امیر راکعی؛ گودرز رشتیانی
چکیده
این پژوهش به بررسی سیر تاریخی نامهایی میپردازد که در طول زمان به تختجمشید، یکی از برجستهترین محوطههای باستانی ایران، اطلاق شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش، این پرسش است که، چگونه تغییرات در نامگذاری ...
بیشتر
این پژوهش به بررسی سیر تاریخی نامهایی میپردازد که در طول زمان به تختجمشید، یکی از برجستهترین محوطههای باستانی ایران، اطلاق شده است. مسئلۀ اصلی پژوهش، این پرسش است که، چگونه تغییرات در نامگذاری یادمانهای باستانی بازتابی از دگرگونیهای گستردهتر در حافظۀ جمعی، ایدئولوژی و هویت فرهنگی هستند. هدف اصلی مطالعه، دنبال کردن فرآیندهایی است که طی آنها نامهایی چون «پارسه» در سنگنوشتههای هخامنشی تا «تختجمشید» در دورههای متأخرتر، در بستری از گفتمانهای تاریخی، دینی و فرهنگی شکل گرفتهاند. این پژوهش با بهرهگیری از رویکردی میانرشتهای که تحلیل زبانشناختی، تاریخی و باستانشناختی را با یکدیگر تلفیق میکند، به بررسی منابع متنوعی ازجمله کتیبههای سلطنتی، متون تاریخی کلاسیک و اسلامی، سفرنامهها و ادبیات اسطورهای میپردازد و به نقطۀ عطفی در دوران مدرن اشاره میکند که پیشرفتهای علمی در حوزۀ باستانشناسی، بهویژه رمزگشایی خطوط میخی، موجب رفع برداشتهای نادرست تاریخی شد و نام اصیل «پارسه» که در روزگار هخامنشیان بهکار میرفت، بار دیگر به هویت این مجموعه بازگردانده شد. یافتههای پژوهش نشان میدهد که تاریخ نامگذاری تختجمشید صرفاً موضوعی واژگانی نیست، بلکه دریچهای مهم برای درک چگونگی به یاد آوردن، بازتفسیر و بازسازی گذشته است. با قرار دادن این تاریخ نامشناختی در دل مباحث کلانتری چون: باستانشناسی، میراثفرهنگی، حافظۀ تاریخی و تاریخنگاری، این پژوهش سهمی در فهم ژرفتر فرآیندهای فرهنگیای دارد که هویت تاریخی را شکل میدهند و بازتعریف میکنند.