افراسیاب گراوند؛ مهناز شریفی؛ فاطمه ملک پور
چکیده
تپه اهرنجان یکی از شاخصترین محوطههای حوضۀ دریاچۀ ارومیه است که باتوجه به مختصات منحصربهفرد فرهنگی که دارد، نقش مهمی در ادبیات باستانشناسی منطقه ایفا نموده است؛ چراکه اطلاعات ما درخصوص نوسنگی ...
بیشتر
تپه اهرنجان یکی از شاخصترین محوطههای حوضۀ دریاچۀ ارومیه است که باتوجه به مختصات منحصربهفرد فرهنگی که دارد، نقش مهمی در ادبیات باستانشناسی منطقه ایفا نموده است؛ چراکه اطلاعات ما درخصوص نوسنگی این منطقۀ بسیار مهم، ناشناخته باقیمانده و دانستههای ما از این بازۀ زمانی بسیار محدود است. اهرنجان دارای انباشت ضخیمی از دورۀ نوسنگی است که حدود 10متر لایههای فرهنگی با نُه فاز استقراری را دربر میگیرد. هدف از این پژوهش تبیین توالی فرهنگی، گاهنگاری مطلق و پاسخ به این پرسش مهم است که، آیا شواهدی از نوسنگی بدون سفال در اهرنجان وجود دارد؟ یا استقرار صرفاً در دورۀ نوسنگی با سفال صورت پذیرفته است؟ نتایج این پژوهش منجر به کشف تدفین دستهجمعی انسانی داخل فضای مسکونی و شناسایی کورههای حرارتی شد که در نوع خود منحصر بوده است. مواد فرهنگی اهرنجان شباهتهایی با جارمو از یکسو، و با دیگر محوطههای همزمان ازجمله حاجیفیروز و یانیکتپه در حوضۀ دریاچۀ ارومیه، از سوی دیگر دارد؛ اما باوجود برخی تشابهات، تفاوتهای بنیادینی نیز با حاجیفیروز دارد، با عنایت به اینکه اهرنجان و حاجیفیروز همافق هستند، اما دارای تفاوتهای ساختاری بودهاند؛ بنابراین باتوجه به مواد فرهنگی اهرنجان باید اذعان نمود که این محوطه در چارچوب فرهنگ حاجیفیروز که پیشتر معرفی شده، نمیگنجد و شاخصههای متفاوتتری نسبت به حاجیفیرور و دیگر محوطههای همافق داراست و این مسئله به دلیل قدمت بیشتر اهرنجان از حاجی فیروز است، چنانچه آزمایش C14 تاریخ 5988پ.م. را مشخص نمود؛ این پژوهش نشانداد در دورۀ نوسنگی جدید در منطقۀ شمالغرب، همگونی فرهنگی وجود نداشته و ما نَه با همسانی فرهنگی، بلکه با تنوع فرهنگی مواجه هستیم.