دوره و شماره: دوره 6، شماره 1، شهریور 1393، صفحه 1-162 
تعداد مقالات: 10

تحلیل الگوهای استقراری و حوزة گیرش محوطه‌‌های عصر مس‌سنگی واقع در اطراف الوند در ارتباط با تشابهات منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای

صفحه 1-20

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52669

رویا تاج بخش، بهزاد بلمکی

چکیده محوطه­های نویافتة مس­سنگی در دامنه­های کوه الوند و دشت همدان، نقش مهمی در ترسیم الگوی استقراری، با توجه به ویژگی‌ خاص زیست' محیطی منطقه دارد. چرا که تا پیش از این، اطلاعات موجود در خصوص پیش­از­تاریخ منطقۀ همدان محدود به مناطق هم‌جوار بود. بررسی جایگاه این 10 محوطة نویافته، می‌تواند زمینه را برای ورود به بحث جابجایی­های جمعیتی و نوع مکان­گزینی در دشت همدان با موقعیتی مرکزی، بین دو ناحیه فرهنگی زاگرس مرکزی و مرکز فلات ایران فراهم آورد. رویکرد پژوهشی این تحقیق، بر مبنای تحلیل اطلاعات بررسی میدانی با نگرش سیستم اطلاعات جغرافیایی و ترکیب با داده­های حاصل از ارزیابی­های زیست' محیطی در شرایط کنونی است که در نهایت به تحلیل حوزة معیشت (حوزة گیرش) می‌انجامد. لازم به ذکر است که این تحلیل، به میزان منابع طبیعی که یک مکان باستانی می‌تواند از آن برای برآوردهای زیستی استفاده کند، توجه خاصی دارد.

تحلیل معماری بندر باستانی سیراف در بخش ساحلی با تکیه بر مطالعات باستان‌شناسی زیر آب

صفحه 38-21

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52671

حسین توفیقیان

چکیده برخی از محققین بر این باورند که به­ دلیل وقوع زلزلۀ شدید و سونامی در قرن چهارم هجری، بخش بزرگی از سیراف به درون آب واژگون شده است. با توجه به شواهد و مدارک موجود و بررسی صورت گرفته در سواحل و آب‌های پیرامون سیراف، نگارنده معتقد است که با وجود وقوع زلزلۀ ویران کننده، تخریب زیادی در سازه­های ساحلی ایجاد نشده بلکه تخریب­های مشهود در دیوارۀ ساحلی به مرور زمان و به دلیل هجوم امواج دریا ایجاد شده است. این زلزله، اگرچه باعث زوال تدریجی این بندر تاریخی گردیده، شیب ملایم و کم­عمق ساحل به گونه­ایست که امکان واژگونی سازه­های بندری به درون آب وجود ندارد. طرح این نظریه، بر اساس مطالعۀ کوره­های سفالگری و دیوارۀ ساحلی به­دست آمده در کاوش­های باستان­شناسی، نتایج حاصل از  بررسی‌های باستان­شناسی زیر آب و انجام عملیات غواصی است

طلوع و غروب یک پایتخت: شکل‌یابی، توسعه، اقتدار و اضمحلال شهر سلطانیه

صفحه 39-54

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52672

همایون رضوان، حسن کریمیان

چکیده با وجود آن که ایلخانان (750-654 ﻫ.ق) مراغه و سپس تبریز را به پایتختی برگزیدند، اندیشۀ ایجاد شهری که نمادی از امپراتوری این صحرانوردان باشد آنها را به ساخت سلطانیه ترغیب نمود. طرح غازان­خان در ایجاد این پایتخت نوساز به روزگار فرمانروایی سلطان محمد خدابنده اجرا شد و توسعۀ سریع سلطانیه آن را در زمرۀ باشکوه­ترین شهرهای جهان درآورد؛ شکوهی که تا پایان فرمانروایی جلایریان (835 ﻫ­.­ق) استمرار یافت، لیکن متعاقب تهاجم تیمور گورکانی (786 ﻫ.ق) فروکش نمود تا این که از آن پایتخت عظیم، تنها آثار معدودی بر جای مانده است. در خصوص چگونگی فرم، عملکرد، سازمان فضایی و ساختار اجتماعی ساکنان این ابرشهر ایلخانی پرسش‌های فراوانی قابلیت طرح می‌یابد. پژوهش حاضر در پی آن است تا با اتکاء به شواهد باستان‌شناسانه عوامل مؤثر بر ظهور، توسعه و افول این شهر را مورد کنکاش قرار دهد. در نتیجۀ این پژوهش فهرستی از عوامل مذکور احصاء گردیده­ است

نتایج آزمایشات پتروگرافی نمونه‌های سفالی تپۀ گراتزیانی

صفحه 55-66

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52674

جواد سلمانزاده، حسینعلی کاوش، حسن فاضلی نشلی، سید ایرج بهشتی

چکیده در این مقاله نتایج آزمایشات پتروگرافی بر روی سیزده قطعه سفال به­دست­آمده از اولین فصل حفاری تپۀ گراتزیانی در دشت سیستان ارائه شده است. آزمایش­های صورت­گرفته بر روی این قطعات با میکروسکوپ پلاریزان مدلJames Swift، در آزمایشگاه پتروگرافی پژوهشکدۀ حفاظت و مرمت آثار پژوهشگاه سازمان میراث فرهنگی، با هدف مشخص ساختن بومی­ یا وارداتی بودن این سفال­ها انجام شد که بر اساس نتایج آزمایش­ها و نیز بررسی نقشۀ زمین­شناسی منطقه مشخص گردید که منشأ همۀ سفال­ها تولید محلی بوده است. همچنین ساختارهای به­جامانده از کوره­های سفال­پزی نیز بر بومی ­بودن سفال­های گراتزیانی تأکید دارد. مقاطع سفال­های مورد آزمایش قرار گرفته نیز نشان از فراتر نرفتن درجة پخت از 800 درجه را دارد که این امر به دلیل وجود میکرات «کلسیت ریزبلور» با اندازه کمتر از 4­میکرون و اسپارایت «کلسیت درشت­بلور» می­باشد.

روستانشینی و تغییرات ‌فرهنگی جوامع شرق زاگرس مرکزی: کاوش باستان‌شناختی تپۀ قلاگپ

صفحه 67-86

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52676

مصطفی عبدالهی، کمال‌الدین نیکنامی، مرتضی حصاری، علیرضا سرداری زارچی

چکیده منطقۀ زاگرس مرکزی یکی از مناطق مهم استقرار انسان از دوره­های پیش­­ از­ تاریخ بوده است. مطالعه در این بخش به دنبال بررسی­ها و کاوش­های باستان­شناختی­ای بوده که از آغاز قرن بیستم صورت گرفته است، با­ این­­ حال، اطلاعات کافی در خصوص گاهنگاری مطلق و چگونگی فرایندهای گذر از مراحل مختلف را آشکار نساخته است. در این بین، در شرق زاگرس مرکزی که شامل لرستان شرقی نیز می­شود، تاکنون پژوهش­های اندکی انجام گرفته است. بنابراین، دشت ازنا، می­تواند به عنوان یکی از کانون­های مهم فرهنگی این منطقه، چشم­انداز روشنی را مطرح سازد. کاوش باستان­شناختی تپۀ قلاگپ نیز در این راستا صورت گرفت و از اهداف کاوش­ این محوطه، بازنگری و آگاهی از وضعیت گاهنگاری منطقه­ای زاگرس مرکزی در نگاه کلی و همچنین گاهنگاری محلی دشت ازنا از منظر بومی بوده است.

تأثیرات متقابل نیشابور و راه ابریشم در دورۀ ساسانی

صفحه 87-97

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52677

میثم لباف خانیکی

چکیده راه ابریشم به مثابه عمده­ترین مسیر ارتباطی میان تمدن­های غرب و شرق تأثیر به­سزایی در وقوع رویدادهای تاریخی داشته است. این شاهراه علاوه بر آنکه در طول تاریخ بستری مساعد برای مبادلات بازرگانی به شمار می­رفته، گهگاه به عنوان مسیر تهاجمات و لشکرکشی­های اقوام مهاجم به سرزمین ایران نیز مورد استفاده قرار می­گرفته است. وجود کلان­شهرهای باستانی همچون نیشابور در مسیر راه ابریشم شاهد روشنی است بر نقش این شاهراه در شکل­گیری مراکز جمعیتی، اقتصادی و حکومتی در دنیای باستان. راه ابریشم از طرفی، یکی از مهم­ترین عوامل شکل­گیری شهر نیشابور به شمار می­رود و از طرف دیگر شهر نیشابور در مقاطع مهمی از تاریخ ایران سبب رونق شاهراه مزبور شده است. پاره­ای از فرایندهایی که ارتباط دو سویة راه ابریشم و شهر نیشابور را توضیح می­دهند از طریق متون تاریخی و بخش دیگر از گذر مطالعات باستان­شناسی قابل درک است.

مکان‌یابی مَرهَشی باستان بر اساس داده‌های تاریخی و باستان‌شناسی

صفحه 99-110

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52678

ابراهیم مرادی

چکیده بر اساس داده­های تاریخی، مرهشی یکی از نواحی پرتنش ایران در هزاره­های دوم و سوم ق.­م بوده که در بیشتر زمان حیاتش یکی از متحدان مهم ایلام باستان بوده است و نام آن همواره در کنار نام ایلام باستان در کتیبه­ها و سالنامه­های به­دست آمده از میان­رودان ذکر شده است. هدف این مقاله تعیین موقعیت جغرافیایی منطقه یا شهر مرهشی است. در مورد مکان مرهشی نظریات متفاوتی وجود دارد؛ براساس داده­های مکتوب و نظر اکثر باستان­شناسان بایستی در محدودۀ استان ایلام به جستجوی منطقۀ مرهشی پرداخت. در یک بررسی باستان­شناسی که نگارنده اخیرا در منطقۀ پشت­کوه ایلام صورت داده است، محوطه­های متعددی متعلق به دورۀ ایلام باستان­ شناسایی شده است. از جملۀ این محوطه­ها می­توان به محوطۀ «کول­خزینه» اشاره نمود. داده­هایباستان­شناسی به­دست آمده از محوطۀ مذکور حاکی از اینست که به احتمال زیاد محوطۀ کول­خزینه، همان مرهشی باستان یا مرکز مهمی مرتبط با مرهشی می­باشد.

مطالعات باستان‌سنجی و مرمتی بر روی منتخبی از اشیاء مس-پایة دورۀ مفرغ پایانی از تپۀ بازگیر، دشت گرگان

صفحه 111-128

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52679

مرضیه مصلحی، مهناز عبدالله‌خان گرجی، نیما نظافتی، جبرئیل نوکنده، قربانعلی عباسی

چکیده تپۀ بازگیر در 76­کیلومتری شمال شرق ترنگ­تپه، در قسمت شرقی دشت گرگان قرار دارد. مجموعة فلزی بازگیر در سال 1379 کشف و در سال­1389 مورد کاوش باستان­شناختی قرار گرفت. مجموعه اشیاء فلزی، دارای تنوع در شکل و کاربری است و از نظر زمانی به دورۀ مفرغ پایانی(همزمان IIIC تپه حصار) می­رسد. در این تحقیق، از روش­هایی چون میکروسکوپ متالوگرافی، SEM-EDS وXRD  برای تعیین تکنیک ساخت، نوع آلیاژ و ترکیب شیمیایی، شناسایی محصولات خوردگی و چگونگی تأثیرات محیط دفن بر روی شش شیء استفاده شد. آثار مورد مطالعه از جنس آلیاژ مس'آرسنیک بوده و به روش ریخته­گری ساخته شده ‌است. ساختار آثار و مشخصات محیط دفن آنها، ترکیب و ساختار پاتین را تحت­تأثیر قرار داده است. شرایط محیط، ترکیبات خاک و نحوۀ قرارگیری اشیاء باعث کاهشِ سرعت خوردگی در طول زمان شده و بدین­ترتیب این آثار بعد از گذشت مدت­زمانی، با محیط خود به تعادل رسیده است

سفال دورۀ شیماشکی در درۀ سیمره؛ بر اساس مطالعۀ موردی قلعۀ زینل و غارَت‌مالگه

صفحه 129-148

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52680

خداکرم مظاهری، بهرام کریمی

چکیده هدف این مقاله مطالعه، بررسی و معرفی سفال دورۀ شیماشکی در درۀ سیمره است. بررسی­های باستان­شناسی حاکی از اینست که در دوران مفرغ، سنّت سفال منقوش گودین III در درۀ سیمره رواج داشته و تنها یک­بار، در روند توسعۀ این نوع سنّت سفالگری خلل ایجاد شده و آن، هم­زمان با مرحلۀ گودین III4 است که در این زمان با نفوذ سفال دوره شیماشکی دشت شوشان در درۀ سیمره مواجه­ایم و سفال­های شاخص آن در بررسی­های قلعه­زینل و غارَت­مالگه گردآوری شده است. به احتمال بسیار گسترش سفال دورۀ شیماشکی تا درۀ سیمره، تحت­تأثیر لشگرکشی­های‌ سلسلۀ اور III رخ داده است. بعد از این مرحله، دوباره شاهد تداوم رواج سنّت سفال منقوش گودین III در درۀ سیمره هستیم. روند توسعۀ سفال منقوش گودین III در درۀ سیمره، موجب تقویت نظر دانشمندانی می­شود که معتقدند سرزمین شیماشکی در ارتفاعات شمال دشت شوشان قرار دارد، هرچند که نمی­توان این موضوع را تنها با استفاده از داده­های غیر مکتوب اثبات نمود.

پژوهشی باستان‌شناختی در بنای آرامگاهی «‌برج قربان‌» همدان

صفحه 149-162

https://doi.org/10.22059/jarcs.2014.52681

رضا نظری‌ارشد، محمود طاووسی، سوسن بیانی، جواد نیستانی

چکیده استان همدان در پهنۀ غربی کشور از جمله مناطقی است که بناهای ارزشمندی را از دوران اسلامی در خود جای داده است. بخش مهمی از این آثار را آرامگاه­ها و یادمان­های تدفینی تشکیل می­دهند. یادمان معماری« برج قربان» در شهر همدان از آرامگاه­های برجی شاخص دوران اسلامی است که تاکنون به­گونۀ مطلوبی مطالعه نشده است. به همین منظور نگارندگان، بنای مزبور را از دیدگاه­ تاریخی، مزارشناسی و باستان­شناختی مورد مطالعه و پژوهش قرار داده­اند. برآیند این مطالعات نشان­دهندۀ آنست که بنا، مدفن یکی از مفاخر دینی صاحب­نام عهد سلجوقی به نام «خواجه حافظ ابوالعلای همدانی» است و ساختمان مقبره در دورّۀ ایلخانان احداث شده است. ویژگی خاص معماری این بنا، کاربست نقشۀ دوازده ضلعی در داخل و بیرون آن می­باشد.