوه­های بلند، دشت­های مسطح و دره‌های متعدد، از دیرباز موردتوجه و سکونت جوامع باستانی بوده ‌است. این مقاله با معرفی و تحلیل داده­های باستان­شناختی دشت هرسین در دوران مس­وسنگی به تحلیل تحولات فرهنگی این دشت در طول دوهزار و پانصد سال می‌پردازد.

تأملی معرفت‌شناختی در مفهوم ماده و معنا در باستان‌شناسی

تأملی معرفت‌شناختی در مفهوم ماده و معنا در باستان‌شناسی

دوره 9، شماره 1، خرداد 1396، صفحه 233-250

https://doi.org/10.22059/jarcs.2017.64014

حکمت الله ملاصالحی

چکیده این مقاله جستاری معرفت­شناختی پیرامون جایگاه ماده و معنا در باستان­شناسی است. باستان­شناسان با ماده­هایی درگیرند که یا فی­ حد ذاته اثر (Archaion) هستند یا مرتبط و منتسب به مدارک، شواهد، قرائن مادی و آثار مورد مطالعه­ی آن­ها. هر اثر، مدرک، ماده فرهنگی و فرهنگ مادی هماره ارجاع، اشاره و دلالت به چیزی به معنایی به نیت و غایتی دارد که بیرون از آن است، نه در درون و متّصل به آن، مدارک، شواهد و آثار مورد مطالعه­ی باستان­شناسان به­دلیل اثریّت و ماهیت مدرک بودنشان پیشاپیش فی­ حد ذاته خصیصه مرجوعیت دارند. مرجوعیت به معناها یا «لوگوس­» هایی که مفقود هستند. ارجاع، اشاره و دلالت به نیت­هـا،  غرض­هـا، هدف­هـا، مقصدهـا و غایت­هـا یا «آرخه» ­هایی دارنـد که در باسـتان­شـناسی مفقود و غـایب هسـتند. باستان­شناسی از این منظر هم دانش و دانـایی مـاده و هم معنا هم مـیدان گردآوری داده­های مشهود و هم مقام داوری بوده­های مفقود و هم مهارت، مهندسی و مدیریت کشف جام­های شکسته است و هم هنر، خرد، بصیرت، مهارت برکشیدن و برگرفتن و به­کف آوردن جرعه­ای­­ از باده معناهای ریخته. اما چگونه؟ درجه، دامنه مرجوعیت، ارجاع­پذیری ماده­ها و مدارک باستان­شناسی آن­قدر هست که بتوان از نردبان­های فرسوده و شکسته ماده­های الکن، خاموش، مخدوش، معیوب، متفرق، مثله و بی­نام باستان­شناختی به بام معناهای مفقود و غایب بر شد؟ می­توان از انکشاف ماده­های ملموس به اختفای معناهای مفقود و غایب نقب باستان­شناسانه زد و ره باستان­شنانه برد و به معرفت و منظری معتمد درباره روند­ها، رخدادها، واقعیت­های متوقف، منجمد و مفقود گذشته دستیافت؟ پاسخ به پرسشی از این دست و گشودن گره­های کور و فراز آمدن بر معضلاتی از این جنس هرچند سهل­الوصول نیست لیکن طرح و بحث، نقد و تحلیشان آنقدر هم بیهوده و بی­ثمر نخواهد بود.

درآمدی بر باستان‌شناسی و سیاست

درآمدی بر باستان‌شناسی و سیاست

دوره 3، شماره 1، شهریور 1390، صفحه 1-13

بهرام آجرلو

چکیده از همان آغاز، باستان‌شناسی برای سیاستمداران کاربرد سیاسی داشته است. سیاستمداران، باستان‌شناسی را برای تخریب و یا خلق تاریخ و هویت‌های کاذب ملّی و قومی به‌کار گرفته‌اند؛ و یا اینکه تلاش کرده‌اند به یاری باستان‌شناسی و با بسترسازی‌های فرهنگی، پدیده‌های اجتماعی-ـ‌سیاسیِ جامعه را کنترل و هدایت کنند؛ همچنین نقش مهم باستان‌شناسی در گسترش توریسم فرهنگی و منافع اقتصادی آن از نظر سیاستمداران دور نمانده است. باستان‌شناسی را می‌توان در پشت پدیده‌های سیاسی ناسیونالیسم، قوم‌گرایی، تجزیه‌طلبی، انترناسیونالیسم و یا فدرالیسم مشاهده کرد و هم اینکه باستان‌شناسی، مدارک تاریخی موردنیاز سیاستمداران را برای اثبات حقانیت ایده‌های سیاسی ایشان فراهم می‌کند. باستان‌شناسی و سیاست در تعامل با یکدیگرند. باستان‌شناسی مارکسیست با یک انقلاب قهرآلود ایدئولوژیکی شکل گرفت و به‌مدّت هفتاد سال، بخشی از پیکر? ایدئولوژی سیاسی اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی باقی ماند. باستان‌شناسی‌های ناسیونالیست و نژادپرست در خدمت حکومت‌های تمامیت‌خواه قرار گرفتند تا جامعه مشروعیت تاریخی آنها را بپذیرد؛ در فلسطین اشغالی نیز صهیونیسم به‌وسیل? باستان‌شناسی کوشیده است به آرمان‌شهر اسرائیلِ باستان تجسم تاریخی بخشد؛ و یا اتحادی? اروپا بدین‌شیوه در تلاش است که واگرایی تاریخی ملل اروپایی را به هم‌گرایی قرن بیست و یکم متحوّل کند. هرچند که باستان‌شناسی را از سیاست، گریزی نیست اما به‌نظر می‌رسد که تنها راه حل مسئله، ترسیم چشم انداز جهانی باستان‌شناسی در چهارچوب میراث مشترک جهانی و نیز توسع? رهیافت انسان‌شناختی در باستان‌شناسی است.

بررسی معادن و محوطه‌های مربوط به ذوب فلز در شهرستان بردسیر

بررسی معادن و محوطه‌های مربوط به ذوب فلز در شهرستان بردسیر

دوره 1، شماره 2، اسفند 1388، صفحه 23-37

علیرضا خسروزاده

چکیده شهرستان بردسیر از نظر کانسارهای فلزی، به ویژه مس، از غنی‌ترین مناطق شرق ایران است. بیشتر این کانسارها در منطقة غربی و جنوب غربی بردسیر در منطقة کوه پنج واقع شده‌اند. برخی از این کانسارها از دورة پیش از تاریخ تا سده‌های متأخّر اسلامی استحصال شده‌اند.
اطّلاعاتی که در این مقاله ارائه می‌شود بررسی شماری از معادن باستانی و محوطه‌های ذوب فلز بخشهای غربی و جنوب غربی بردسیر است که طیّ بررسی و شناسایی فصل دوم که در تیر و مرداد 1383 انجام شد، ثبت شده‌اند. طیّ این بررسی، 27 معدن باستانی و محوطه ذوب فلز، که بر سطح آنها تلنبار سرباره فلز و بقایای کوره وجود داشت، شناسایی شد.
بیشتر معادن، روباز و به شکل شیاری و افقی هستند. هرچند معادنی به شکل تونلهای عمودی و چاهی شکل نیز شناسایی شد. بر اساس مطالعات اوّلیّه روی مواد فرهنگی کم شمار به دست آمده از این معادن، بیشتر این معادن مربوط به دورة اسلامی هستند. از سطح محوطه‌های مربوط به ذوب فلز، شمار بیشتری تکّه سفال به دست آمد که بیشتر آنها مربوط به دورة اسلامی (عمدتاً صفویه)، اشکانی و ساسانی است. از سطح یکی از محوطه‌ها نیز تکّه سفال شاخص مربوط به آغاز تاریخی به دست آمد. تعدادی از این محوطه‌های سرباره‌ای چسبیده یا در نزدیکی محوطه‌های استقراری قرار داشتند که بر اساس این محوطه‌های استقراری می‌توان این محوطه‌های سرباره‌ای را نیز تاریخ‌گذاری کرد. در کنار معادن و تعدادی از محوطه‌های ذوب فلز، بقایای سازه‌هایی دیده می‌شود که با استفاده از سنگهای لاشه بدون ملاط ساخته شده‌اند.

جایگاه نذورات و پیشکش قربانی

جایگاه نذورات و پیشکش قربانی

دوره 1، شماره 2، اسفند 1388، صفحه 39-47

آرمان شیشه‌گر

چکیده با پدید آمدن جوامع انسانی، نیاز روحی به ستودن خالق و نذر و پیشکش قربانی برای رسیدن به سلامتی و آرزوها باعث شد تا مکانهایی به شکل نیایشگاه با جایگاههایی ویژه برای پیشکش نذورات و قربانی در آنها، در میان اقوام و فرهنگهای گوناگون به وجود آید. این مقاله به اجمال به بررسی جایگاه نذورات از نظر واژه‌شناسی و ریشه‌یابی لغت، آئین‌ها و آداب و رسوم و ساختار آن و نیز موادی که برای پیشکش به کار می‌رفته است ـ در دوره‌ها و مکانهای مختلف در فلات ایران از حدود هزارة سوم ق.م. تا دوران اسلامی ـ می‌پردازد و اشاره‌ای به ادامة سنّت پیشکش نذورات و قربانی تا روزگار حاضر دارد و نشان می‌دهد که این جایگاه و آیین‌های مربوط به آن به یک زمان و مکان و یا یک دین و مذهب خاص منحصر نبوده است.

بررسی و تحلیل استقرارهای اشکانی دامنه‌های شمالی الوند (همدان)

بررسی و تحلیل استقرارهای اشکانی دامنه‌های شمالی الوند (همدان)

دوره 1، شماره 1، شهریور 1388، صفحه 135-153

عباس مترجم، بهزاد بلمکی

چکیده طیّ این بررسی، در مجموع 29 محوطة دارای آثار اشکانی شناسایی شد. با تحلیل داده‌های جمع‌آوری شده، الگوهای استقراری محوطه‌ها بر اساس شاخصهای محیطی شامل ارتفاع، درجة شیب، منابع آب، پوستة زمین، پوشش گیاهی، قابلیّت‌های کاربری اراضی و مشخّصات محوطه‌ها شامل وسعت، دوره‌ بندی (گاهنگاری)، پراکندگی و تراکم آنها با استفاده از سیستم اطّلاعات جغرافیایی (GIS) و روش آماری تحلیل خوشه‌ای در پنج ‌خوشة الف، ب، ج، د و هـتعیین گردید. بر اساس داده‌های محیطی، تغییر شیب در دامنه‌ها از رأس به دشتهای اطراف بوده و تراکم رسوبات فرسایشی از کوههای مجاور و همچنین نفوذ شبکه‌های فصلی اطراف،‌ در شمال غرب منطقه و همچنین درّه‌های پایین، سبب گسترش سکونتگاه‌های دائم انسانی و مزارع شده است. از سوی دیگر، افزایش استقرارهای موجود در مراتع با ارتفاع نسبتاً بالا از سطح دریا و نامناسب برای کشاورزی، وسعت زیاد محوطه‌ها و سطحی بودن آثار قرار گرفته بر روی بستر طبیعی، بیانگر رشد فزایندة جمعیّت کوچ رو در این منطقه نسبت به سکونتگاه‌های دائمی ‌است.